|
ترجمه در مسیر دانایی
|
سولو ( solo ) چیست ؟
در سال 1997 ، در سر میز چای در هتل Yak and Yeti ، بحثی با وقایع نگار معروف کوه نوردی لیز هاولی در مورد تعریف سولو داشتیم.
یک بازی ذهنی
پرسیدیم :" سولوی واقعی چیست ؟ " لیز گفت که حداقل الزام برای کوه نورد این است که در مسیر کاملا تنها باشد ، از طناب ثابت یا رد پای ایجاد شده بوسیله کوه نوردان دیگر استفاده نکند. او اضافه کرد که کوه نوردی به صورت سولو به همان اندازه که چالش جسمی است چالشی ذهنی هم می باشد. به عبارت دیگر در این ایام با خیل کوه نوردان حاضر در قله ها ، حقیقتاً صعود به اورست به صورت سولو غیر ممکن است ، مگر اینکه غیر از فصل صعود بروید یا غیر از مسیرهای نرمال صعود کنید.
صعود به دماوند با موتور!
دوست گرامی آقای زارعی ( وبلاگ کوه قاف ) خبری را به نقل از خبرگزاری ایرنا در رابطه با صعود با موتور به دماوند آورده اند که می خواستم بگویم اتفاقا من هم در تاریخ 10/5/87 که در بارگاه سوم بودم یکی از این موتورسواران را دیدم که در حال پایین آمدن از سمت بالا بودند. شاید در حال هم هوایی بودند یا در حال برگشت از قله . به هر ترتیب عکسی را که گرفته ام در زیر می بینید.

کوهنوردی در فصل بهار با توجه به توانایی های فردی
بهار فصل مورد جوانان و ورزش دوستان است. در فصل درخشان و دلربای بهارمی توان از برخی اوقات روز و یا تعطیلات آخر هفته برای گردش در طبیعت به دور از شلوغی و سروصدای شهرها استفاده کرد و این برای تمدد اعصاب مفید است. گردشگری و تفریح در حومه شهر و کوهنوردی در بهار، یکی از فعالیت های تفریحی مورد علاقه شهرنشینان است. ورزش های بدن سازی در روزهای معمولی سطحی است ، ولی ورزش کوهنوردی صعودی است و این اقدام می تواند مسئله کمبود ورزش در میان شهروندان را جبران کند .
جوانان علاقه مند به بدن سازی ، در تعطیلات پایان هفته می توانند به کوهنوردی بپردازند و مانعی ندارد که دوچرخه نیز سواری کنند. اگرآنان قبل از کوهنوردی ، برای گرم کردن بدن با استفاده از شرایط محیط آهسته آهسته بدوند ، در واقع چند ورزش را به صورت تلفیقی انجام داده اند که به آن " مسابقه سه گانه پولادین سبک روی زمین " گفته می شود.
کوهنوردی نه تنها نیروی عضلات کمر و توانایی فعالیت عضلات اندام فرودین بدن را تقویت بخشیده و نرمش پذیری مفاصل را حفظ نموده بلکه می تواند فعالیت قلب و ریه را تقویت بخشیده و گردش خون را تسریع نموده و به متابولیسم مساعدت کند. آزمایش ها نشان می دهد فردی با وزن 40 کیلوگرم که 10 دقیقه از پلکان یک عمارت بالا می برد ، 200 کالری مصرف می کند. کوهنوردی فوایدی دارد بشرط آنکه با روش علمی انجام شود.
اولا -- باید اصول " مطابقت گفتار وعمل " رعایت و " سلسله مراتب و قدم بقدم به پیش رفتن " مراعات شود. وضع جسمانی سالخوردگان ، میانسالان و جوانان اصولا یکسان نیست. آنها هنگام کوهنوردی باید طبق توانایی بدن، ارتفاع و سرعت به صعود بپردازند. سالخوردگان نیز پس از نیم ساعت پیاده روی بهتراست 10 دقیقه تنفس کنند. میانسالان و جوانان نباید در این ورزش از تمام نیرو استفاده کنند، در غیر این صورت به آنها صدماتی وارد می آید. کوهنوردی برای برخی بیماران مبتلا به فشار خون بالای ، بیماری قلب ، سل و غیره مناسب نیست و آنها بهتر است به کوهنوردی نپردازند.
ثانیا -- درجریان کوهنوردی نباید روی زمین مرطوب استراحت کرد. پس از گرم شدن کامل بدن می توان دگمه های لباس را شل کرد، اما نباید ناگهان لباس را ازتن در آورد. بهتراست عضلات را مالش داد تا عضلات سفت و بی حس نشود.
ثالثا-- هنگام سرازیر شدن از کوه نباید سریع حرکت کرد. دویدن در این زمان درست نیست. در غیر این صورت عضلات متحمل فشار می شود و به مفاصل زانو و یا عضلات صدمه می رسد .
چهارم -- در روزهای مه آلود نباید کوهنوردی کرد. در این زمان مواد زیان آور ازجمله اسید ، قلیا ، انیلین و حشرات موذی و غیره در فضا فراوان است و باعث بروز بیماری می شود. همچنین در روزهای مه آلود اکسیژن در هوا کم است. در این هنگام کوهنورد سرعت تنفس خواهد کرد و مه به همراه مواد زیان آور دیگر وارد بدن او خواهد شد و در این حالت کوهنورد احساس خفگی خواهد کرد .
منبع : http://persian.cri.cn
این روزها کوهنوردی به یکی از رشته های مورد علاقه و در دسترس جوانان تبدیل شده است و چون در اغلب نقاط ایران رشته کوه هایی برای صعود وجود دارد،بیشتر جوانان تعطیلات آخر هفته خود را به صورت گروهی یا انفرادی در دامنه کوهها سپری می کنند. در این بین تعدادی نیز کوهنوردی را به طور جدی و حرفه ای دنبال می کنند.
چه سنی برای صعود به اورست مناسب است؟

راجع به سن عقاید متفاوتی وجود دارد. این کار را نمی توانی انجام بدهی ، آن کار را نباید انجام بدهید. در 16 سالگی بسیار جوان هستید ، در 60 سالگی خیلی پیر هستید، در بینابین اینها باید مثل یک بزرگسال عمل کنید. پس کی وقتش است؟ جوری که آن را نگاه می کنیم ، برای هر کاری ، در هر زمانی مناسب هستیم!
تحقیق پزشکی نشان می دهد که اوج عملکرد جسمانی فرد مذکر عادی در اواخر دهه بیست و در افراد مونث در نیمه دهه سی آنها می باشد. اینگونه است اگر کاری در مورد آن انجام ندهید. چون تحقیق همچنین نشان می دهد که افرادی که با سبک زندگی ، تغذیه و تمرین مناسب مواظب بدنشان هستند ، سطوح نزدیک به عملکرد اوج شان را در سرتاسر زندگی شان حفظ می کنند !
کوه نوردی را در 32 سالگی شروع کردیم و در 40 سالگی قله اورست را فتح کردیم. کاراته را با فردی 50 ساله و همچون خرس قوی تمرین کردیم. در کوه ها از کنار کوه نوردانی عبور کردیم که بالای 60 سال سن داشتند ، از اقیانوس اطلس با قایق کوچک عبور کردیم و در آن طرف با زنان قوی بالای 70 سال برخورد کردیم که سوار بر قایق خود بودند. اگر فکر می کنید که در سن 35 سالگی برای انجام هر کاری خیلی پیر هستید ، دوباره فکر کنید.
هیچ وقت دیر نیست ، هر کاری را که می خواهید می توانید انجام بدهید – تا زمانی که برای آن زحمت بکشید. البته هنوز هم ممکن است در 50 سالگی بمیرید. اما تا آن زمان در بهترین شکل تا به آخر عمر کرده اید. و مثل یک فرد100 ساله عمر کرده اید.
