|
ترجمه در مسیر دانایی
|
معرفی کتاب :
K2 : فاجعه ۱۹۳۹ (K2: The 1939 Tragedy )
نویسندگان : آندرو جی. کافمن ، ویلیام لوول پوتنام - چاپ ۱۹۹۳ 
در سال۱۹۳۹یک اکسپدیشن آمریکایی تلاش کرد اولین صعود به K2 ، دومین قله بلند جهان در هیمالیا را انجام دهد. دو عضو این گروه قبل از برگشت تا حدود ۲۴۵متری قله آمدند و در هوای مغشوش و شدیدا نامساعد که بدنبال آن اتفاق افتاد ، چهار نفر کشته شدند. فاجعه ۱۹۳۹ K2 که در آن زمان یکی از بدترین فجایع تاریخ کوه نوردی بود ، به خاطر نامشخص و رازگونه بودنش مورد توجه بود. آیا هر یک از کوه نوردان مقصر بودند ؟ و اگر اینطور است ، کدام یک ؟ اعضای زنده مانده گروه با سکوت خود این راز را تشدید کردند.
نویسندگان این کتاب مسیر این اکسپدیشن را از طریق خاطرات شخصی متقاعد کننده و نیز اسناد تازه رو شده مجددا دنبال می کنند و تلاش آنها برای آشکار کردن یکی از اسرار بزرگ کوه نوردی آن را به کتابی هیجانی تبدیل می کند.
ترجمه از منبع : www.amazon.com
کوه نورد پس از۱۸ متر سقوط از Seneca Rocks در ویرجینیای غربی جان سپرد

یک پزشک ۴۹ ساله اهل Pittsburgh پس از سقوطی ۱۸ متری از Seneca Rocks در ویرجینیای غربی کشته شد.
امی روث استین در حال فرود با طناب بود که وسیله اش یا شکست یا درست عمل نکرد. پس از برخورد با سنگ صورتش جراحات شدیدی برداشت. مرگ وی در صحنه وقوع حادثه اعلام شد.
ترجمه از : http://www.post-gazette.com/pg/08287/919632-100.stm
نجات والدین و بچه ها

مردی 44 ساله به همراه پسر 9 ساله و خانمی 37 ساله و پسر 11 ساله اش برای کوه نوردی به سمت غربی Plombergstein ( تصویر بالا ) نزدیک St. Gilgen ( اتریش ) رفتند.
بزرگسالان با تجربه بچه ها را در ساعت 2 یعدازظهر به این صعود آسان بردند و در ساعت 5 به قله رسیدند. وقتی به زمین دشواری برخوردند نتوانستند مسیر فرود را پیدا کنند و مسیر دشواری را پیش گرفتند که به زمین دشوارتری بالای یک پرتگاه منتهی شد و از آنجا به بعد نتوانستند حرکت کنند.
هوا تقریبا تاریک شد و در ساعت 30/6 عصر با موبایل شان تقاضای کمک کردند. امداد و نجات کوهستان Bergrettung St. Gilgen به همراه یک پلیس کوهستان عملیات نجات را آغاز کردند و پس از جستجوی طولانی دقایقی پس از 8 شب این کوه نوردان را یافتند.
هر چهار کوه نورد به وسیله طناب به پایین آورده شدند و در ساعت 15/10 شب به محل امن منتقل و آنگاه تا ماشین شان همراهی شدند.
ترجمه از : http://www.bergrettung-salzburg.at/News-
مجروح شدن سه لهستانی در مون بلان
15.10.2008 10:18- دو کوه نورد لهستانی بر اثر ریزش بهمن و سقوط به سمت پایین در سمت فرانسوی مون بلان مجروح شدند. این حادثه روز دوشنبه زمانی روی داد که سه لهستانی عازم کوه نوردی در منطقه Mont Blanc du Tacul شدند.
یکی از این کوه نودان چندین دقیقه زیر برف مدفون ماند. دو نفر باقیمانده موفق شدند به گروه های امداد اطلاع دهند که مجروحان را به بیمارستان انتقال دادند. یکی از مجروحان جراحت هایی بر صورتش وارد شد و دیگری پاهایش صدمه دید.
محل وقوع این حادثه از جمله خطرناک ترین بخش های این منطقه می باشد. درماه سپتامبر ، هشت کوه نورد در آنجا جان دادند : چهار آلمانی ، سه سویسی ، و یک راهنمای اتریشی.
منبع : http://www.polskieradio.pl/thenews/news/?id=93570
موسیقی استقامت ورزشی را تا ۱۵% افزایش می دهد

دوم اکتبر ۲۰۰۸– دانشکده ورزش و آموزش دانشگاه برونل نشان داده است که طبق آخرین تحقیق دکتر کوستاس کاراگئورگیس ، موسیقی که با دقت انتخاب شده است می تواند به طور قابل توجهی استقامت بدنی فرد را افزایش دهد و تجربه ورزش قلبی عروقی را بسیار مطلوب تر کند.
