تبليغاتX
کوه نوردی، ورزش و سلامتی
ترجمه در مسیر دانایی

باربر های نپالی احتمالا کارآمد ترین باربران جهان هستند

 

اگر باربران نپالی را در حال کار دیده باشید ممکن است فکر کنید که دارای قدرت فوق بشری هستند. چه دلیل دیگری برای توضیح توانایی آنها برای حمل بارهایی بیش از 45 کیلو در مسافت های طولانی در زمین های شیب دار هیمالیا وجود دارد؟

اکنون دانشمندان می گویند که سرنخی را در مورد نحوه انجام این کار توسط باربران یافته اند: آنها انرژی کمتری را نسبت به افراد دیگر برای انجام این کار یکسان مصرف می کنند.

نورمن هگلوند ، فیزیولوژیست در دانشگاه کاتولیک لووین در بلژیک سرپرست این تحقیق بود ، که بخشی از بودجه آن به وسیله کمیته تحقیق و بررسی انجمن  ملی جغرافیا تامین شد.

بیست سال قبل هگلوند زنان آفریقایی را در کنیا – که اغلب بارها را در حالت تعادل در بالای سرشان حمل می کنند – مطالعه کرد تا کارایی حمل بار منحصر بفرد آنها را بررسی کند. بنابه تازه ترین مطالعه تو باربران نپال در انجام کارشان حتی از این هم کارآمدتر هستند. اما ، علت دقیق آن نامعلوم است.

توانایی های حمل بار نپالی ها بقدری مشهور است که کلمه شرپا ، اصطلاحی برای یکی از گروه های قومی این کشور ، مترادف با " باربر " شده است.

یک باربر نپالی عادی باری تقریبا هم وزن خود را حمل می کند. هگلوند و همکارانش دریافتند که به هنگام انجام این کار ، باربر انرژی کمتری را به ازاء هر پوند در مقایسه با کوه نوردی که نصف این بار را حمل می کند ، می سوزاند.

این توانایی قابل توجه به باربران کمک می کند تا از راه حمل کالا در مسافت های دور بین بازارها در منطقه هیمالیا روزی خود را بدست آورند. مثلا بازار هفتگی در شهر بازاری نامچه Namche   جایی است که بازرگانان از تمام نواحی منطقه کوه اورست در آنجا جمع می شوند. هگلوند گفت :" اغلب گروه های راه پیمایی متشکل از زن و شوهر را می بینید. " باربرها کالا را در دره کاتماندو بارگیری می کنند و بارهایشان را از سحر تا غروب در طول هفته یا بیشتر حمل می کنند تا به نامچه که در ارتفاع 3500 متری قرار دارد برسند . در طول مسیر ، این باربران بیش از 100 کیلومتر مسیر پاکوب ناهموار را طی می کنند. در طی سفر ، حدود 8 کیلومتر مسیرسربالایی را صعود می کنند و حدود 5/6 کیلومتر را پایین می آیند. پس از اینکه باربران کالاهایشان را در نامچه فروختند ، برای بدست آوردن بار بیشتر به سرعت بر می گردند.

هگلوند گفت :" آنها به معنای واقعی کلمه به طرف پایین کوه می دوند و می توانند در حدود دو روز به خانه برسند. "

 

چندین تن بار

هگلوند و همکارانش ، در طی تحقیق میدانی شان در یک روز باربران را متوقف و بارهای آنها را در نزدیکی نامچه وزن کردند . این محققان برآورد کردند که بیش از 500 مرد و حدود 100 زن تقریبا 30 تن کالا را در آن روز به بازار حمل کردند.

این محققان گزارش می کنند که به طور متوسط مردان و زنان به ترتیب 93 و 66 درصد وزن بدن شان بار حمل می کنند.

بندیکت شپنز همکار هگلوند گفت :" دیدن این افراد که  با چنین بارهای سنگینی راه می روند بسیار خیره کننده است. این کار بزرگ به ویژه خیره کننده است چون آنها معمولا خوب مجهز نیستند و کفش های بسیار نامناسبی دارند. "

وسیله باربر ساده اما موثر است: بار داخل سبد ی بزرگ یا دوکو doko گذاشته می شود، که در پشت قرار می گیرد. بندی زیر دوکو و بالای فرق سر که بیشترین وزن را تحمل می کند قرار می گیرد. هر باربر عصای T شکلی به نام توکما tokma هم دارد.

هنگام سفر باربر ها گاهی اوقات بیش از زمانی که راه رفته اند ، می ایستند. هگلوند گفت :" در سرازیری به اندازه 15 ثانیه راه می روند و 45 ثانیه استراحت می کنند. " در هر توقف ، از توکما یشان برای حمایت از بارشان استفاده می کنند ، که این کار ، استراحت در حالت سرپا را میسر می سازد.

 

معمای خوب

روجر کرام کارشناس حرکت انسان و حیوان در دانشگاه کلرادو در بولدر گفت :" در گوشه و کنار جهان افراد زیادی از سرشان برای حمل بار استفاده می کنند. جهانی بودن حمل بار بر روی سر – به استثنا غرب اروپا و آمریکای شمالی شگفت انگیز است. "

کرام افزود :" اما بارهای بسیار بزرگ شان نپالی ها را مستثنی می کند. اینکه چگونه به هنگام راه رفتن انرژی را حفظ می کنند معمای علمی خوبی است ." محققان این مطالعه جدید ، کاملا به راز این معما دست نیافته اند.

هگلوند دریافته است که زنان آفریقایی از شیوه راه رفتن خاصی برای حفظ 80 درصد اندازه حرکت هر گام استفاده می کنند. اما این شیوه تنها در زمین صاف جواب می دهد ، و در نپال این نوع زمین کمتر پیدا می شود.