پس مسئله ای نیست که چند سال دارید – اگر در آرزوی صعود به اورست هستید ، الان وقتش است. مسن ترین کوه نورد اورست که برخورد کرده ایم 62 سال سن داشت.( البته امروز پیرتر از آن هم صعود کرده است – 75 ساله) . چهل ساله به نظر می آمد و 40 ساله عمل می کرد.
هیچ بهانه ای ندارید. فقط آن را انجام دهید.
منبع : http://www.mounteverest.net/
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
سرعت پیاده روی و سرعت کوه پیمایی
سرعت پیاده روی و کوه پیمایی شما تا حد زیادی به ریتم کوه پیمایی و استراحت هایی که می کنید بستگی دارد. ترکیب تمام این عوامل تا حد زیادی مشخص می کنند که تا چه مسافتی می توانید بروید و در پایان روز چقدر خسته می شوید. در این بخش ، برخی نکات در مورد سرعت کوه پیمایی را ارائه می کنیم:
|
فاکتور |
کالری به ازاء 100lb/hr |
سرعت |
|
1 |
45 |
2 mph / 3.2 kph |
|
2 |
90 |
3 mph / 4.8 kph |
|
55/3 |
160 |
4 mph / 6.4 kph |
همانطور که در جدول بالا می توانید ببینید ، انرژی مورد نیاز برای گام برداری سریع تر به ازاء هر مایل اضافی در ساعت تقریبا دو برابر می شود. پس در کوه پیمایی آهسته تر ، شما قادر خواهید بود مسافت بیشتری را با انرژی یکسان بپیمایید.
سرعت حرکت خود را یادداشت کنید. آگاهی از مزایا و معایب کوه پیمایی سریع و آرام مفید خواهد بود. همان طور که در بالا اشاره شد ، کوه پیمایی با عموما سرعت کم بهتر از کوه پیمایی سریع است.
منبع : www.abc-of-hiking.com
منطقه مرگ
صعود به ارتفاعات بالا خطرات قابل توجهی را برای سلامتی به همراه دارد. و بدون آگاهی از خطرات مرتبط با آن نباید انجام شود. این مقاله که به وسیله مرکز پزشکی کوهستان UIAA تهیه شده تازه ترین توصیه ها را ارائه می کند.
صعود به ارتفاعات بسیار مرتفع بالای 7000 متر
صعود به قلل بالای 7000 متر بدون اکسیژن مکمل امروزه امری متداول است اما اطلاعات در مورد مشکلات پزشکی و دشواری های عملی برای بقا محدود به تعدادی کوه نورد بسیار مجرب باقی می ماند. هدف این نوشتار آشنا ساختن کوه نوردان با برخی مشکلات اساسی زیست در ارتفاعات بسیار مرتفع می باشد.
مشکل فیزیولوژیکی
مقدار اکسیژن هوا به طور خطی با صعود کاهش می یابد و سطح اکسیژن در ارتفاع 5500 متر ( اردوگاه اصلی اورست در نپال ) تقریبا حدود نصف اکسیژن در سطح دریا است. و این در قله اورست تقریبا به یک سوم می رسد. بدانید که فشار جزیی اکسیژن در قله اورست بسیار نزدیک به محدوده ای است که در آن انسان می تواند زنده بماند. اسکان دائم انسان در بالای 5400 متر – به علت کمبود اکسیژن متوقف می شود. در حالیکه انسان هم هوا شده می تواند هفته ها یا ماه ها در 6000 متر زنده بماند، تحلیل رفتگی (deterioration ) به طور پیوسته با معکوس شدن خود فرآیند هم هوایی که صعود به این ارتفاعات را ممکن ساخته است رخ می دهد.
اثرات جسمانی و ذهنی بر روی انسان
در حدود 6000 متر کوه نوردان هم هوا شده می توانند انتظار داشته باشند که احساس خوبی پیدا کنند ، اشتهای معتدل داشته باشند ، به طور عادی بخوابند و قادر به حمل بارهایی به وزن 25-20 کیلو در زمین آسان باشند. سرعت های صعود قابل مقایسه با سرعت های روی مسیرهای آلپی در طول سال های متمادی به خوبی مستند شده است.
در بالای 7000 متر ، وضعیت فرق می کند: احساس خستگی و بی حالی افزایش می یابد ، تمرین پیوسته غیر ممکن و صعود حتی شیب های آسان ، مشکل و نفس گیر می شود.
با وجود این ، صعود فنی با استاندارد بالا در این ارتفاع انجام و بارهای سنگین هم حمل شده است ، هر چند هدف باید زیر 20 کیلو باشد. سرعت های صعود به طور زیادی بسته به زمین و فیزیولوژی کوه نورد متغیر خواهد بود ، اما 400-300 متر در روز دستاورد بسیار معقولی است.
تحلیل رفتگی
تحلیل رفتگی پس از چند شب اقامت در 7000 متر به طور فزاینده ای آشکار می شود. احساس خستگی افزایش می یابد و مهمتر از همه اشتها کم می شود ؛ حتی غذاهایی که در ارتفاعات پایین تر دوست داشتنی بودند بی مزه و غیر قابل خوردن به نظر می آیند. کاهش وزن زیاد و بی حالی هم همراه می شود که بر مشکلات پخت و پز ، که حتی در شرایط مطلوب هم چندین ساعت طول می کشد ، می افزاید. خواب منقطع می شود و به علت کمبود اکسیژن ، سرما حتی در گرم ترین کیسه خواب ها بیشتر احساس می شود. اثرات تحلیل رفتگی پس از 4 تا 5 روز به طور فزاینده ای آشکار می شود و در صورتی که هوا شما را زمین گیر نکرده باشد ، توصیه می شود در بالای 7000 متر برای دوره های طولانی تر اقامت نکنید. از تلاش برای بر جای گذاشتن رکورد اقامت در ارتفاع با منتظر ماندن به مدت چندین روز جهت صاف شدن هوا چیز زیادی عاید شما نمی شود چون احتمال ندارد که انرژی ذخیره برای استفاده از آن را داشته باشید. بهبودی از تحلیل رفتگی در ارتفاع بالا فرآیندی تدریجی است که تنها می تواند در ارتفاعات زیر 6000 متر صورت گیرد ، پس اردوگاه اصلی باید زیر یا تا حد امکان نزدیک 5000 متر باشد.
بیماری ها در ارتفاع بسیار زیاد
هر نوع بیماری در ارتفاع بسیار زیاد جدی تر از همان بیماری در سطح دریا است. گلو درد ها و سرفه دائمی شایع هستند که نتیجه هوای خشک و سرما می باشد و به گونه ای انگشت نما درمان آن دشوار است. ماسک صورت ابریشمی ( که تا حد امکان به طور دائم پوشیده می شود) با گرم و مرطوب نگاهداشتن هوا کمک می کند. استنشاق بخار ، به همراه یا بدون یکی از چندین نوع شربت اختصاصی سرفه هم ممکن است مفید واقع شود.
عفونت سینه به طور بالقوه خطرناک است. و نیاز به درمان فوری به وسیله پایین آمدن از ارتفاع و مصرف آنتی بیوتیک دارد ، چون تمایز بین یک عفونت و ادم ریوی ممکن است امکان پذیر نباشد.تعدادی از بیماری ها در نتیجه قرار گرفتن طولانی مدت در ارتفاع بسیار بلند روی می دهد. لخته های خون – که سبب درد در ماهیچه ساق پا ( deep vein thrombosis ) ، درد در قفسه سینه ( pulmonary embolus ) ، و سکته مغزی ( ضعف یک دست و پا ) نتیجه کم آبی بدن ، تغییرات در لخته خون و زمان های طولانی بی حرکتی در کیسه خواب هستند.