این مطالع که قرار است در مجله دوره ای فیزیولوژی ورزش و تمرین ایالات متحده منشر شود ، تازه ترین مورد از برنامه 20 ساله کار در مورد خصوصیات انگیزشی موسیقی در ورزش و تمرین است. این یافته ها فواید قابل توجه مرتبط با ورزش همراه با موسیقی را نشان می دهد : چیزی که برخی ورزشکاران نخبه نظیر دارنده رکورد جهانی ماراتن هیل گبرسلاسی ، سال ها این کاررا انجام می داده اند.
یافته ها نشان می دهد که وقتی موسیقی به دقت بر اساس اصول علمی انتخاب شود ، می تواند استقامت را تا 15% افزایش دهد و " حالت های احساس " تمرین کنندگان را بهبود بخشد و به آنها کمک می کند لذت بیشتری را از این کار ببرند. یک یافته مهم جدید این است که موسیقی می تواند به تمرین کنندگان کمک کند تا احساس مثبت تری داشته باشند حتی زمانی که در حال انجام تمرین با شدت بسیار بالایی – نزدیک به خستگی بدنی – هستند.
اصول علمی هدایت کننده این بخش از تحقیق ، در شرف عملی شدن در یک مسابقه ورزشی جاه طلبانه و مهیج که قرار است در 5 اکتبر در گرینویچ لندن برگزار شود ، می باشد. نیمه ماراتن تحت عنوان Run To The Beat سونی –اریکسون اولین رقابتی خواهد بود که موسیقی زنده انتخاب شده به صورت علمی را در تمام طول مسیر پخش خواهد کرد. دکتر کاراگئورگیس موسیقی را انتخاب و هماهنگ کرده است که در ایستگاه موسیقی زنده پخش خواهد شد تا 12500 دونده را همراهی کند.
تازه ترین یافته های تحقیق دکتر کاراگئورگیس به ویژه برای کارکنان بهداشت عموی باارزش می باشد ، با توجه به اینکه ورزش مبتنی بر تردمیل نظیر پیاده روی و دو اغلب در برنامه های بازتوانی افراد حاضر در مراکز مراقبت های اولیه ( مثلا بیمارن قلبی و افراد چاق ) گنجانده می شوند. موسیقی قدرت تاثیرگذاری قابل توجهی در مبارزه بر علیه بی تحرکی مردم دارد. به علاوه ، اثرات ورزش بر خلق و خوی و هیجانات این احتمال را می دهد که موسیقی را می توان برای بهبود قبول ورزش به کار برد و در نتیجه به افراد کمک کرد تا به اهداف بلند مدت تندرستی و تناسب اندام برسند.
دکتر کاراگئورگیس توضیح می دهد :" به کارگیری همزمان موسیقی منجر به استقامت بیشتری شد در حین اینکه خصوصیات انگیزشی موسیقی به طور قابل توجهی بر تفسیر نشانه های خستگی ، درست تا نقطه خستگی ارادی تاثیر گذاشت."
منبع : Brunel University (2008, October 2). Jog To The Beat: Music Increases Exercise Endurance By 15%. ScienceDaily. Retrieved October 17,
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
گزارش چهارمین مسابقه بین المللی صعود سرعتی البروس ( 5642متر)
14 اکتبر 2008 – مسابقه 2008 البروس در 16 سپتامبر 2008 با سازماندهی TOP SPORT TRAVEL www.sklon.ru و وب سایت کوه نوردی http://www.russianclimb.com/ برگزار شد.
امسال 34 ورزشکار برای مسابقه البروس ثبت نام کرده بودند که این رقم بیش از شرکت کنندگان مسابقات سالهای قبل ( در 2005 ، 2006 ، 2007 ) بود. شرکت کنندگان در این رقابت کوه نوردانی از روسیه ، قزاقستان ، اکراین ، بلاروس ، آلمان ، هند و اندونزی بودند. کوه نوردان روسی از مناطق مختلف این منطقه آمده بودند.
ادامه همراه با تصاویر این رقابت.