هگلوند گفت که انتقال انرژی باربر حدود 65 درصد است ، درست مثل شما یا من. " ممکن است این گونه باشد. اما آنها یقینا مثل بقیه ما زیر بارهایشان به تقلا نمی افتند.  

 

نویسنده : Ben Harder    16 ژوئن 2005

منبع : www.nationalgeographic.com

مترجم : فریدون شیرمحمدلی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 22:55  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

ویتامین C به طولانی تر شدن انجام  ورزش  کمک نمی کند

 

دوشنبه 21 آوریل 2008

برخی ورزشکاران ویتامین C مصرف می کنند چون فکر می کنند به  بهبودی زودتر آنها کمک می کند. اما مطالعه ای که در دانشگاه والنسیا در اسپانیا انجام شد نشان می دهد که ویتامین C می تواند ورزشکار را در ورزش های بلند مدت زودتر خسته کند.

هر سلول عضلانی ، صدها و حتی هزاران میتوکندری دارد که غذا را به نیرویی تبدیل می کند که عضلات را به کار می اندازد. آنها این کار را با جابجایی الکترون ها برای تولید انرژی انجام می دهند. پس از اینکه الکترون ها منتقل شدند می توانند در نهایت به مولکول های اکسیژن بچسبند و سمومی بنام اکسیدان ها را تولید کنند که ماهیچه ها را می سوزاند ، پس از آن احساس درد و خستگی  دست می دهد. بدن انسان آنتی اکسیدان هایی تولید می کند که به فرد کمک می کند تا از آسیب ناشی از این اکسیدان ها در امان بماند. نشان داده شده است که مقادیر زیاد ویتامین C ، آنتی اکسیدان ها را غیر فعال می کند ، در نتیجه دادن مقادیر زیاد ویتامین C قبل از ورزش به انسان یا حیوان آنها را زودتر خسته می کند.

 

ترجمه شده از : www.drmirkin.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 22:35  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

صعود های تیمی اولیه

 

 

 

در این عکس کوه نوردان و باربران در صعود تیمی 1963 ( 45 سال پیش ) آمریکا عازم صعود به قله اورست هستند.این تیم از 900 باربر برای حمل 27 تن تدارکات به اردوگاه اصلی استفاده کرد. در آخر 6 عضو تیم به قله رسیدند در حالیکه تنها کوله های خود را به همراه داشتند.

 

عکس از : Barry C. Bishop

منبع : www.nationalgeographic.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 14:23  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

کوه های قاتل

 

24 آوریل 2004 ( www.ExplorersWeb.com ) در این نوشتار آماری از تلفات در 14 هشت هزار متری به ترتیب تعداد کشته ها و یا به ترتیب از خطرناک ترین تا کم خطر ترین  کوه ها ارائه می شود. و در آخر ، این آمار با آمار کشته ها بر اثر عوامل دیگر مقایسه می شود. ( آمار ها تا سال 2004 است.)

 

آناپورنا (8091متر)

در کل ، تنها 130 کوه نورد به قله رسیده اند ، در حالیکه 53 نفر کشته شده اند. بنابر این میزان مرگ کل 41% است.

 

نانگا پاربات (8125متر)

216 کوه نورد صعود و 61 نفر مرده اند. پس میزان مرگ کل 24/28 % است.

 

K2 (8611متر)

کمتر از 200 کوه نورد – کلا 198 نفر – به دومین قله مرتفع جهان صعود کرده اند. 53 نفر مرده اند. پس میزان مرگ کل 77/26 % است.

 

کانگچن جونگا  (8586متر)

تا به امروز ، تنها 185 نفر به آن صعود و 40 نفر کشته شده اند. پس میزان مرگ کل حدود 22 % است.

 

ماناسلو (8163متر )

تا به امروز ، 240 کوه نورد صعود و 52 نفر کشته شده اند. پس میزان مرگ کل 67/21% است.

 

دائولاگیری (8167متر)

تا به امروز ، 313 کوه نورد صعود و 56 نفر مرده اند. پس میزان مرگ کل 18% است.

 

ماکالو (8485متر)

تا به امروز ، 206 کوه نورد صعود و 22 نفر مرده اند. در نتیجه میزان مرگ کل حدود 11% است.

 

گاشربروم 1 (8080متر)

از سال 1958 ، تنها 195 کوه نورد صعود کرده اند و 21 نفر مرده اند. پس میزان مرگ کل 77/10 % است.

 

شیشاپانگما (8027متر)

تا به امروز ، 201 نفر صعود و 19 نفر مرده اند. پس میزان مرگ کل حدود 5/9% است.

 

اورست (8848متر)

تا به امروز ، اورست میزبان 2000 صعود موفق بوده است و 179 نفر مرده اند و میزان مرگ کل 3/9% است.

 

برود پیک (8051متر )

تنها 255 نفر صعود کرده اند و 18 نفر مرده اند. پس میزان مرگ کل 7% است.

 

لوتسه (8516متر)

تا به امروز ،  243 کوه نورد صعود و 11 نفر کشته شده اند. پس میزان مرگ کل 4 %

 

گاشربروم 2 (8034متر)

تا به امروز ، 650 نفر صعود و 17 نفر کشته شده اند. میزان مرگ کل 62/2 % است.

 

چو اویو (8188متر)

تا به امروز ، تا به امروز حدود 1400 کوه نورد صعود و 35 نفر مرده اند. میزان مرگ کل 5/2% است.

 

آمارهای دیگر

 

مصرف سیگار

هر ساله ، 440000نفر بر اثر بیماری های ناشی از سیگار یا دیگر شکل های تنباکو می میرند ، که حدود 20 % کل مرگ ها را در ایالات متحده تشکیل می دهد.