ادم مغزی و ادم ریوی ناشی از ارتفاع زیاد هم ، که با وجود اینکه به طور معمول در ارتفاعات بین 5500 -4000 متر در طی هم هوایی دیده می شود ، به ناگهان در ارتفاعات بسیار بلند در کوه نوردانی که به خوبی هم هوا شده اند دیده می شود. ادم مغزی و سکته مغزی ( مثلا ضعف یک طرف از بدن ) ممکن است با خستگی ساده ، کم آبی بدن یا سرما زدگی اشتباه گرفته شود. تغییرات روحی مکررا روی می دهند – احساس بی تفاوتی به همراه تغییرات خلق و خو ، نا امیدی یا شعف بی دلیل و گاهی اوقات غیر منطقی بودن در مباحثه همراه می شود. حافظه کوتاه مدت در بالای 7000 متر مختل می شود. تشخیص این اثرات و به یاد داشتن این که این اثرات ممکن است به وسیله بسیاری از داروهای ضد افسردگی ، نظیر قرص های خواب – هر چند این موارد در ارتفاعات پایین تر کاملا ایمن به نظر می رسند – بدتر شوند ، بسیار مهم است.
سرما ، شستشو ، خروج مدفوع ، پوتین ها ، یخ زدگی ، آشپزی
اثرات سرما در ارتفاعات زیاد به دلایل مختلف برجسته تر است. ابتدا ، با درجه حرارت متداول 25- درجه شبی تابستانی در 7000 متر هوایی سرد دارد. باد های قوی با سرعت های بیش از kph 160 ( mph 100 ( مکررا روی می دهد و کمبود اکسیژن تولید حرارت خود بدن را تحت فشار قرار می دهد. بی تفاوتی و خستگی به بی توجهی کمک می کند – باید به طور مرتب فکر کنید چگونه خودتان را گرم نگهدارید!
ماسک های صورت ، لباس های یک تکه one-piece down ، لباس های ضد باد ، پوشش های ضد باد/قابل تنفس برای کیسه خواب ها و لباس ها ، لباس های ارتفاع بلند را دچار تحول کرده است. توصیه های سازندگان با سابقه را باید در هنگام برنامه ریزی مد نظر قرار داد ، به همان صورت هم وسایل باید به طور ویژه ای ساخته و متناسب باشند. پوتین های دو پوش پلاستیکی ، که فوق العاده سبک هستند ، در ارتفاعات موردی عادی هستند – یک ایراد آنها رطوبت ایجاد شده بر اثر تعریق است : کفی ها و جوراب اضافی ، کفی های درست شده از فوم خانه خانه بسته راه حل های خوبی هستند. کنترل بیماری پوتین پلاستیکی Plastic boot disease ( پای سفید رنگ ، رنگ پریده ، متورم ) دشوار است – تنها راه حل خشک کردن پا می باشد.
شستشو آشکارا مورد بی توجهی قرار می گیرد اما جوشاندن تمام آب ( هر چند در ارتفاع 7000 متر فقط در 77 درجه می جوشد) به کاهش اسهال در نتیجه عفونت روده ها کمک می کند. بطری های ادرار ( به همراه یک قیف برای خانم ها ) بسیار مهم هستند( اندازه نیم لیتر معمولا مناسب است ، اما نه همیشه ). مدفوع کردن دشوار است ، اما لباس های مختلف با زیپ های مناسب در دسترس هستند: باید طرح لباس های زیر مورد توجه قرار گیرند تا اطمینان حاصل شود آنها را می توان با این سیستم استفاده کرد. یخ زدگی معمولا نتیجه چندین عامل است و کراراً قابل اجتناب می باشد. چون درک شخص از درجه سرما در حرارت های زیر 15- بسیار ضعیف است ، همراه داشتن دما سنج کوچک پلاستیکی ( که تنها چند گرم وزن دارند) ارزشمند می باشد.
درمان یخ زدگی جدی و تثبیت شده در جای دیگری توضیح داده می شود اما فرود از کوه ضروری است. وقوع یخ زدگی تقریبا همیشه به معنی پایان هر نوع صعود جدی برای قربانی در صعود تیمی در حال فعالیت و کار بسیار زیاد برای دوستانش است. داروها در این مورد کاربرد چندانی ندارند.
آشپزی برنامه خسته کننده و وقت گیری است : اجاق های قابل اعتماد ضروری هستند و هر چند Primus ، MSR ، یا دیگر اجاق های با سوخت در ارتفاع بسیار بالا به خوبی کار می کنند ، کار با آنها به دقت نیاز دارد و نگهداری آن چندان ساده نیست. استفاده از اجاق های مخلوط بوتان –پروپان ، سریع ، سریع و ایمن است . اما گاهی اوقات دسترسی به سوخت از جمله مشکلات آن است.
متاسفانه ، هیچ کس تا به حال غذای خوشمزه ای را برای ارتفاع بالا طراحی نکرده است : غذاهای خشک معمولا پس از چند روز مورد قبول واقع نمی شوند ، و من انواع متنوعی از غذاهای پخته آماده بسته بندی شده در فویل را - علیرغم وزن آن - که تنها به گرم کردن نیاز دارند دوست دارم.
غذاهای گیاهی – پوره ، ماکارونی ، برنج پخته ، پنیر tsampa ( جو خرد و برشته شده ) ،dahl یا انواع لوبیا – در مقایسه با گوشت های چرب با کالری بالا نظیر همبرگر دودی ، سالامی و گوشت های کنسرو شده که در ارتفاعات پایین رایج هستند ، متداول می باشند. چون تنوع بسیار زیادی بین ذائقه افراد وجود دارد قاعده یک دستی را نمی توان ارائه کرد.
پیشتر از هر کسی سوال کنید که فکر می کنند چه چیزی را دوست دارند و در هر حال مقادیر کافی سوخت برای ذوب برف و شکر کافی فراهم کنید: هدف باید مصرف ایده آل 3 لیتر یا بیشتر به ازاء هر نفر در روز باشد. تنها مسایل تغذیه واقعی مایعات و کالری می باشند.
چادرها و حفره برفی
چادرهای جدید د ر چادر زنی در ارتفاعات مرتفع تحول ایجاد کرده اند. چادرهای جعبه ای ( box tents ) با طراحی ویژه هم به مجموعه آنهایی که برای مسئله اسکان در ارتفاعات مرتفع تلاش می کنند افزوده است ، اما این چادرها سنگین هستند. حفره های برفی ، coffins ، و کلبه های برفی پناهگاهی را در برابر باد ، صدا و برف فراهم می کنند و اغلب نسبت به بقیه موارد بهتر هستند.
وسایل اکسیژن
تصمیم به صعود به قله ای بالای 8000 متر بدون اکسیژن مکمل تصمیمی شخصی است. آگاه باشید که در ارتفاع 8000 متر شما نزدیک محدوده فیزیولوژیکی انسان قرار دارید و اینکه عوامل ساده ای نظیر بیماری جزیی ، تغییر در آب و هوا و سرمای شدید هر کدام میزان اکسیژن قابل دسترس در ریه ها ، عضلات و مغز تان را محدودتر می کنند.
داروها و " آسیب مغزی "
هیچ دارویی ثابت نشده است که در پیشگیری از تحلیل رفتگی که در ارتفاعات روی می دهد ، موثر باشد. دیاموکس ( استازولامید ) ، که در پیشگیری از AMS در 5500-4000متر مفید است ، ثابت نشده که عملکرد را در ارتفاع بالای 7000 متر تغییر دهد. علیرغم برخی عقاید رایج مشخص نشده است که ، ویتامین E ، سیر ، ماری جوانا یا الکل کمکی به این موضوع کند یا مانع آن شود.آمفتامین ها و محرک های دیگر شدیدا منع می شوند. در ارتفاعات مرتفع برخی داروها را باید با احتیاط فراوان مصرف کرد – قرص های خواب آور ، قرص هایی که به صورت کوتاه مدت عمل می کنند نظیر Temazepam به طور نسبتا گسترده ای مصرف می شوند و مفید هستند اما می توانند باعث خماری ناخوشایند یا گیجی شوند ، پس برای اولین بار قبل از عزیمت به قله مصرف نکنید! به هر حال Temazepam در طی هم هوایی ، سبب AMS نمی شود یا آن را بدتر نمی کند ( قبلا به این موضوعات مشکوک بودند ) . زنان نباید ، حداقل از لحاظ نظری ، در ارتفاعات مرتفع قرص های بارداری مصرف کنند.