معرفی کتاب :
تداوم کوه نوردی : غلبه بر سرطان و ایستادن بر بلندترین نقطه جهان 
غول ۸۸۴۸ متری معروف به کوه اورست با شرایط مرگبار نظیر بادهای با سرعت ۱۰۰ متر در ساعت ، کمبود شدید اکسیژن ، کولاک ها و بهمن های مرگبار مبارزان خود را آزارمی دهد. کوه نوردان اورست با خطرات باونکردنی مواجه اند ، اما در مورد سین سوارنر ( Sean Swarner ) موانعی که قبل از صعودش بر آنها غلبه کرده داستانش را جالب تر و هیجانی تر می کند. سین صرفا نجات یافته از سرطان نیست ؛ او حقیقتاً یک شگفتی پزشکی است . او تا به حال تنها شخصی در جهان است که هم به بیماری Hadgikin’s و هم Askin’s Sarcoma مبتلا بوده است . پزشکان در سن سیزده سالگی در مرحله چهارم و نهایی بیماری Hadgikin’s را در او تشخیص دادند ، که در این زمان تخمین می زدند بیش از سه ماه زنده نخواهد ماند. بعد از آن توموری مرگبار به اندازه توپ گلف ریه راستش را مورد حمله قرار داد. پس از برداشتن تومور Askin’s ، انتظار می رفت که سین کمتر از دو هفته زنده بماند . یک دهه بعد و تنها با استفاده از بخشی از ریه هایش ، سین به خاطر اینکه اولین بازمانده از سرطان بود که به قله اورست صعود کرد ، به شهرت رسید. انگیزه سین برای صعود موفق به قله اورست نه تنها اشتیاق او برای رسیدن به بلندترین قله جهان بود بلکه تصمیم او به استفاده از موفقیتش به عنوان روشی برای دادن امید به آنهایی بود که ظاهرا مواجه با مشکلات غیر قابل حل هستند. سین با نشان دادن به بیماران سرطانی که چگونه بر برخی از دشوارترین موانع زندگی فائق آمده است ، با میل به زندگی الهام بخش دیگران است. آنهایی که زنده مانده اند ثابت می کنند بیماران سرطانی می توانند و حقیقتاً بهبودی می یابند ، داستان او آنهایی را که دچار سرطان شده اند تشویق خواهد کرد رویاهای بزرگ داشته باشند و هرگز ناامید نشوند. با وجود فراز و نشیب های زندگی ، سین بر این باور است که این رویا ها همیشه دست یافتنی هستند و داستان سین تنها در مورد بیماری ، اندوه ، و درد نیست ؛ در مورد چیزی بزرگتر است . داستان او در مورد امید ، در مورد کمک به دیگران و هرگز دست برنداشتن است. در مورد نبردهای فردی با عوامل طبیعی و به معنی واقی کلمه ، ایستادن بر فراز بلندترین نقطه جهان است.
نویسندگان کتاب : Sean Swarner و Rusty Fischer چاپ سال 2007
ترجمه از منبع : http://bookd.google.com/books
عنوان کتاب : Keep Climbing: How I Beat Cancer and Reached the Top of the World
فریدون شیرمحمدلی
مقاله آموزشی در مورد ارتفاع
مطالب این مقاله :
هم هوایی عادی
بیماری کوه حاد ( کوه گرفتگی )
ادم مغزی ناشی از ارتفاع بالا
ادم ریوی ناشی از ارتفاع بالا
درمان AMS
پیشگیری
قوانین طلایی
گزارش ویژه ExWeb : جستجو برای رسیدن به همه ۱۴ قله ۸۰۰۰ متری چقدر خطرناک است؟
۹اکتبر ۲۰۰۸ (MountEverest.net/K2Climb.net ) در ادامه مقاله وقایع پایان فصل ۲۰۰۸ قراقروم که هفته گذشته منتشر شد ، رودریگو گرانزوتو پرون مقاله ای را در مورد کوه نوردانی که در جستجوی رسیدن به ۱۴ قله ۸۰۰۰ متری هستند با تاکید بر کوه نوردانی که حداقل 7 قله را رفته اند جمع آوری کرده است .

" با صعود به ۱۴ قله ۸۰۰۰متری بسیار داغون بودم. اکنون ، پس از ۱۴ سال از خودگذشتگی خسته کننده ، و لحظات بسیار زیادی که بودن پیش خانواده ام را برای همیشه از دست دادم – بالاخره این کار را تمام کردم. "
عکس سیلویو موندینللی ، برنده سال ۲۰۰۷ بهترین های انتخابی سایت ExWeb .
نایوز و رومانو بر فراز قله ماناسلو
6 اکتبر 2008 – (MountEverest.netstory ) حدود یک ساعت پس از تیم ادورن ، رومانو بنت ، لوکا ووریچ و نایوز مروی هم به دیروز بنا به گفته برخی منابع به قله ماناسلو صعود کردند. ( ایتالیایی ها روز یکشنبه یک روز قبل از ال فیلو Al Filo به قله رسیدند. )
این زوج به دلایل فنی اوایل امروز وب سایت خود را بروز نکرده بودند ، اما پائولو رونکولتا ( ژورنالیست مشغول در شبکه عمومی ایتالیایی Rai ) امروز در پیامی کوتاه به ExWeb گفت :" من تلفنی با نایوز صحبت کردم و او این خبر را تایید کرد. "
پائولو متذکر می شود که نایوز در مصاحبه ای با Planetmountain.com, گفت که طناب ثابت حدود 30 متر قبل از رسیدن به قله واقعی تمام شد.
رودریگو گرانزوتو پرون ( نویسنده اهل برزیل ) با اشاره به ادورن پاسابان ، گرلیند کالتنبرونر و نایوز مروی - که همگی به 14 هشت هزار متری خود نزدیک می شوند گفت : " پس با این حساب ، این 'Three Sopranos' همگی در 11 هشت هزار متری با هم برابرند."