 

خوردن هله هوله و عدو فعالیت

هر ساله ، 300000 نفر بر اثر برنامه غذایی نامناسب و عدم فعالیت بدنی می میرند ، که این 14 % کل مرگ ها را در ایالات متحده تشکیل می دهد ، و پس از تنباکو مقام دوم را دارد. حدود 59 میلیون بزرگسال در ایالات متحده چاق هستند و درصد افراد جوانی که بیش وزن هستند در 20 سال گذشته دو برابر شده است. پانزده درصد آمریکایی های سنین 19-6 بیش وزن هستند.

 

تصادفات رانندگی

هر سال حدود 5000 آمریکایی در تصادفات با کامیون می میرند. در 1955 ، 98% افراد در تصادفات دو وسیله نقلیه که شامل برخورد  ماشین های مسافری با کامیون های بزرگ بود کشته شدند.

 

نتیجه گیری

هر چند این آمارها دقیق نیستند و اما و اگر هایی دارد ، لیکن  حاوی نکاتی هستند. تغذیه با جوجه سرخ کرده کنتاکی ( KFC) و عدم فعالیت ، 20 % آمریکایی ها را می کشد. صعود به قله اورست 3/9 % کوه نوردان را می کشد.

اگر سیگاری را به همراه هله هوله مصرف می کنید ، شما در سطح کوه نوردی به آناپورنا قرار می گیرید. و اگر با کامیونی مرگبار تصادفی کنید ، در مقایسه با راننده کامیون ، اگر تمام 14 هشت هزار متری ها را صعود می کردید احتمال زنده ماندن شما بیشتر بود.

" کوه های قاتل " ما را لاغرتر ، بدون سیگار و به دور از ترافیک سنگین نگاه می دارد.آنها در عوض جان ما را نجات می دهند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 21:50  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                     اسرار رسیدن به صد سالگی

 

در سن 102 سالگی ، آبوئلا پانچیتا هنوز هم یک مرد اجتماعی است. این مرد بالای صد سال ، که در شبه جزیره  نیکویا واقع در  کاستاریکا زندگی می کند ، شبکه پشتیبانی محکمی از دوستان و خانواده دارد که یکی از آنها پسر هشتاد ساله اش است که هر روز صبح با دوچرخه به دیدن او می آید.

 "سن او و خون گرمی او با هم سازگار نیست ." این را  دان بوتنر جهانگرد  و نویسنده کتاب که پانچیتا و دیگر سالمندان کاستاریکایی را مطالعه کرده است گفت. او گفت :" می دانیم که افرادی که موفق می شوند به صد سالگی برسند مهربان هستند ، آنها ... با دوست داشتنی بودن و جذب مردم به خود از چشمه حیات می نوشند. "

بوتنر تعداد نقاط پر تعداد جهان از لحاظ افراد بالای صد سال را – که آنها را مناطق آبی می نامد – در چندین سال گذشته مورد بررسی و مطالعه قرار داده است. یافته های او در کتابی جدید بنام " منطقه آبی : درس هایی برای زندگی طولانی تر از افرادی که طولانی ترین عمر را داشته اند " منتشر شد.

پس از گشتن جهان ، بوتنر چندین رشته اساسی  را یافته است که افراد با طولانی ترین عمر را به هم متصل می سازد : برنامه غذایی بر پایه غذاهای گیاهی ؛ فعالیت منظم با شدت کم ؛ بها دادن به خانواده ؛ حس ایمان ؛ هدف.

او گفت که در هیچ کجا حس قوی داشتن هدف شدیدتر از ژاپن نیست ؛ جائیکه این مفهوم نام مخصوص به خودش را دارد : ایکیگای .

اکیناوای ژاپن به داشتن طویل العمر ترین زنان در جهان به خود می بالد و طولانی ترین امید به زندگی بدون از کار افتادگی را در جهان دارد.

بوتنر گفت : بارها و بارها می بینید که  مردمی که زندگی طولانی دارند برای بیدار شدن در صبح دلیلی دارند.

مکان های دیگر شامل ساردینیا در ایتالیا ، که بالاترین تمرکز بالای صد ساله ها را دارد و اکثر آنها مرد هستند و Seventh Day Adventists of Loma Linda در کالیفرنیا می باشد. یک مرد Adventist ، 11 سال بیشتر از ذکور عادی آمریکایی عمر می کند.

زادگاه آبوئلا پانچیتا هم در این فهرست قرار می گیرد. بوتنر گفت که شبه جزیره نیکویا پایین ترین میزان مرگ و میر افراد میان سال در جهان را دارد.

او گفت :" احتمال اینکه فردی 60 ساله در کاستاریکا نسبت به فردی 60 ساله در آمریکا به سن 90 سالگی برسد ، چهار برابر بیشتر است. آنها یک پانزدهم ما  در سلامت عمومی هزینه می کنند ، اما در جاهای درست خرج می کنند. "

 

تاثیر ژنتیکی اندک

 

روبرت کین مدیر مرکز پیری دانشگاه مینه سوتا و مرکز پیری پزشکی مینه سوتا در مینیا پولیس است.

کین گفت :" اگر لازم باشد می توان ویژگی هایی را شناسایی نمود که به طور قابل اعتمادی صد ساله ها را از افراد دیگر جدا می سازد ، آنگاه ممکن است نشانه هایی را به دست آوریم که بفهمیم چه چیزی در رسیدن به امید به زندگی طولانی تر دخیل است. "

" آنچه بوتنر انجام داده است شناسایی گروه هایی از افراد است که عمر طولانی تر دارند و برخی پدیده هایی را توضیح می دهد که با آن افراد ارتباط دارد. "

مطالعات خاطر نشان می سازد که تاثیرات ژنتیک بر پیری نسبتا کم و چیزی بین 6 تا 25 در صد است. اینکه چطور می توانیم بر در صد باقیمانده عمر طولانی مان اثر بگذاریم هنوز به طور کامل روشن نیست.