اثرات بلند مدت احتمالی کوه نوردی در ارتفاعات بسیار مرتفع توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در حالیکه کمبود شدید اکسیژن بدون شک باعث صدمه به سلول های عصبی در مغز می شود ، هیچ مدرک بالینی مبنی بر " صدمه مغزی " یا اختلال عقلی در کوه نوردانی که مدتی را در ارتفاعات بالای 7000 متر گذرانده اند ، وجود ندارد. خطر عمده در صعود به مرتفع ترین قلل جهان ، مرگ تصادفی یا بیماری ناشناخته – که معمولا ترکیبی از شرایط برف , سرما و اثرات کمبود اکسیژن است ، می باشد.
نتیجه گیری ها
هیچ روشی برای پیشگیری کامل از اثرات سو ارتفاعات مرتفع وجود ندارد. قواعد آن به صورت زیر است :
v هم هوا شدن در ارتفاع حدود 6500 متر.
v رساندن آب به بدن با نوشیدن بیش از 3 لیتر در روز .
v تا حد امکان داشتن کوتاه ترین زمان اقامت در بالای 7000 متر.
v فکر کردن در مورد اثرات باد/سرما و ساختن کمپ و غار که تا حد امکان مصون از باد و سرما باشد.
v فرود به پایین در صورت ناخوشی حتی در صورتی که ظاهرا بیماری جزئی باشد.
v داشتن دوره های استراحت تا حد امکان کوتاه در ارتفاع زیر 5500 متر
منبع :www.8000metres.com
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
7 نفر از هر 10 نفر کفش هایی با اندازه نامناسب می پوشند و حتی از این موضوع اطلاعی ندارند.که این تاول ها و درد پا را - و در برخی حتی درد زانو و قوزک پا - به دنبال می آورد. راه حل ساده است. یاد بگیرید چگونه کفش مناسب بپوشید تا برای همیشه از درد پا خلاص شوید.

26 استخوان که وزن بدن و کوله پشتی تان را تحمل می کند .
کوه های قاتل
24 آوریل 2004 ( www.ExplorersWeb.com ) در این نوشتار آماری از تلفات در 14 هشت هزار متری به ترتیب تعداد کشته ها و یا به ترتیب از خطرناک ترین تا کم خطر ترین کوه ها ارائه می شود. و در آخر ، این آمار با آمار کشته ها بر اثر عوامل دیگر مقایسه می شود. ( آمار ها تا سال 2004 است.)
آناپورنا (8091متر)
در کل ، تنها 130 کوه نورد به قله رسیده اند ، در حالیکه 53 نفر کشته شده اند. بنابر این میزان مرگ کل 41% است.
نانگا پاربات (8125متر)
216 کوه نورد صعود و 61 نفر مرده اند. پس میزان مرگ کل 24/28 % است.
کمتر از 200 کوه نورد – کلا 198 نفر – به دومین قله مرتفع جهان صعود کرده اند. 53 نفر مرده اند. پس میزان مرگ کل 77/26 % است.
کانگچن جونگا (8586متر)
تا به امروز ، تنها 185 نفر به آن صعود و 40 نفر کشته شده اند. پس میزان مرگ کل حدود 22 % است.
ماناسلو (8163متر )
تا به امروز ، 240 کوه نورد صعود و 52 نفر کشته شده اند. پس میزان مرگ کل 67/21% است.
دائولاگیری (8167متر)
تا به امروز ، 313 کوه نورد صعود و 56 نفر مرده اند. پس میزان مرگ کل 18% است.
ماکالو (8485متر)
تا به امروز ، 206 کوه نورد صعود و 22 نفر مرده اند. در نتیجه میزان مرگ کل حدود 11% است.
گاشربروم 1 (8080متر)
از سال 1958 ، تنها 195 کوه نورد صعود کرده اند و 21 نفر مرده اند. پس میزان مرگ کل 77/10 % است.
شیشاپانگما (8027متر)
تا به امروز ، 201 نفر صعود و 19 نفر مرده اند. پس میزان مرگ کل حدود 5/9% است.
اورست (8848متر)
تا به امروز ، اورست میزبان 2000 صعود موفق بوده است و 179 نفر مرده اند و میزان مرگ کل 3/9% است.
برود پیک (8051متر )
تنها 255 نفر صعود کرده اند و 18 نفر مرده اند. پس میزان مرگ کل 7% است.
لوتسه (8516متر)
تا به امروز ، 243 کوه نورد صعود و 11 نفر کشته شده اند. پس میزان مرگ کل 4 %
گاشربروم 2 (8034متر)
تا به امروز ، 650 نفر صعود و 17 نفر کشته شده اند. میزان مرگ کل 62/2 % است.
چو اویو (8188متر)
تا به امروز ، تا به امروز حدود 1400 کوه نورد صعود و 35 نفر مرده اند. میزان مرگ کل 5/2% است.
آمارهای دیگر
مصرف سیگار
هر ساله ، 440000نفر بر اثر بیماری های ناشی از سیگار یا دیگر شکل های تنباکو می میرند ، که حدود 20 % کل مرگ ها را در ایالات متحده تشکیل می دهد.
خوردن هله هوله و عدو فعالیت
هر ساله ، 300000 نفر بر اثر برنامه غذایی نامناسب و عدم فعالیت بدنی می میرند ، که این 14 % کل مرگ ها را در ایالات متحده تشکیل می دهد ، و پس از تنباکو مقام دوم را دارد. حدود 59 میلیون بزرگسال در ایالات متحده چاق هستند و درصد افراد جوانی که بیش وزن هستند در 20 سال گذشته دو برابر شده است. پانزده درصد آمریکایی های سنین 19-6 بیش وزن هستند.
تصادفات رانندگی
هر سال حدود 5000 آمریکایی در تصادفات با کامیون می میرند. در 1955 ، 98% افراد در تصادفات دو وسیله نقلیه که شامل برخورد ماشین های مسافری با کامیون های بزرگ بود کشته شدند.
نتیجه گیری
هر چند این آمارها دقیق نیستند و اما و اگر هایی دارد ، لیکن حاوی نکاتی هستند. تغذیه با جوجه سرخ کرده کنتاکی ( KFC) و عدم فعالیت ، 20 % آمریکایی ها را می کشد. صعود به قله اورست 3/9 % کوه نوردان را می کشد.
اگر سیگاری را به همراه هله هوله مصرف می کنید ، شما در سطح کوه نوردی به آناپورنا قرار می گیرید. و اگر با کامیونی مرگبار تصادفی کنید ، در مقایسه با راننده کامیون ، اگر تمام 14 هشت هزار متری ها را صعود می کردید احتمال زنده ماندن شما بیشتر بود.
" کوه های قاتل " ما را لاغرتر ، بدون سیگار و به دور از ترافیک سنگین نگاه می دارد.آنها در عوض جان ما را نجات می دهند.
ارتفاع سنج دیجیتال

مشخصات : ارتفاع سنج دیجیتال ، بارو متر( فشارسنج ) ، قطب نما ، و دما سنج ، ساعت ، تقویم ، زنگ هشدار ، کرونوگراف با دامنه کاری 24 ساعته . روشنایی 3 ثانیه ای ، ضد آب. کار با یک باطری CR2032 .
منبع : www.store.everestgear.com
فهرست کشته شدگان در هشت هزار متری ها
هشت هزار متری ها ، 14 کوه هستند که ارتفاع آنها بالای 8000 متر از سطح دریا می باشد. همه آنها در رشته کوه های هیمالیا و قراقروم قرار دارند.