منبع : http://www.mounteverest.net/news.php?id=17607
وقایع پایان فصل ۲۰۰۸ قراقروم
30 سپتامبر 2008
((K2Climb.net) اسمش را بارها در اینجا دیده اید و و در ادامه وقایع پایان فصل هیمالیا او را می خوانید ؛ هفته گذشته نویسنده ExWeb و وقایع نگار برزیلی رودریگو گرانزوتو پرون گزارش آخر فصل جالبی را از فصل گذشته پاکستان جمع آوری کرده است. شما هم از آن لذت ببرید!
وقایع پایان فصل ۲۰۰۸ قراقروم
نویسنده : Rodrigo Granzotto Peron
1- رقابت کنندگان :
در تابستان 2008 ، بیش از فصول قبل تعداد زیادی از کوه نوردان از مزیت نزدیکی بین کی دو ، گاشربروم 1 و 2 و برود پیک استفاده کردند تا چندین قله را در زمان کوتاهی صعود کنند.
تنها فرد با شرایط واقعی که این رقابت را تکمیل کرد Veikka Gustafsson فنلاندی بود که به سه قله صعود کرد. همراه با هیروتاکا تاکه اوچی و کازویا هیراید به گاشربروم 2 ( هشتم جولای ) و برودپیک ( 31 جولای ) صعود کرد اما گاشربروم 1 را نتوانستند. تلاش برای صعود به قله را به همراه فرناندو گونزالز – روبی و جوز باررا کلمبیایی ، استر سابادل اسپانیایی و حسن پاکستانی ترتیب دادند اما آنها در ارتفاع 7800 متری با وقوع طوفانی تمام عیار متوقف شدند.
سه زن کوه نورد که تلاش جدی می کنند تا اولین زن صعود کننده به تمام 14 هشت هزار متری باشند در این فصل ظاهر نشدند ( گرلیند در حال بهبودی از سینه پهلو است و نایوز و ادورن هم قبلا تمام 8000 متری های پاکستان را فتح کردند. ) . این فصل برای خانم گو مین – سان کره ای خوب بود ، این ستاره در حال ظهور به کی دو ، ششمین 8000 متری اش در فاصله زمانی بسیار کوتاهی ( اول آگوست ) صعود کرد ( اولین 8000 متری اش چو اویو – 2006 – بود و بعد ، در تنها 22 ماه ، با موفقیت به اورست EV، برودپیک BP ، شیشاپانگما SH ، لوتسه LH و اکنون K2 صعود کرد. ) . او هنوز فاصله زیادی با “The Three Sopranos” کوه نوردی دارد ، اما به سرعت به آن نزدیک می شود.
وضعیت فعلی رقابت کنندگانی که در این فصل موفق به صعود به قله شدند : *
13 Veikka Gustafsson (FIN)
11 Hirotaka Takeuchi (JAP)
11 João Garcia (POR)
09 Jorge Egocheaga Rodriguez (SPA)
09 Mario Panzeri (ITA)
07 Peter Hamor (SLK)
06 Alberto Zerain (SPA)
06 Dodo Kopold (SLK)
06 Go Mi-Sun (S-K)
06 Marco Confortola (ITA)
06 Piotr Morawski (POL)
05 Kim Jae-Soo (S-K)
05 Martin Ramos (SPA)
دوک لوییجی آمدئو گیوسپ ماریا فردیناندو فرانسسکو آبروزی
متولد 29 ژانویه 1873 ، ، مادرید ، اسپانیا
مرگ در 18 مارس 1933 ، شهر آبروزی ، نزدیک موگادیشو ، درItalian Somaliland ( امروز به نام موگادیشو ، در سومالی )
کوه نورد و سیاح اسپانیایی که سفرهایش از آفریقا تا قطب شمال گسترده بود.
آبروزی پسر شاه آمادئوس ( که همچنین Duke d'Aosta در ایتالیا بود) ، اولین فردی بود که به کوه سنت الیاس در آلاسکا ( سال1897 ) صعود کرد. سفر قطب شمال 1899 او به عرض جغرافیایی 86°34′ N رسید – که در آن زمان رکوردی برای خود محس.ب می شد. در سال 1906 اولین فردی بود که به مرتفع ترین قلل رشته کوه روونزوری در شرق مرکزی آفریقا صعود کرد.سفر اکتشافی او زمین شناسی ، توپوگرافی ، و یخبندان شناسی (glaciology ) این رشته کوه را بررسی کرد ؛ نقشه رشته کوه را ترسیم و قلل ، گذرگاه ها و یخچال های مهم آن را نامگذاری کرد. آبروزی در 1909 به دومین کوه مرتفع جهان ، K2 ، در هیمالیا ، تا ارتفاعی بیش از 6000 متر صعود کرد. در خلال جنگ جهانی اول یکی از فرماندهان نیروی دریایی در آدریاتیک تا سال 1917 بود. بعدا وارد سیاحت و مستعمره سازی در Italian Somaliland شد.
ترجمه از منبع : "Abruzzi, Luigi Amedeo Giuseppe Maria Ferdinando Francesco, Duke (duca) d'." Encyclopædia Britannica. Ultimate Reference Suite. Chicago: Encyclopædia Britannica, 2008.