از نظر بوتنر ، آنچه روشن است این است که افراد می توانند کنترل بهبود طول عمرشان را به دست گیرند.

او گفت :" زندگی  ، محیط خانه  ، محیط اجتماعی  ، و محل کارتان را سالم تر کنید به این ترتیب به طور پیوسته به طرف رفتارهایی رانده می شوید که به نفع طول عمر است."

 

عادات افراد با عمر طولانی

 

برای مثال ، بسیاری از افراد بالای صد سال کمتر می خورند و از خوردن گوشت اجتناب می کنند. بوتنر گفت :" وقتی به منطقه آبی در اکیناوا نگاه می کنید می بینید که این مردم همیشه در بشقاب های کوچک غذا می خورند. "

بوتنر توصیه کرد: یکی از نشانه های سیری ، بشقاب خالی است ، پس گنجه تان را با بشقاب های کوچکتر پر کنید.

بها دادن به خانواده و ایمان هم ظاهرا باعث ادامه طول عمر صد ساله ها می شود. او گفت :" تحقیقات بسیار زیادی ، منافع طول عمر و سلامتی را در ارتباط مجدد با مذهب ... و بها دادن به خانواده نشان می دهد. "

اس. جی اولشانسکی استاد دانشکده سلامتی عمومی در دانشگاه ایلینویز شیکاگو است.

اولشانسکی گفت :" دان می کوشد تا مردم را به در پیش گرفتن سبک های زندگی سالم تر ترغیب کند و این به خودی خود بزرگترین ارزش است."

اما او تذکر داد که این چشم انداز هر چقدر هم که  جذاب باشد فرقی نمی کند چون چشمه جوانی رازی ندارد.

اولشانسکی گفت  ": برای بسیاری از افراد در این زمینه بسیار اغواء کننده بود که تلاش کنند و طول عمر را بفروشند ، که این ( طول عمر ) کالایی است که هنوز قابل خرید و فروش نبست . "

کار بوتنر برای یافتن مناطق آبی در جریان است.

بوتنر گفت که یک منطقه آبی ممکن است در کانادا باشد. در صورت تایید ، این منطقه آبی احتمالا کمترین مرگ و میر در میانسالی را در جهان دارد که حتی از شبه جزیره نیکویا هم پیشی می گیرد.

اما در ایالات متحده ، امید به زندگی 8/77 سال است – رقمی که بنا به گزارش مراکز کنترل و پیشگیری در دهه های آتی به دلیل تاثیر چاقی ممکن است حقیقتاً کاهش یابد."

بوتنر گفت :" به همان میزان که ملت ثروتمندی هستیم ( منظور کشور ایالات متحده )  ، کار زیادی انجام نمی دهیم."

 

نویسنده : Anne Casselman  14 آوریل 2008

منبع : www.nationalgeographic.com

مترجم : فریدون شیرمحمدلی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 14:31  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

صفحه کلید رایانه ، آشیانه میلیون ها میکروب

 

جدیدترین تحقیقات نشان می دهد که صفحه کلید رایانه می تواند از لحاظ میزان میکرب بسیار آلوده باشد.

به گزارش ایسنا ، نتیجه تحقیقات یک سازمان غیر دولتی در بریتانیا حاکی از آن است که کیبورد می تواند آشیانه میلیون ها باکتری و میکروب خطرناک باشد. سازمان غیر دولتی " Which " در لندن این تحقیقات را بر روی  33 کیبورد رایانه های خود انجام داده است . چهار تا از آن کیبورد ها آن قدر آلوده بوده است که برای سلامت فرد خطرناک تشخیص داده شد.

یکی از کیبورد ها هم پنج برابر بیشتر از توالت های اداره میکروب داشته است. برخی از آن میکروب ها در بینی و معده انسان یافت می شوند و می توانند باعث سرما خوردگی و حتی بروز ورم معده در افراد شوند. به گفته جان بوگ از مجله ویچ کامپیوتینگ ، اکثر افراد ، کاری برای مبارزه با میکرب در کیبورد های خود انجام نمی دهند. او می گوید: ما کیبورد را با توالت مقایسه کردیم. توالت به دفعات تمیز می شود ، اما حدود 11 درصد افراد هرگز کیبورد رایانه خود را تمیز نمی کنند.

به گفته این کارشناس ، کمتر از 46 درصد از اشخاص فقط ماهی یک بار رایانه  خود را تمیز می کنند.

محققان دانشگاه آریزونای آمریکا سال گذشته میلادی اعلام کردند که هر رایانه  در محل کار می تواند به طور متوسط بیش از چهار برابر بیشتر از یک توالت فرنگی میکرب داشته باشد.

اما افراد چطور می توانند خود را در برابر میکرب های رایانه شان محافظت کنند؟

یکی از این راه ها تمیز کردن صفحه کلید با دستمال آغشته به الکل است و راه دیگر ، تمیز کردن آن با دستگاه فشار هواست.

 

منبع : روزنامه جام جم ؛ شماره 2274 یکشنبه 15 اردیبهشت 1387 ص 5 بخش سلامت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 23:10  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

ارتفاع سنج دیجیتال

 

مشخصات : ارتفاع سنج دیجیتال ، بارو متر( فشارسنج ) ، قطب نما ، و دما سنج ، ساعت ، تقویم ، زنگ هشدار ، کرونوگراف با دامنه کاری 24 ساعته . روشنایی 3  ثانیه ای ، ضد آب. کار با یک باطری CR2032 .

 

منبع : www.store.everestgear.com

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 17:54  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

اورست 2008 : کوه نورد آمریکایی از اورست اخراج شد!

 

یک کوه نورد آمریکایی به نام ویلیام برانت هلاند به خاطر داشتن پرچم طرفداری از تبت در کیفش اخراج شد.آقای هلاند ظاهرا در قالب تیم Hymalayan Guides ( شرکت کاتماندو ) می باشد.