این فهرستی از برخی کوه نوردان برجسته است که در ان کوه ها جان باخته اند. ( این فهرست کامل نیست ؛ شما می توانید به تکمیل آن کمک کنید. سایت ویکیپیدیا )
24 May 1998 - Francys Arsentiev
September 1996 - Lopsang Jangbu Sherpa
Late May, 1996 - Bruce Herrod
10 May 1996 – 11 May 1996 - the 1996 Everest Disaster - Scott Fischer, Rob Hall, Yasuko Namba, Green Boots, Dorje Morup, Tsewang Smanla
May 9, 1996 - Chen Yu Nan
1993 - Lobsang Tshering, Pasang Lhamu Sherpa
1984 - Hristo Prodanov
17 May 1982 - Peter Boardman, Joe Tasker
02 October 1979 - Hannelore Schmatz
8 June 1924 – 9 June 1924 - Andrew Irvine, George Mallory آندرو ایروین ، جورج مالوری
1995 - Alison Hargreaves, Rob Slater
23 June 1986 – 24 June 1986 - Lilliane Barrard, Maurice Barrard
1986 - Alan Rouse, Julie Tullis
1978 - Nick Estcourt [1]
1953 - Art Gilkey
12 May 1992 – 13 May 1992 - Wanda Rutkiewicz
22 May 2007 - Pemba Doma Sherpa
24 October 1989 - Jerzy Kukuczka جرزی کوکوشکا
27 January 2006 - Jean-Christophe Lafaille ژان کریستوف لافائل
18 May 2004 - Vladislav Terzyul
24 October 1999 - Ginette Harrison
22 July 2006 - José Antonio Delgado
24 August 1895 - Albert F. Mummery
25 December 1997 - Anatoli Boukreev آناتولی بوکریف
September 2003 - Mohammad Oraz[2] محمد اوراز
8 July 2006 - Markus Kronthaler
منبع : دانشنامه ویکیپیدیا – انگلیسی
اهمیت V02 max برای کوه نوردان
V02 max چیست ؟
V02 max حداکثر حجم (V) اکسیژن ( O2 ) بر حسب میلیمتر است که فرد می تواند در یک دقیقه ، به ازاء هر کیلو گرم وزن بدن ، در حال تنفس در سطح دریا مصرف کند. مصرف اکسیژن اتفاقا به صورت خطی با مصرف انرژی ارتباط دارد ؛ در نتیجه ، با اندازه گیری مصرف اکسیژن ، به طور غیرمستقیم حداکثر ظرفیت فرد برای انجام کار به طور هوازی اندازه گیری می شود. به یاد داشته باشید که این یکی از چندین جز " آمادگی جسمانی " است و اتفاقا خصوصیتی به ویژه مهم برای عملکرد های استقامتی بالا در دو ، دوچرخه سواری ، پاروزنی ، اسکی قدرتی ، یا حتی کوه نوردی آلپی به ارتفاعات بلند است. آن دسته از افرادی که وضعیت قلبی عروقی بهتری دارند ، مقادیر V02 max بالاتری خواهند داشت و می توانند شدید تر از آنهایی که تا این اندازه آمادگی ندارند ورزش کنند. اگر V02 max شما در شروع اولین برنامه تمرینی نسبتا پایین است ناامید نشوید --- مطالعات نشان می دهد که V02 max را می توان به طور قابل توجهی با تمرین منظم و افزایش تدریجی سطح فعالیت تا زمان رسیدن به توانایی انجام کار با شدتی که ضربان قلب را بین 65 تا 85 در صد حداکثر خود برای حداقل20 دقیقه 5-3 بار در هفته افزایش می دهد ، بالا برد.
چرا V02 max برای کوه نوردان صعود کننده به ارتفاعات بالا اهمیت دارد؟
مسئله مصرف اکسیژن در ارتفاعات به علت کاهش فشار اتمسفر پیچیده است. قدم زدن در خیابان جیمز در مرکز شهر سیاتل با سرعت 3 مایل در ساعت با حمل کوله 50 پوندی در مقایسه با صعود مشقت بار به Camp Muir یا Camp Schurman د ر کوه رینیرRainier با همان وزن آسان است. در حالیکه بدن اساسا در هر دو مورد مقدار کار یکسانی را انجام می دهد ، در ارتفاعات توانایی بدن برای انتقال اکسیژن به عضلات در حال کار نسبت به سطح دریا به طور قابل توجهی پایین تر است ، یعنی اینکه بسیار نزدیک به حداکثر ظرفیت تان در " هوای رقیق تر " بر روی رینیر ، دنالی یا دیگر قلل مرتفع ، در حال کار هستید. اما به یاد داشته باشید که داشتن V02 max بالا تضمین نمی کند که از نظر جسمانی قادر خواهید بود به قله مورد نظرتان صعود کنید --- چون هنوز هم ممکن است دچار HAPE ، HACE یا دیگر بیماری های مرتبط با ارتفاع شوید ، اما با بیشتر بودن آمادگی جسمانی تان احتمال موفقیت تان افزایش می یابد و بدن تان در تمام سطوح شدت ( از جمله موارد نزدیک به آستانه غیر هوازی! ) راحت تر کار می کند.
چرا باید از V02 max خود آگاه باشید؟
برخی ممکن است بگویند آگاهی از V02 max خود ، به ویژه اگر برای تفریح ورزش می کنید مهم نیست . بقیه در می یابند که امتحان و بهبود میزان آمادگی جسمانی شخصی ، آنها را برای کار سخت تر با انگیزه می کند. برخی از این اطلاعات برای ارزیابی تفاوت خود با آنهایی که همان ورزش را انجام می دهند استفاده خواهند کرد . با آگاهی از V02 max فعلی تان ، می توانید به طور عینی پیشرفت تان را به هنگام بهبود دادن آمادگی قلبی عروقی تان ارزیابی کنید. اگر شما ، مردی 28 ساله باشید ، و فصل بهار را با V02 max برابر با 35 ( که پایین است ) شروع کنید و امیدوارید به طور موفقیت آمیز در 6 ماه آینده به کوه رینیر صعود کنید ، و می بینید که کوه نوردان مرد در گروه سنی شما به قله می رسند متوسط V02 max ، 52 دارند ، آنگاه وقتی برنامه تمرینی کوه نوردی تان را دنبال می کنید ، هدف ویژه و قابل اندازه گیری برای دستیابی دارید ، و خواهید دانست دقیقا چه زمان به آن می رسید. اگر اتفاقا در بخش هایی از کشور زندگی می کنید که به کوه دسترسی ندارید این موضوع می تواند از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد ، اما باز هم می خواهید بسنجید تمرین تان را در مقایسه با دیگران چگونه انجام می دهید.
مثال ها :
- V02 max مرد عادی 29-20 ساله: 43-38
- V02 max مرد عادی در تیم دو میدانی دانشکده: 53-48
- V02 max دوچرخه سوار یا دونده استقامتی: min/kg/ml 75 >
- V02 max بازیکنان زن والیبالیست یا بازیکنان بیسبال مرد: min/kg/ml 50-40
-بالاترین V02 max که تابحال برای یک مرد ثبت شده است : 94 ( اسکی باز رشته نوردیک )
- بالاترین V02 max برای زنان : 77 ) باز هم اسکی باز رشته نوردیک )
- میانگین V02 max در طی کوه نوردی واقعی در چو اویو ( 8201 متر ) در سال 1998 : 67-45 ( ترکیبی از کوه نوردی پیوسته و منقطع در ارتفاعات ) .
با کمال تعجب ، در مطالعه چو اویو ظاهرا آنگونه که محققان انتظار داشتند V02 max نقش مهمی را در رسیدن کوه نورد به قله نداشت ، که نشان دهنده این نکته حیاتی است که به نظر می آید اشتیاق و انگیزه قوی برای رسیدن به قله عامل بسیار مهمی برای موفقیت در ارتفاعات بسیار مرتفع است. به هر حال ، تعادل اساسی باید بین انگیزه و مشغله ذهنی ( obsession ) ، و انگیزه و توانایی جسمانی برقرار باشد. افراد با V02 max بالا تر قادر خواهند بود سریع تر صعود کنند ، حرارت بیشتری تولید کنند ( بر اثر صعود پیوسته ) ، وقت کمتری را در " منطقه مرگ " بگذرانند ، و قبل از نامساعد شدن هوا با سرعت زیاد به پایین برگردند. داشتن V02 max بالا موفقیت در ارتفاع بالا را تضمین نمی کند ، اما یقینا آن را محتمل تر و آسان تر می کند !