زنی در حادثه سنگ نوردی در دارتمور بریتانیا جان خود را از دست داد

زنی 58 ساله پس ازسقوط از Dewerstone Rock در دارتمور کشته شد. این زن در حال سنگ نوردی با یک سنگ نورد مبتدی بود که این حادثه اتفاق افتاد. امدادگران تلاش کردند زن را به هوش بیاورند اما تمام تلاش ها بی نتیجه ماند. این زن از وسایل صعود استفاده می کرده است و مسئولان تحقیقات خود را بر این امر متمرکز کرده اند که آیا علت نقص در وسایل بوده است .
گفته می شود که قتل عمدی در میان نبوده است.
ترجمه از منبع : http://www.thisisplymouth.co.uk/news
مرگ راهنمای آلپ و امدادگر کوهستان بر اثر ریزش بهمن

مردی 51 ساله و دخترش به هنگام صعود به کوه 3379 متری Grosser Löffler در Zillertal بر اثر سقوط بهمن 400 متربه پایین برده و دفن شدند. حادثه نزدیک قله کوه وقتی اتفاق افتاد که کل گرده کوه سقوط کرد.
این مرد که عضو امداد کوهستان Bergretting در تیرول جنوبی هم بود به طور کامل مدفون شد و تنها پایش بیرون مانده بود. دختر تنها جراحات جزئی برداشته بود. امدادگران توانستند مرد مدفون را که به وسیله چرخبال نجات "Pelikan" به بیمارستانی در Innsbruck منتقل شد به هوش بیاورند اما لحظات کوتاهی پس از آن از دنیا رفت.
خدمات امداد از دو کشور ، تیرول شمالی اتریش و تیرول جنوبی ایتالیا ، در این عملیات نجات توانستند همراه با هم بسیار خوب عمل کنند . در این عملیات چهار چرخبال نجات ، تیم های سگ ( مخصوص ) بهمن از Zillertal وAhrntal ، the Bergrettung Ahrntal ، Bergrettung Ginzling و پلیس آلپ اتریش شرکت داشتند.
ترجمه از منبع : http://tt.com/tt/home/story
معرفی شیوه آلپی در هیمالیا
این صعود کلاسیک را به عنوان اولین صعود به شیوه آلپی در کوه های هیمالیا می دانند. دیگران ، مانند هرمان بول و کورت دیمبرگر قبلا اکسپدیشن های کوچک و با سرعت زیاد را امتحان کرده بودند ، اما وقتی همه چیز در نظر گرفته می شود – این اولین صعود آلپی در یکی از چهارده کوه 8000 متری است.
ما به شیوه ای که در کوه های آلپ صعود می کنیم در اینجا هم صعود خواهیم کرد
در سال 1975 ، رینهولد مسنر از پیتر هابلر دعوت کرد تا در اکسپدیشن به گاشربروم 1 ، که به قله پنهان هم معروف است ، ملحق شود. رینهولد اظهار داشت که به شیوه کاملا آلپی بر گرفته از کوه های آلپ صعود خواهند کرد. آنگاه شیوه آلپی در کوه های هیمالیا معرفی خواهد شد. یعنی اینکه آغاز صعود از ابتدای کوه انجام می شود و در راه تمام وسایل توسط فرد حمل می شود ، اگر کسی بیواک کند ، در مسیر یافت خواهند شد. آماده سازی مسیر انجام نمی شود. اکسیژن مکمل استفاده نمی شود.
قبل از عزیمت شان ، چندین کوه نورد مطرح ارتفاعات بالا اظهار داشتند که این دیوانگی محض است و هرگز جواب نخواهد داد. افراد زیادی حتی آن را خود کشی نامیدند. اما برای رینهولد این تنها شیوه ای منطقی برای ادامه پیشرفت به عنوان یک کوه نورد و عقب راندن محدودیت هایش بود.
سبک ، سریع و بدون طناب
در 8 آگوست 1975 ، صعود شان را شروع کردند. آنها جز وسایل کوه نوردی شخصی هیچ طناب ، و اکسیژن مکملی همراه خود نداشتند. شیوه کار همین بود. روز دوم خودشان را زیر 1000 متر شیب یخی و سنگ های شیشه ای یافتند. آنها برنامه ریزی کرده بودند که بیواک بعدی را بالای آن انجام دهند. آنها با اعتماد به کرامپون های 12 میخی خود در هر گام ، سریع به طرف بالا صعود کردند. پس از صعود به یک دودكش یخی (ice chimney ) بسیار دشوار و خطرناک ، به زمین آسان تر و بالاخره به محل بیواک رسیدند. برپا کردن چادر هم درآنجا بسیار دشوار بود.
روز بعد تمام وسایل شان به جز تبر یخی ، کرامپون ها ، دوربین ها و دارو را در داخل چادر گذاشتند و به سوی قله حرکت کردند. پیتر هابلر اول به قله رسید ؛ رینهولد هم چند دقیقه ای عقب بود. او از پیتر به هنگام صعود فیلم برداری کرده بود. هوا عالی بود و همدیگر را بغل کردند!