 پس از اینکه ماموران امنیتی در اردوگاه اصلی اورست پرچم طرفداری از تبت را در کیف ویلیام  پیدا کردند او را  به کاتماندو فرستادند. این موضوع می تواند کوه نوردان دیگر را در وضعیت بسیار دشواری قرار دهد...

برخی جزئیات هنوز کاملا روشن نشده است .

 

منبع : www.everestnews.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 9:26  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

نگاهی به زندگینامه

 

                                      آناتولی بوکریف

 

 

آناتولی نیکلایوویچ بوکریف ( 16 ژوئیه 1958 – 25 دسامبر 1997 ) کوه نورد روسی ( اتحاد جماهیر شوروی/ قزاقستان ) بود که به هفت قله 8000 متری بدون استفاده از اکسیژن صعود کرد.

بوکریف با وجود داشتن مهارت ، در جامعه کوه نوردی بین المللی تا قبل از فصل کوه نوردی بهار 1996 در کوه اورست که دوازده نفر در یکی از بزرگترین فجایع تاریخ کوه نوردی اورست جان دادند ، نسبتا ناشناخته بود. این حوادث در کتاب های پر فروش " صعود " بوکریف و " در هوای رقیق " جان کراکاور به ترتیب وقوع نقل شد.

 

زندگینامه

بوکریف در 16 ژانویه 1958 در جنوب کوه های اورال در اتحاد جماهیر شوروی بدنیا آمد. پس از اتمام دبیرستان در 1975 ، در دانشگاه آموزشی چلابینسک در Russian SFSR ادامه تحصیل داد و در سال 1979  در رشته فیزیک فارغ التحصیل شد. در همان زمان ، دوره  مربیگری اسکی استقامتی را هم به اتمام رساند.

پس از فارغ التحصیلی ، بوکریف 21 ساله رویای کوه های واقعی را در سر پروراند. بوکریف به آلما آتا ، مرکز جمهوری سوسیالیستی قزاق واقع در یال تین شان مهاجرت کرد. از سال 1985 از تیم مختلط قزاقستان در زمینه کوه نوردی پشتیبانی کرد. در سال 1991 پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، تابعیت جمهوری 

قزاقستان را پذیرفت .

صعودهایی که بوکریف انجام داده است ؛

 

خلاصه ای از برجسته ترین صعود های وی به این قرار است :

1987

-قله لنین (7137متر) – اولین صعود انفرادی

1989

15 آوریل :کانچن جونگا (8556 متر ) – مسیر جدید به همراه دومین صعود تیمی هیمالیای شوروی

30 آوریل -2 می : کانچن جونگا – اولین تراورس چهار قله 8000 متری قلل کانچن جونگا

1990

آوریل : کوه مک کینلی – مسیر خط الراس کاسین

می : کوه مک کینلی – مسیر ریب غربی (West Rib )

1991

10 می : دائولاگیری – مسیر جدید بر روی دیواره غربی به همراه اولین صعود تیمی هیمالیای قزاقستان

7 اکتبر : کوه اورست – مسیر گرده جنوبی

1993

14 می : کوه مک کینلی ( 6193 متر )

30 جولای : k2 (8611 متر )

1994

29 آوریل : ماکالو 2 ( 8460 متر )

15 می : ماکالو ( 8476 متر )

1995

17 می : کوه اورست – مسیر خط الراس شمالی

30 ژوئن : قله آبای ( 4010 متر ) – راهنمای رییس جمهور قزاقستان

8 اکتبر : دائولاگیری ( 8176 متر ) – رکورد سریع ترین صعود ( 17 ساعت و 15 دقیقه )

8 دسامبر : ماناسلو ( 8156 متر ) – به همراه دومین صعود تیمی هیمالیای قزاقستان

1996

10 می : کوه اورست – مسیر گرده جنوبی

17 می : لوتسه – صعود انفرادی ، رکورد سرعتی

25 سپتامبر : چو اویو ( 8201 متر ) – به همراه سومین صعود تیمی هیمالیای قزاقستان

9 اکتبر : قله شمالی شیشاپانگما ( 8008 متر )

1997

24 آوریل : کوه اورست ( 8850 متر )

23 می : لوتسه

7 جولای : برود پیک ( 8047 متر )

14 جولای : گاشربروم 2 ( 8035 متر ) – صعود انفرادی

 

 آناتولی بوکریف ( چپ) و مارتین آدامز به همراه پرچم قزاقستان در اورست سال 1996                                             

 

 

اورست 1996

 

بوکربف راهنمای اصلی کوه نوردی تیم Mountain Madness  به سرپرستی اسکات فیشر بود. این تیم شامل هشت مشتری بود که هر کدام 65000 دلار آمریکا برای صعود به قله اورست با راهنمای تمام وقت پرداخته بودند: ( همه سن ها داده شده مربوط به سال 1996 می باشد.)

  • مارتین آدامز (47 ساله ) – سابقه صعود به آکونکاگوا ، دنالی ، کلیمانجارو.
  • شارلوت فاکس (38 ) – سابقه صعود به تمام 54 قله 4200 متری در کلرادو و دو قله 8000 متری
  • لن  گامل گارد (35 ) – کوه نورد مجرب
  • تیم مدسن (33) – سابقه انجام صعود های زیاد در Colorado and Canadian Rockies ، تجربه اندک در قلل 8000 متری
  • سندی هیل پیتمن (41) – سابقه صعود به شش قله از هفت قله
  • پیت شونینگ (68) – یکی از اولین آمریکایی هایی که به کوه وینسون و گاشربروم 1 صعود کرد.
  • کلو شونینگ (38 ) – برادر زاده پیت ؛ اسکی باز سابق آمریکا ؛ بدون تجربه در 8000 متری.