نحوه بهبود V02 max
دونده های استقامت با انجام تکرار بر روی مسیرها ، V02 max شان را بهبود می بخشند ؛ کوه نوردان می توانند با انجام تمرین اینتروال مشابه بر روی پله ها ، تپه ها ، یا با انجام پیاده روی شیب دار بر روی ترد میل جهت شبیه سازی صعودی که قرار است در کوه انجام دهند ، V02 max شان را بهبود دهند. یک نکته که باید اضافه شود این است که : اگر ضربان قلب تان در اینتروال استراحت ( یا در پایین آمدن از تپه / پله ها ) به 120 بار در دقیقه نرسید ، زمان بهبودی ( recovery ) را قبل از تکرار اینتروال بیشتر کنید. و بالاخره اینکه ، با بهبود سیستم قلبی عروقی تان ، خواهید توانست زمان های بهبودی بین تکرارها را رعایت کنید. این تمرینات می تواند تغییر حیات بخشی را نسبت به تمرینات استقامتی نسبتا یکنواخت ایجاد کنند.
( برای انجام تمرینات اینتروال ابتدا اصول آن را فراگیرید. – مترجم )
امروز جمعه 16/1/87 به اتفاق دوستان به نیل کوه ( استان گلستان ) رفتیم . هوا مه آلود و خنک و بعد آفتابی و گرم شد. مناظر جنگل و کوه بسیار زیبا بودند و آدم احساس طراوت و شادابی می کرد. اما در راه مناظری هم بودند که ناراحت کننده بودند و چه از دست این انسان که بر نمی آید. باید بکوشیم تا این طبیعت باقیمانده را حفظ کنیم.


کشف قلل جدید تبت
29 ژانویه 2008
تاموتسو ناکامورو کوه نورد ژاپنی سفر اکتشافی را در پاییز گذشته به جنوب شرق تبت انجام داد. در طی این سفر ناکامورا از قلل صعود نشده زیادی عکس برداری و نقشه برداری کرد.
ناکامورا ( 72 ساله ) می گوید که تمام این کوه ها دست نخورده هستند و احتمالا برای اولین بار است که به جهان معرفی می شوند. او برآورد می کند که " در سرتاسر مناطق شرق هیمالیا احتمالا 255 قله 6000 متر صعود نشده بر روی این نقشه وجود دارد."
سفر سخت و دشواری بود ، اما اعضای گروه خوشحالند که دو توده سنگی (massif ) 6000 متر و یک توده سنگ 5800-5700 متر را کشف کرده اند. اعضای این گروه به این قرار بودند : تسو یوشی ناگای ( 75 ساله) ، ایشیرو کاسای ( 67 ) ، تادائو شینتانی ( 64 ) ، خانم سونو ساتو ( 48 ) ، لووی دانگ ( 58 ) ، شائوهونگ چنگ ( 35 ، راهنما ، اهل تبت ) .
این سفر در 6 نوامبر از شهر باستانی دالی ( 1900 متر ) آغاز و در 30 نوامبر در شانگری – لا ( 3280 متر ) خاتمه یافت .
گزارش جامع این سفر در مجله آلپی Japan Alpine News(UK) و در کتاب آتی ناکامورا تحت عنوان " شرق هیمالیا – آلپ های تبت " که قرار است از طرف انتشارات Detjen-Verlag در هامبورگ آلمان منتشر شود، به چاپ خواهد رسید.
تاماتسونا ناکامورا کوه نورد سرشناس ، سیاح و سردبیر Japanese Alpine News است. او مقام اصلی را در به اصطلاح آلپ های تبت دارد. در طی 28 سفر اکتشافی در طول 17 سال این منطقه را به طور جامع نقشه برداری کرده است. اکنون کوه های کمتر شناخته شده این منطقه ، کوه نوردان بسیاری را از سرتاسر دنیا ترغیب و به خود جذب می کند.
منبع : www.theuiaa.com
یخ زدگی و سرما زدگی
منبع : http://www.basecampmd.com/ کلینیک کمپ اصلی اورست در 5500 متری
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
یخ زدگی

پیشگیری عاملی کلیدی در اجتناب از یخ زدگی است. چند یاد آوری مهم :
ü به مقدار کافی مایعات بنوشید و خوب تغذیه کنید تا بدنتان بتواند تولید حرارت کند!
ü از مصرف الکل ، که جریان خو ن تان را منقبض خواهد کرد، اجتناب کنید.
ü تحت شرایط بسیار نامساعد ( باد ، بسیار سرد) کوه نوردی یا کوه پیمایی نکنید.
ü از پوشیدن لباس های چسبان دوری کنید ، و چین و چروکی در جوراب ها نباشد.
ü اگر لباس ها / دستکش هایتان بر اثر برف/باران با تعریق خیس شدند، سریعا آنها را خشک کنید – از جمله کفی ها را .
ü در سرمای شدید به جای دستکش پنج انگشتی ، دستکش دو انگشتی بپوشید و در صورت نیاز به دسترسی موقتی سریع به انگشتان تان ( مثلا برای عکسبرداری ) در زیر آن یک دستکش آستری بپوشید.
ü هرگز بی حسی را نادیده نگیرید – زمانی یک استاد پیر به من گفت که –" اگر حس می کنی انگشتان دست و پایت کم کم بی حس می شوند و آن را نادیده بگیری ، آن بی حسی ممکن است آخرین چیزی باشد که برای همیشه حس می کنی!" بی حسی نشانه ای است که شما دارید دچار دردسر می شوید.اگر این بی حسی با افزایش فعالیت از بین نرفت ، لازم است جایی را برای در آوردن دستکش ها و یا پوتین ها و گرم کردن مجدد خود پیدا کنید.
ü از مالیدن نواحی یخ زده اجتناب کنید- فشار بر روی آن تنها احتمال آسیب را بالا می برد و به گرم شدن مجدد سریعتر آن کمک نمی کند.
ü اگر شما یا دوست تان دچار یخ زدگی شدید ، جایی گرم را پیدا کنید ، اما تنها زمانی ناحیه آسیب دیده را مجددا گرم کنید که احتمال انجماد مجدد آن وجود نداشته باشد.
ü ناحیه آسیب دیده را بپوشانید. و در برابر اتلاف حرارت بیشتر محافظت کنید.سریع ترین روش برای گرم کردن مجدد فرو بردن عضو در آب گرم است ( 104 درجه فارنهایت ، یا گرمای یک وان گرم . ابتدا دمای آب را با یک دما سنج یا با عضو سالم بدن امتحان کنید – دست یخ زده نمی تواند آب بسیار گرم را تشخیص دهد!)
سرما زدگی

سرما زدگی می تواند در چند دقیقه شخص را بکشد. درجه حرارت سرد و نیز باد قوی سبب می شود تا بدن سریعا حرارت خود را از دست بدهد. شما شروع به لرزیدن می کنید تا حرارت بدن را با لرزش سریع عضلات حفظ کنید. اگر درجه حرارت بدن تان به 35 درجه سانتیگراد افت کند ، ممکن است دچار گیجی و سردرگمی شوید ، آنگاه لرزیدن متوقف می شود. اکنون بدن ، درجه حرارت را تنها در اطراف اعضای مهم – قلب ، مغز ، ریه ها – حفظ می کند و جریان خون را به دست ها و پاها متوقف می کند. نبض ضعیف و کند می شود. رگ های خونی گشاد می شوند. در این زمان ، احساس گرما می کنید و می خواهید لباس هایتان را در آورید ، در آخر به بیهوشی فرو می روید. در نهایت ، ضربان قلب تان می ایستد.