این دومین صعود به این کوه و اولین صعود به یک کوه 8000 متری به شیوه کاملا آلپی بود. با صعود به گاشربروم 1 ، اکنون رینهولد اولین فردی بود که سه 8000 متری را صعود کرده بود.
پس از صعود ،آنها تلگرافی را از والتر بناتی دریافت کردند :"یک کوه نوردی شگرف. شما دو نفر در سال های اخیر تنها افرادی هستید که از مرزهای کوه نوردی گذشته اید. "
" این نوع کوه نوردی ساده ترین نوعی است که می توانید تصور کنید . تنها مورد این است که باید همه چیز را در نظر بگیرید ، تمام چیزهای قابل پیش بینی – و نیز غیر قابل پیش بینی – در غیر این صورت زیاد زنده نخواهید ماند. "
-رینهولد مسنر
منبع : http://www.jerberyd.com/ - by Per Jerberyd © 1997 – 2002
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
فاجعه ماناسلو
در سال ۱۹۷۲، رینهولد مسنر در یک اکسپدیشن تیرولی (Tyrolean expedition ) به سرپرستی ولفگانگ نایرز شرکت کرد. قصد آنها صعود از جبهه جنوبی ماناسلو بود.
قبلا هیچکس از جبهه جنوبی صعود نکرده بود و آنها مسیر جدیدی را گشایش کردند. رینهولد پس از اینکه همنوردش فرانز جاگربا این احساس که شانسی برای صعود ندارد و فقط سرعت رینهولد را کم می کند به عقب برگشته بود ، تنهایی به قله رسید.
به هنگام فرود از قله ، طوفانی سریعا به طرف بالا می آمد. در حالیکه دید در حد صفر بود و با وجود بادهای بسیار شدید ، رینهولد در فلات بالا بین ۷۵۰۰ و ۸۰۰۰ متر مسیر خود را گم کرد. چطور می توانست مسیر برگشت به چادر را پیدا کند؟ جایی در میان کولاک صدای دوستش فرانز را شنید که او را صدا می زند. او حتما آمده بود تا در میان این بوران رینهولد را به طرف چادر هدایت کند. رینهولد که هنوز هم مسیر را نیافته بود و در حالت تقریبا وحشت زده توانست دریابد که مسیر درست باید به طرف باد باشد چون دیده بود که هوای بد از مسیری معین می آمد. تعداد افرادی که بتوانند در تحت چنین شرایطی به روشنی فکر کنند اندک هستند ، و بار دیگر ذهنی روشن و تصمیمی سریع و درست جانش را نجات داد. او به زحمت در میان طوفان پیش رفت و کمپ بالا و چادر را پیدا کرد.
وقتیکه بالاخره وارد چادر شد ، فرانز آنجا نبود که به او خوشامد بگوید. در عوض هورست فرانک هاوزر و اندی اشلیک از او استقبال کردند. فرانز کجاست ؟؟؟ بیرون در میان طوفان است! رینهولد ۱۰۰ % مطمئن بود که صدای او را شنیده بود که او را به طرف پایین کوه راهنمایی می کرد. فرانز چادر را ترک کرده بود تا رینهولد را در میان طوفان به پایین هدایت کند. هورست و اندی چادر را ترک کردند تا به جستجوی فرانز بروند. رینهولد در وضعیت بدی به سر می برد و درازکش در داخل چادر ماند در حالیکه برف از میان پارچه چادر به داخل می وزید. دیری نگذشت که ۱۰ سانت برف روی کیسه خوابش را پوشاند. در این زمان ناامیدانه داشت بر اثر سرما یخ می زد و بدون اراده می لرزید.
هورست و اندی بیرون در میان طوفان بودند. باد به طور وحشتناکی می وزید و تاریکی و بارش برف سنگین دید را غیرممکن ساخته بود. آنها بسیار جستجو کردند اما چیزی نیافتند. به ناگهان متوجه شدند که خودشان هم گم شده اند ! آنها یک بیواک اضطراری حفر کردند و پناهگاه قابل قبولی را مهیا کردند. در این جا بود که هم هانس و هم اندی مطمئن بودند که می توانند صدای فرانز را بشنوند که فریاد می زد و در خواست کمک می کرد! هورست و اندی حفره برفی شان را ترک کردند تا بار دیگر دنبال او بگردند ، اما چیزی جز تاریکی و برف پیدا نکردند ... آنها حفره بیواک دومی را کندند و داخل آن خزیدند.