پیت شونینگ همان وقت که در اردوگاه اصلی اورست بود تصمیم گرفته بود صعود نهایی به قله را انجام ندهد. این تیم حمله به قله را در 6 می آغاز کردند و قصد داشتند با عبور از اردوگاه 1 شب را در اردوگاه 2 بگذرانند. اما وقتی راهنما ها به اردوگاه 1 رسیدند ، کروز را در یکی از چادرها یافتند که به  بیماری کوه و احتمالا ادم مغزی دچار شده بود. کروز جهت درمان به همراه فیشر به اردوگاه اصلی برگشتند. حدود نیمه شب 10 می ، بوکریف ، نیل بیدلمن ، اسکات فیشر و گروهی از شرپاها راهنمایی شش مشتری باقیمانده را به سوی قله از اردوگاه 4 در گردنه جنوبی ( 7900 متر ) آغاز کردند. تاخیر های صورت گرفته در جنوب قله به علت ناکامی شرپاها در نصب طناب ها تا زمان رسیدن تیم به آن نقطه ، یک ساعت از صعود تیم را هدر داد.

بوکریف که بدون استفاده از اکسیژن کمکی صعود می کرد ، در ساعت 7/1 بعدازظهر به قله رسید. در ساعت 30/2 بعدازظهر فرود به اردوگاه 4 را آغاز کرد. تا آن زمان ، آدامز و کلو شونینگ به قله رسیده بودند. اما، بیدلمن و 4 مشتری باقیمانده هنوز نرسیده بودند .بوکریف ثبت کرد که 5 بعدازظهر به اردوگاه 4 رسید. دلایل تصمیم بوکریف به فرود جلوتر از مشتریانش مورد تردید می باشد. بوکریف گفت که می خواست برای کمک به مشتریان در حال تلاش در قسمت های پایین تر شیب کمک کند ، و در صورت ضرورت چایی گرم و اکسیژن بیشتر پیدا کند. جان کراکاور روزنامه نگار که به همراه تیم  Adventure Consultants صعود می کرد ، اظهار می دارد که امتناع بوکریف برای استفاده از اکسیژن اضافی و نداشتن لباس گرم ، منتظر ماندن در قله برای رسیدن مشتری های باقیمانده را برای او بسیار خطرناک می ساخت.

در ساعت 4 عصر کولاک شروع شد و دشواری هایی را برای اعضای تیم در حال فرود ایجاد کرد. برف طناب های نصب شده را پوشاند و مسیری را که این تیم به هنگام صعود ایجاد کرده بودند از میان برد و منجر به گم شدن چندین کوه نورد در گردنه جنوبی شد. بیدلمن ، شونینگ ، فاکس ، مدسن ، پیتمن و گامل گارد ، همراه با مایک گروم ، بک وذرز ویاسوکو نامبا از تیم Adventure Consultants تا نیمه شب در کولاک سرگردان شدند. وقتی دیگر نتوانستند به راهپیمایی ادامه دهند در حدود 20 متری شیب تند جبهه کانگ شونگ بغل هم نشستند.

حدود نیمه شب ، کولاک تا اندازه ای برطرف شد و تیم توانست  اردوگاه 4 را در حدود 200 متری دورتر از آنجا مشاهده کند. بیدلمن ، گروم ، شونینگ و گامل گارد برای یافتن کمک حرکت کردند. مدسن و فاکس پیش گروه باقی ماندند تا نجات دهندگان را صدا بزنند. وذرز از گروه جدا شد. بوکریف محل کوه نوردان را پیدا کرد و ابتدا پیتمن و بعد فاکس و مدسن را به محل امن آورد. او نتوانست برای بار سوم به دنبال نامبا برود. در ضمن فیشر تا ساعت 45/3 عصر به قله نرسیده بود. او بیمار و احتمالا مبتلا به HACE  بود ، و در اثر صعود بسیار خسته شده بود. فیشر قادر نبود در این طوفان به زیر جنوب قله ( 8350 متر ) فرود آید. روز بعد ، شرپاها محل فیشر را پیدا کردند اما وضعیت او به اندازه ای وخیم شده بود که آنها توانستند  تنها به طور موقتی از او مراقبت کنند. بوکریف سه بار پی در پی برای نجات دادن تلاش کرد ، اما در حدود ساعت 7 عصر بدن منجمد فیشر را  پیدا کرد. در ژانویه 1997 ، بوکریف گزارش سفر ، یادداشت های شخصی  و نامه هایش و یک گزارش شفاهی را به گری وستون دوالت ( نویسنده )  داد و او نیز با کنار هم قرار دادن تمام این اطلاعات آن را به صورت کتابی تحت عنوان " صعود " در آورد. گزارش بوکریف از سفر تیمی 1996 از بسیاری جهات با گزارش های ارائه شده در " هوای رقیق " جان کراکاور ، " به جای مانده برای مرگ " وذرز ، " صعود بلند " گامل گارد و " سمت دیگر اورست " دیکینسون متفاوت است. هدف دیگر کتاب " صعود " پاسخ به انتقاد های کراکاور در مورد رفتار بوکریف به عنوان راهنما بود.

 در 6 دسامبر 1997 ، تاد بورلسون ، پیت آتانز  و بوکریف ، نشان David A Sowles Memorial  را از باشگاه آلپی آمریکا به خاطر شجاعت و از خود گذشتگی در نجات چهار کوه نورد در طی این سفر دریافت کردند. این معتبرترین نشان این باشگاه آلپی است ؛ دریافت کنندگان دیگر این نشان شامل Ed viesturs و اد وبستر می باشند.