سرما زدگی تمام عیار با پوشیدن لباس اضافی بهبود نخواهد یافت چون لباس تولید حرارت نمی کند. در شرایط دشوار کوه نوردی ، لازم است بطری های آب گرم را در زیر بغل ، در قسمت فاق و یا شکم قرار دهید ، یا می توانید لباس هایتان را در آورید و داخل کیسه خواب بروید – همراه با شخص دیگری که او هم لباس هایش را در آورده است – تا با حرارت بدن دیگری خود را گرم کنید!
در غیر این صورت ، تا رسیدن به محلی امن به حرکت خود ادامه دهید. در 1998 ، یک کوه نورد بر اثر سرما زدگی در جبهه شمالی ( اورست ) جان خود را از دست داد. تنها چیز بر جای مانده از او که یافت شد لباسش بود که به طور مرتب در زیر قله تا شده بود. در این وضعیت این امری کاملا عادی است. مغز که سردرگم می شود تلاش می کند تا به این وضعیت سرو سامان دهد ، در نتیجه لباس ها را تا می کند.
باز هم پیشگیری عاملی کلیدی است! چند نکته :
ü خوب تغذیه کنید تا در تولید حرارت به بدن و لرزش موثر به هنگام نیاز کمک کند.
ü به مقدار کافی آب بخورید و خوب استراحت کنید.
ü بی درنگ لباس های زیر خیس را عوض کنید.
ü خود را بپوشانید! ( سر و گردن مهم هستند ! ) – مواد عالی شامل Gore-Tex ، Thinsulate ، Flectolon می باشند.
از اصل پوشش C-O-L-D پیروی کنید:
v Clean ( تمیز )
v Open ( باز ) – جهت کاستن از تعریق و خیسی به هنگام ورزش.
v Loose/Layer ( شل/ لایه ای ) – جهت حفظ حرارت .
v Dry ( خشک ) – جهت محدود کردن اتلاف حرارت هدایتی.
چه کسی اولین نفری خواهد بود که 20 بار به قله اورست صعود می کند؟
مترجم : فریدون شیرمحمدلی

23 ژانویه 2008 ( MountEverest.net/K2Climb.net ) رودریگو گرانزوتو پرون برزیلی نویسنده همیشگی ExWeb در مورد آمار و ارقام و گزارش های هیمالیا است. در اینجا مطلب دیگری را از او می آوریم ، این بار در مورد رکورد پیش رو که احتمالا از آن کوه نوردان شرپا خواهد شد.
صعود به اورست زمانی آخرین حد چالش بر رو این کره خاکی بود. صعود به آن برای چندمین بار به نظر غیرممکن و تقریبا مثل یک جوک بود.
اما مرزها را باید شکست و در سال 1996 جامعه کوه نوردی خبری را دریافت کرد که یک شرپای افسانه ای– آنگ ریتا - برای بار خیره کننده دهم به اورست صعود کرده است. پیروزی او آغاز کار بود. در سال های پس از 96 شرپاهای زیاد دیگری به همان تعداد از این سد گذشتند (داخل پرانتز سال میلادی می باشد.):
Apa (99); Babu (00); Chuwang Nima (03); Lhakpa Gelu (03); Mingma Tshering (04); Nga Temba (04); Nima Gombu (04); Big Dorje (04); Tashi Tshering (04); Chuldim Ang Dorje (04); Lama Jangbu (05); Phurba Tashi (06); Kami Rita (06); and Lhakpa Rita (07)
امسال احتمالا " خارجی ها " هم به این گروه خواهند پیوست . گئورگی دیجمارسکو و دیو هان آمریکایی در شرف رسیدن به بار دهم هستند.
فرو افتادن یک مانع ، مانع دیگری را به وجود می آورد. در طول سال ها ، آپا Apa پیشتاز این نخبه ها در دنبال کردن چالش بعدی بود- یعنی صعود به اورست برای بار بیستم. در نگاه اول به نظر می آید کاری انجام شده است: آپا برنده بلامنازع خواهد بود( با 17 صعود، 3 صعود از Chuwang Nima نفر دوم پیش است.).
اما تند نروید...
هم اکنون احتمال زیادی وجود دارد که فوربا تاشی Phurba Tashi اولین کسی باشد که 20 بار به اورست صعود می کند. فوربا مجرب ترین و با استعداد ترین راهنما در شرکت لوازم Himex (Russel Brice ) در فصل گذشته معادل سه بار به اورست صعود کرد؛ بار اول به هنگام آماده سازی مسیر ( 30 آوریل ) ، سپس هفته بعد در راهنمایی مشتریان ( 15 می ) و بعد دوباره در آخر فصل در راهنمایی گروه بعدی مشتریان ( 14 ژوئن ) .همچنین Son Dorje و Dorje Sonam Gyalzen دو راهنمای شرپای دیگر Himex ، در همان فصل هر کدام 3 بار به قله صعود کردند. اگر این وضعیت در سال 2008 و سال های آتی حفظ شود سناریوی محتمل به این گونه خواهد شد: ( از چپ به راست بخوانید).
احتمال در 2009 / احتمال در 2008 / فعلی
Apa: (17) +1=18 (08) +1=19 summits (09)
Chuwang Nima: (14) +1=15 (08) +1=16 summits (09)
Lhakpa Gelu: (13) +1=14 (08) +1=15 summits (09)
Phurba Tashi: (13) +3=16 (08) +3=19 summits (09)
Big Dorje: (13) +1=14 (08) +1=15 summits (09)
Nga Temba: (12) +1=13 (08) +1=14 summits (09)
Mingma Tshering: (12) +1=13 (08) +1=14 summits (09)
Nima Gombu: (12) +1=13 (08) +1=14 summits (09)
با سیستم فعلی Himex که در آن فوربا سه بار بیشتر از دیگران صعود می کند سال 2009 را به همراه آپا هر کدام با 19 بار صعود به اتمام خواهند رساند.
به لحاظ آماری ( در رویداد گذشته ) ، آپا بین 16 می و 31 می صعود می کند. فوربا که مسئول طناب ها در بخش شمالی است از نظر آماری زودتر به اورست صعود می کند( سی ام آوریل در 2006 و هم 2007 ).
با این سنت ، در اواخر آوریل / اوایل می 2010 ، فوربا از آپا پیشی خواهد گرفت و اولین صعود کننده 20 مرتبه ای به اورست خواهد شد. در هر صورت ، هنوز هم احتمال روی دادن هر اتفاقی وجود دارد. تنها آینده مشخص خواهد کرد.
در مورد نویسنده این گزارش : رودریگو گرانزوتو پرون 34 ساله متولد برزیل ( فلوریانوپولیس ، ایالت سانتاکاتارینا ) از سال 2001 مشغول جمع آوری آمار و گزارش های مربوط به کوه نوردی بوده است.
تاریخ کوه نوردی
منبع : www.wikipedia.org
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
منبع : Encyclopedia Britannica 2007
مترجم : فریدون شیرمحمدلی

اولین تلاش برای رسیدن به قله توسط گروه اکتشافی انگلو-سویس در سال 1902 انجام شد که به ارتفاع 18600فوتی (5670 متر) قسمت شمال شرقی قله صعود نمود. از جمله تلاش های موفق دیگر یک گروه اکتشافی ایتالیایی در سال 1909 به رهبری لوئیجی آمه دئو ، دوک آبروزی ، از طریق خط الراس جنوب شرقی ( که بعدا خط الراس آبروزی نامیده شد) بود که به ارتفاع حدود 20000 فوتی (6096 متری)رسید. در سال 1938 یک گروه اکتشافی آمریکایی به رهبری چارلز هوستون از طریق مسیر خط الراس آبروزی به حدود 26000 فوتی (7924 متری) رسید؛ در سال 1939 گروه اکتشافی با مدیریت فردی آمریکایی با دنبال کردن همان مسیر به حدود 27500 فوتی (8382 متری ) رسید ؛ و در سال 1953 سفر اکتشافی دیگری به رهبری هوستون به ارتفاع 25900 فوتی ( 7894 متری ) بر روی خط الراس آبروزی رسید. بالاخره در سال 1954 یک گروه اکتشافی شامل پنج دانشمند ( از جمله آردیتو دسیو جغرافی دان به عنوان سرپرست ) ، یک دکتر ، یک عکاس ، و 12 نفر دیگر از جمله یک پاکستانی موفق شدند علیرغم شرایط بسیار بد آب و هوایی ، خط الراس آبروزی را فتح کنند. آچیل کومپاگنونی و لینو لاسه دلی در ساعت 6 عصر روز 31 جولای1965 (1343 شمسی ) به قله رسیدند. در جریان این صعود ، ماریو پوچوز ، یکی از راهنماها ، بر اثر ذات الریه فوت کرد.