اندی از این وضعیت که دوستش فرانز جایی درآن بیرون ناامیدانه نیازمند کمک بود راضی نبود ، و به ناگهان حفره برفی را ترک کرد و تلو تلو خوران در تاریکی پیش رفت. هورست هم به دنبال او روانه شد ، اما دیگر نمی توانست جای او را پیدا کند. هورست به بیواک برگشت و صرفا توانست در طول شب جان خود را نجات دهد. هورست که به طور ناجوری یخ زده بود صبح روز بعد پیش رینهولد و چادر برگشت. اکنون هم فرانز و هم اندی گم شده بودند! این مصیبت اتفاق افتاده بود و واقعیت داشت ! رینهولد و هورست نومیدانه به جستجوی دوستان گم شده شان پرداختند. بیش از یک متر برف باریده بود و نشانه ردپایی پیدا نکردند.
با برگشت آنها به خانه ، مقالات زیادی توسط افرادی که هرگز کوه نوردی نکرده بودند و یا هیچ کوه ۸۰۰۰ متری را صعود نکرده بودند نوشته شد ، همه آنها رینهولد را به خاطر این اتفاقات مقصر می دانستند. رینهولد به طور بدی به وسیله این اتهامات جریحه دار شد ، هر چند تمام اعضای این اکسپدیشن حقیقت واقعی را می دانستند و در این ماجرا از او حمایت کردند. این دومین ۸۰۰۰ متری رینهولد بود و نیز دومین باری بود که همنورد صعودش را گم می کرد. رینهولد از این به بعد تصمیم گرفت به همراه هیچ اکسپدیشن بزرگی نرود. هرگز!
" زنجیره ای از شرایط نامساعد منجر به فاجعه ماناسلو شده بود؛ و اگر رینهولد تمام کارهایی را که برای نجات جانش انجام داده بود انجام نمی داد ، وضع حتی از این هم بسیار بدتر می شد ."
- ولفگانگ نایرز
منبع : http://www.jerberyd.com/ مترجم : فریدون شیرمحمدلی
نجات دانشجوی بریتانیایی از فاصله۵۹۵۳ کیلومتری
یک دانشجوی بریتانیایی که در یک منطقه دور دست روسیه پس از افتادن از اسب صدمه دیده بود با دستگاه بیکن خود در خواست کمکی را فرستاد که در فاصله ۵۹۵۳ کیلومتری به وسیله پایگاه نیروی هوایی سلطنتی در اسکاتلند دریافت شد.
کیمبرلی وارن ، دانشجوی سال دوم جانورشناسی در دانشگاه ناتینگهام ، در شب پنج شنبه دستگاه بیکن نجات (rescue beacon ) خود را فعال کرد که امواج آن به وسیله ماهواره های تحت نظارت مرکز کنترل ماموریت بریتانیا ، مستقر در داخل مرکز هماهنگی نجات هوا فضا در نیروی هوایی سلطنتی کینلوس در مورای شناسایی شد.
این بیکن از فناوری GPS استفاده می کند ، که موقعیت بسیار دقیقی را در ظرف پنج ثانیه پس از فعال شدن می دهد ، که این باعث شد نیروی هوایی سلطنتی کینلوس زنگ خطر را به صدا در آورد و به خدمات اضطراری روسیه بگوید که کجا می توانند این گروه نه نفره را پیدا کنند.
مایکل مالفورد از نیروی هوایی سلطنتی کینلوس گفت :" آنها توانستند محل گروه را دقیقا در منطقه ای کوچکتر از نصف یک زمین تنیس پیدا کنند. " و افزود که این برای پایگاه " بسیار غیر عادی " بود که به سیگنال های ارسال شده از چنین فاصله دوری پاسخ دهد.
پس از 12 ساعت عملیات نجات با بالگرد ، وارن ، که پایش شکسته بود ، به همراه بقیه اعضای گروه به شهرکی در همان نزدیکی منتقل شد.
دانشجوی 20 ساله اهل Sway همشایر به هنگام وقوع حادثه ، تقریبا در حال اتمام سفر تحقیقی دو و نیم ماهه در مورد اثرات گرم شدن کره زمین بر زیستگاه های طبیعی در پارک طبیعی کامچاتکا ، که در منطقه دور دست شرق دور روسیه واقع شده است ، بود.
کامچاتکا یکی از آخرین مناطق طبیعی بزرگ جهان است که محل زیست عقاب دریایی نادر steller ، پوفین ها و خرس های قهوه ای است که در اطراف چشمه های آب گرم و دهانه های آتشفشان پوشیده از برف آن پرسه می زنند.
کامچاتکا بیش از 300 آتشفشان دارد که 29 تای آنها هنوز هم فعال هستند. در دوران شوروی ، کامچاتکا یک پایگاه نظامی راهبردی و ممنوع الورود برای خارجی ها بود. اما از زمان فروپاشی کمونیسم ، این شبه جزیره 1206 کیلومتری فعالان محیط زیست و دانشمندان را – به علاوه جهانگردان خارجی علاقمند را ، که اکثر آنها آلمانی هستند اما تعدادی بریتانیایی هم در میان آنها دیده می شود – به خود جلب کرده است.