 

مدافعان بوکریف

در مقاله ای در مجله Salon  که نگاهی مجدد به فاجعه 1996 اورست داشت ، وستون دوالت می گوید :" در 17 آوریل 1997 با بیدلمن صحبت کردم – سه ماه قبل از تسلیم نسخه دست نویس کتاب صعود – و در جریان آن در مورد اظهار نظری  که او در طی گزارشی که به صورت ضبط شده در مورد کوه نوردان Mountain Madness در اردوگاه اصلی اورست در 15 می 1996 به عمل آورده بود ، پرسیدم. اظهار نظر بیدلمن :" می دانستم که آناتولی پایین رفته بود. مشکلی با این کار نداشتم. می دانستم که ماندن او خوب بود ،  اما در عین حال فرود ما را ضرورتا بهتر از این نمی کرد. از این دستور او که به اسکات فیشر گفته بود بلافاصله پایین بیاید خبر نداشتم ، اما پس از شنیدن آن ، از آن حمایت کردم. فکر می کنم فکر خوبی بود و در واقع اگر پایین نرفته بود ، تلاش های او برای جمع کردن افراد غیرممکن می شد. "

دوالت ادامه می دهد ، " ادعای کراکاور – که ( مارتین ) آدامز می گوید صحیح نمی باشد – مبنی بر این که شاهد گفتگوی بین بوکریف- فیشر بوده است ( به یاد داشته باشید که بوکریف پیش از تیمش به پایین آمد ) همان چیزی بود که در مصاحبه ای که در 21 آوریل 1997 با او داشتم به من گفت. کراکاور گفت :"

:" برای اثبات این ادعا پنج نفر در آنجا بودند. اسکات و اندی هریس مرده اند. آناتولی ، مارتین آدامز و من این مکالمه را شنیدیم . " با ادامه مصاحبه ، کراکاور از آن موضع عقب نشینی کرد و گفت :" چیزی که براستی می دانم حرف هایی است که مارتین به من گفت." و صحبت دوم ، صحبت که در آن بوکریف گفت که او و اسکات در مورد نیاز به فرود سریع با هم هم عقیده هستند؟ در 21 آوریل 1997 ، در مصاحبه با کراکاور ، از او پرسیدم که آیا واقعاً می داند که صحبت دومی بین بوکریف و فیشر انجام نشده است. در حالیکه با تردید فکر می کرد که صحبت دومی بین میان نبوده است گفت ": در این مورد می توانم اشتباه کرده باشم. من آنجا نبودم . من قبل از آناتولی ، قدمگاه ( هیلاری ) را ترک کردم. حال خود اسکات --- فکر می کردم مکالمه آنها تا آن زمان تمام شده بود. شاید اشتباه می کنم. من آنجا نبودم . اما اگر پس از آن زمان که من آنجا را ترک کردم ادامه پیدا کرده باشد ، تعجب می کردم ، به واسطه طبیعت --- خوب ، در هر صورت ، این را نمی دانم."

دوالت می افزاید :" اگر خودم را محدود به موضوعات آخرین پاسخ کراکاور به ( مجله ) Salon کنم ، یک موضوع بلافاصله به ذهن می آید: اتهام کراکاور مبنی بر این که آناتولی در روز صعود لباس مناسبی بر تن نداشت ، اتهامی که پس از بررسی عکس های گرفته شده در قله اورست در 10 می 1996 نادرستی آن ثابت شد."

 

آناپورنا 1997

در زمستان سال 1997 ، بوکریف به همراه سیمون مورو و یک کوه نورد مجرب ایتالیایی در حال تلاش برای صعود به جبهه جنوبی آناپورنای 1 ( 8078 متر ) بود. دیمیتری سوبولوف ، فیلمبردار قزاق برای مستند سازی این صعود ، همراه آنان بود.

در 25 دسامبر حدود ظهر ، بوکریف و مورو در حال نصب طناب در معبری در ارتفاع تقریبی 5700 متری بودند. ناگهان نقابی از یک یال که از مسیر کوه نوردی قابل رویت نبود فرو ریخت. بهمن ایجاد شده مورو را به پایین کوه پرت کرد و بر اثر آن درست بالای چادرشان در اردوگاه 1 ( 5200 متر ) فرود آمد. تصادفا ، مورو تقریبا نزدیک بالای واریزه های بهمن قرار گرفته بود و موفق شد پس از چند دقیقه خود را بیرون بکشد. چون مورو نتوانست بوکربف یا سوبولوف را ببیند یا صدای آنان را بشنود ، به اردوگاه اصلی آناپورنا پایین آمد. از آنجا وی را برای جراحی پارگی تاندون های دستش که بر اثر سقوط ایجاد شده بود با بالگرد به کاتماندو انتقال دادند.

خبر حادثه در 26 دسامبر به نیو مکزیکو رسید . لیندا وایلی ، دوست دختر بوکریف ، در 28 دسامبر با هواپیما به نپال رفت . چندین تلاش با بالگرد برای رسیدن به محل وقوع بهمن انجام شد اما هوای نامساعد اواخر دسامبر مانع رسیدن تیم های جستجو به اردوگاه 1 شد. اندکی امیدواری بود که بوکریف و سوبولوف توانسته باشند به اردوگاه 1 برسند. اما ، بالاخره در 3 ژانویه 1998 ، جستجو گران توانستند به اردوگاه 1 و چادری خالی برسند. پس از آن لیندا وایلی پیام ناراحت کننده ای را از کاتماندو ارسال کرد :

"این پایان کار است ... امیدی به زنده پیداکردن او نیست ."

در محل اردوگاه اصلی آناپورنا ، سنگ یادبودی به یاد بوکریف با نقل قولی از او نصب شده است :

 

" کوه ها ورزشگاه هایی نیستند که بلند پروازی ام را در آنجا ارضاء کنم ، بلکه مکان های مقدسی هستند که در آنجا اعمال مذهبی ام را به جا می آورم ...  من به این کوه ها می روم همانگونه که انسان ها برای عبادت میروند. از بالای قلل مرتفع آنها گذشته ام را می بینم ، رویای آینده را می بینم و با برائتی غیر معمول ، اجازه دارم حال حاضر را تجربه کنم ... در حالیکه چشمانم باز شده و توانم تجدید شده است. در کوه ها خلقت را جشن می گیرم . در هر سفر دوباره متولد می شوم."