مسئولان روسی گفتند که هوای بد مانع عملیات نجات شد . جاده های اندکی در خارج از مرکز مه گرفته کامچاتکا ، پتروپاولوسکی – کامچاتکی - وجود دارد و بالگرد ها تنها وسیله دسترسی به اکثر مناطق طبیعی این شبه جزیره و پارک های ملی می باشند. لیز وارن ، مادر کیمبرلی دیروز گفت :" کیمبرلی اوقات عالی را در این سفر داشته است. از ایمیل هایی که فرستاده می دانیم که کار میدانی دشواری بوده است ، اما دخترم هر لحظه اش را دوست داشته است. تنها کاری که ما والدینش می خواهیم انجام دهیم این است که او را به خانه بیاوریم و در آغوش بگیریم ."
ترجمه از منبع : http://www.guardian.co.uk/ یکشنبه 6 سپتامبر 2008
فریدون شیرمحمدلی
تنفس صحيح هنگام تمرينات ورزشی
تنفس، روش دم و بازدم يکی از مهمترين موضوع ها، هنگام انجام تمرينات و حرکات ورزشی هستند. تنفس صحيح و درست می تواند انرژی زيادی را برای بدن حفظ کند و همچنين بدن را سالمتر نگه دارد.در حالی که روش غير صحيح آن می تواند انرژی زيادی از بدن بگيرد و به سلامت بدن آسيب وارد کند. تنفس صحيح همچنين باعث می شود تا انتقال و تامين خون از قلب به رگهای بدن، بهتر و مرتبتر انجام پذيرد. اين موضوع به عملکرد بهتر سيستم لنفانی انسان نيز کمک می کند.
فراموش نکنيد که التبه نوع هوايی که تنفس می کنيد نيز بسيار مهم است. هوای تنفس شونده - بويژه هنگام انجام تمرينات و حرکات ورزشی - می بايست پاک و غيرآلوده باشد.
روش صحيح تنفس
توجه داشته باشيد که هنگام تمرينات ورزشی، تنفس خود را ريتميک و از روی نظم کنترل کنيد. همچنین دقت کنيد که تا حد امکان آرامش را حفظ کنيد و از تند نفس کشيدن جلوگيری کنيد.
سعی نکنيد تا با دهان نفس بکشيد. البته برای خارج کردن سريعتر هوا می توانيد از دهان استفاده کنيد، اما برای کشيدن آن اصلا" از دهان استفاده نکنيد. بکارگيری دهان برای عمل دم باعث می شود تا هوا به حجم نامشخص (زياد) وارد بدن گردد بدن اينکه فيلتر شود. بينی با فيلترهايی که در قسمت ورودی خود دارد، هوای دم را پاک سازی می کند. همچنين بينی با حجم کمتری که دارد باعث می شود تا حجم هوای دم کنترل شده و به مقدار مورد نياز باشد. تنفس از دهان باعث خشکی دهان و گلو می شود که اين موضوع به خشک شدن آب بدن و کسری انرژی کمک می کند. روش توصيه شده اينست که دم از راه بينی و بازدم از راه دهان انجام گيرد. در اين روش البته بهتر است که هنگام کشيدن هوا، دهان کاملا" بسته باشد. البته روش دم و بازدم از راه بيینی بيشتر توصيه می گردد. در اين حالت دهان در هر دو حالت (دو و بازدم) کاملا" بسته است. اما چگونگی تنفس نيز امری بسيار مهم است. برای کشيدن تنفس، نگه داشتن نفس در بدن و بيرون دادن آن مدت زمانی نسبی لازم است تا حرکت ريتميک حفظ گردد، که اين موضوع در هنگام انجام تمرينات امر مهمی است. همانطور که قبلا" نيز اشاره شد، آرامش در تنفس لازم است تا حفظ گردد.
بعد از انجام تمرينات و يا هنگام استراحت بين هر تمرين، سعی کنيد تا به صورت عميق در روش زير چند مرتبه تنفس کنيد:
اگر برای مثال يک ثانيه را صرف کشيدن نفس عميق می کنيد، چهار برابر آنرا (چهار ثانيه) می بايست برای نگه داشتن
نفس در بدن صبر کنيد. سپس در زمان دوبرابر آن (دو ثانيه) بايد نفس را بيرون دهيد. اين مدت زمانها بستگی به نوع نفس کشيدن شما دارد. اما نسبتها می بايست رعايت شوند. يعنی اگر دم دو ثانيه به طول انجامد، نگه داشتن آن بايد هشت ثانيه طول کشد و بازدم نيز چهار ثانيه.
اين نوع روش تنفس چه برای کسانی که ورزش می کنند و چه کسانی که نمی کنند، در روز سه مرتبه ده باری توصيه می شود. يعنی ده بار صبح، ده بار عصر و ده با قبل از خواب.
تغذيه نيز نبايد فراموش شود. اشخاص ورزشکار می دانند که هنگام ورزش نبايد معده يا روده شان پر باشد. چرا که اين موضوع به غير از مشکلاتی که به سلامت انسان وارد می کند، باعث فشار به ريه نيز می شود.
بهادر چم
منبع : http://physicaleducation.blogfa.com/ وبلاگ علم و ورزش