 

منابعی که در نوشتن این مقاله توسط نویسنده اصلی استفاده شده است:

  1. ^ Salon Wanderlust | Coming down
  2. ^ Summit Journal '96: Scott Fischer Returns to Everest: Anatoli Boukreev response
  3. ^ Summit Journal '96: Scott Fischer Returns to Everest: Reply from Jon Krakauer

 

منبع : www.wikipedia.com/english

مترجم : فریدون شیرمحمدلی

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 23:20  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

آخرین اخبار اورست و هیمالیا

18 آوریل 2008 (MountEverest.net)

یال غربی دائولاگیری

والری و نیکلای تلاش خود را برای صعود از  مسیری جدید در یال غربی دائولاگیری  آغاز کرده اند. هیچ کس تا به حال صعود از این مسیر دشوار اما یال بسیار زیبا و با وقار را که به طور تندی از 5/1 کیلومتری بالای اردوگاه اصلی ایتالیا سربلند می کند ، امتحان نکرده است. این مسیر از ارتفاع 3799 متری شروع و در 8167 متری پایان می یابد. فرود از مسیر عادی در خط الراس شمال شرق انجام خواهد شد. این صعود بسیار خطرناک و دشوار به صورت سبکبار ، سبک آلپی ، بدون نصب طناب یا ایجاد اردوگاه انجام می شود.

صعود از مسیری جدید در یال غربی دائولاگیری

در ارتفاع 7600 متری ، این مسیر جدید به مسیر 1982 ژاپنی متصل خواهد شد که تا قله دائولاگیری ادامه می یابد. والری ، که در آخرین بار اولین صعود از یال غربی جانو را انجام داد و نیکلای ، که در آخرین بار اولین صعود انجام شده در جبهه غربی k2 را رهبری کرد ، فکر می کنند که این صعود 8-7 روز طول بکشد.

آناپورنا

در طول آخر هفته  تیم پوستلنیک قصد دارد اردوگاه اصلی دوم را در حدود 4800 متری برپا ، و مسیر یخچال تا اردوگاه اول را علامت گذاری کند. روز پنج شنبه کولاک قله را در نوردید.

آناپورنای ترسناک

ماکالو

به گزارش Russianclimb ، امروز دنیس اوروبکو و تیمش به وسیله بالگرد به اردوگاه اصلی هیلاری ( 4900 متری ) رسیدند.

ماناسلو

کاتجا و مننو به ExWeb گزارش کردند که آنها دیروز با پای پیاده به اردوگاه اصلی رسیدند چون هنوز به نظر می رسد محدودیت هایی در منطقه ماناسلو اعمال می شود. کوه نوردان گزارش کردند:" ما پرواز نکردیم چون خارجی ها بر اساس قانون جدید مقامات هواپیمایی نپال در ارتباط با وضعیت بی ثبات در تبت ، اجازه پرواز ندارند." در نتیجه کوه نوردان به مدت پنج روز از Bhulbhule  از طریق لارکیا – لا پاس به سامدو و در نهایت اردوگاه اصلی راه پیمایی کردند و در آنجا مقادیر زیادی برف بود. آنها گزارش کردند در پنج روز گذشته هر روز عصر برف می بارید.

 لینک به تیمهای صعود کننده به اورست و هیمالیا

Everest

Canadian Mallory
Irish Everest/Graham and Ian
Klimb for kids/Tim Warren
James Balfour
No guts know glory/Rob Hill
Lee Farmer
Peak Freaks
Adventure Peaks
IMG
Alpine Ascents
Adventure Consultants
Summit Climb
Alaskan Granite
Danish Everest
Cordoba Everest
Nepalese 77 year old
Eco Everest/Dawa Sherpa
Coldfeat Fiennes/Cool
Mountain Madness
Jagged Globe
Lincoln Hall rescuers Andrew Brash, Myles Osborne and Dan Mazur
Miura senior (Japanese)
Alan Arnette
David Tait
Rodrigo Raineri (Vitor Negrete's mate) and Eduardo Keppke (no 02)
Latvia:Atis Plakans (leader), Liga Plakane, and Kaspars Klapkalns
Gnaro's Share Everest
www.marcoconfortola.it
Andalusian Lina
www.stephan-keck.at
Keck at www.alpinist.at
Francois Guy Thivierge

OTHER HIMALYA

Makalu

UK Royal Navy
Waldemar Niclevicz and Irivan Gustavo Burda
Andrew Lock
French Makalu
Santiago Quintero
Blair Falahey
Joao Garcia
Spanish paper covering Lolo Gonzales
Andalusia/Basques and Lolo Gonzales dispatches

Manaslu

Dutch team expedition website
Katja Staartjes
Menno Boermans
Amical

Dhaulagiri

Dhaulagiri west face Babanov/Nick Totmjanin
Martin Minarik
Radek Jaros and Zdenek Hruby
Kinga and Kasia
Gerlinde
Carlos Pauner, Javier Perez and Marta Alexandre
Ivan Vallejo
Edurne
Polish Dhaula with Artur Hajzer and Ryszard Pawlowski
Himalaya Maestrat
Lithuanian expedition



Annapurna

Inaki Ochoa
Horia Colibasanu
Don Bowie
Piotr Pustelnik's dispatches
Peter Hamor's website
Piotr Morawski's website
Bogomolov updates on RussianClimb
Ueli Steck
Radek Jaros and Zdenek Hruby

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 17:22  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  |