نگرانی کوه نوردان از گرم شدن کره زمین
کوه نوردی به مادر کمک می کند، کودک سالم می ماند
چرا به کوه نوردی می رویم؟ ( هدف کوه نوردی – دلیل کوه نوردی – فایده کوه نوردی )
ده روش غیر دارویی کنار آمدن با ارتفاع
منبع : www.bodyresults.com
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
تاریخ ترجمه : 3/6/86
اگر قصد شما در آینده نزدیک سنگ نوردی ، راه پیمایی طولانی ، اسکی ، کوه نوردی در ارتفاع بالای 7000 فوت باشد ، ممکن است متحیّر بمانید که بدنتان چگونه با فشار اتمسفر کاهش یافته و در نتیجه احساس اکسیژن کمتر در این ارتفاع کنار می آید.در زیر ده نکته برتر مورد علاقه ما می آید که در مورد ما و برای کوه نوردان کوه های آدامز ، رینیر ، بیکر ، کلیمانجارو ، دنالی ، آکونگوا، و دیگر قلل با ارتفاع زیاد موثر بوده است. با آگاهی از این که چه مواردی برای دیگران موثر بوده است می توانید با استفاده از این روش ها هنگام آغاز احساس شروع علائم AMS ( بیماری کوه حاد ) از بیماری ارتفاع جلوگیری کنید.
1) همیشه در هر پیاده روی به طور کامل به بدنتان آب برسانید اما در صعود به ارتفاعات بالای 7000 فوت این امر ضروری است. رنگ ادرار را بی رنگ نگهدارید و قبل از تشنگی آب بخورید. چون تشنگی معمولا تنها پس از این که بدن بی آب شد روی می دهد. این بدین معنی است که سعی کنید در روزهای گرم تابستان وقتی از سربالایی با کوله ای سنگین بالا می روید حداقل 8-6 اونس هر 40-30 دقیقه بخورید.سیستم های آب رسان کوهان شتری می توانند مفید باشند چون همیشه آب در دم دست قرار دارد اما می توانید بطری های Nalgene را هم به بند شانه گیره بزنید به این ترتیب مجبور نیستید توقف کنید و داخل کوله دنبال آب بگردید. در ارتفاعات بالای 10000 فوت مطمئن شوید که لوله ای عایق برای محافظت از یخ بستن سیستم کوهان شتری داشته باشید و یک بطری خالی Nalgene را هم همراه داشته باشید تا در صورت انجماد سیستم ، به مایع دسترسی داشته باشید.
2) تنظیم حرارت – مواظب درجه حرارت مرکز بدنتان باشید چون تعریق شدید می تواند انرژی بدنتان را سریع تر از آن چه تصور می کنید تضعیف کند. وقتی به کوهی مثل رینیر صعود می کنید که در آنجا همیشه برف در دسترس است ، مقداری برف را در پارچه ای قرار دهید و به صورت کمپرس مکررا در پیشانی خود قرار دهید تا به خنک شدن بدن کمک کند؛ اگر آب اضافی دارید، ( یا از چشمه و رود های سر راه ) زدن مقداری آب به پیشانی می تواند احساس تازه کننده به شما بدهد. در ماه های گرم تابستان لباس های کم رنگ ( نخودی ، خاکستری یا سفید) و در ماه های سرد لباس های تیره تر بپوشید ( آبی یا سیاه ) تا نور خورشید را دفع یا جذب کند. به صورت لایه ای لباس بپوشید تا برای راحت بودن آنها را در بیاورید یا روی آن اضافه کنید.
3) به طور منظم بخورید. چه دوست داشته باشید و چه دوست نداشته باشید ، باید به خوردن ادامه دهید. بدنتان برای بالا رفتن از سربالایی سخت کار می کند و وزن اضافی را حمل می کند. اگر به ارتفاعات می روید ، فشارهای وارده بر بدنتان حتی بیشتر است و احتمالا کمتر علاقمند به خوردن خواهید بود. غذاهای حاضری و وعده های غذایی را قبلا در سطح دریا امتحان کنید و تنها غذاهای خوشمزه و راضی کننده را با خود ببرید و غذاهای ادویه دار و غذاهایی را که جویدن آنها مشکل است کنار بگذارید. محلول های کربوهیدرات مانند Powerade ، Cytomax یا Gatorade را برای افزودن به نوشابه های تان همراه داشته باشید. مقداری شکلات سخت ، شکلات پاستیل ، شکلات های لیمویی هم دم دست داشته باشید تا به راحتی به منبع اصلی سوخت تان یعنی کربوهیدرات ها دسترسی داشته باشید.
4) تنفس با فشار – یاد بگیرید چگونه می توانید هر زمان که در بالای حدود 7500 فوت احساس اندکی تهوع کردید ، از این تکنیک استفاده و از آن بهره بگیرید.چون هر چقدر که بالاتر می روید فشار اتمسفری تغییر می کند ، گرفتن اکسیژن مورد نیاز شش ها بسیار دشوار می شود. با غنچه کردن لب ها و انجام بازدم با فشار و به طور کامل ، به دی اکسید کربن درون شش های تان اجازه خروج می دهید ، که این عمل تبادل آسان تر با اکسیژن موجود در " هوای رقیق تر " را ممکن می سازد. با اولین نشانه تهوع ، مقداری آب بنوشید ، و برای چند گام تنفس تان را به تنفس فشاری تغییر دهید ، ( تکنیک ) گام استراحت ( به زیر مراجعه کنید ) را هم به آن اضافه کنید و به احتمال زیاد احساس بسیار بهتری خواهید داشت.
5) گام استراحت – هر وقت که شروع به احساس اندکی تهوع نمودید ،می توانید راه رفت خود را به " گام استراحت " تغییر دهید. منظور از گام استراحت نوعی راه رفتن است که در آن به جای ماهیچه ها ، استخوان ها وزن را تحمل می کنند . وقتی یک پا را به سر بالایی حرکت می دهید پای عقب را سفت کنید ، در وضعیت استراحت کامل مکث کنید ، سپس وزن را به پای دیگر منتقل کنید ، پای عقب جدید را سفت کنید و مکث کنید. با این روش از طرز بالا رفتن " با عجله و منتظر ماندن " کوه نوردان بی تجربه دوری می کنید و آهنگ راحتی را می یابید که می توانید بی نهایت ادامه دهید.
6) گام خود را آرام کنید. برای اینکه بتوانید پیوسته ادامه دهید ، به دقت به بدن خود گوش کنید و اندکی آرام تر از زمانی که معمولا برای گرم کردن انجام می دهید شروع کنید و گام خود را بردارید. اگر سعی کنید که با فشار با سریع ترین عضو گروه تان هماهنگ شوید ممکن است موفق نشوید به هدف تان برسید. در حالت کوه نوردی به ارتفاعات ، در دراز مدت لاک پشت از خرگوش سبقت می گیرد ، اما نکته مهم راه رفتن با گام های آرام و پیوسته است که شما را قادر می سازد به طور مداوم با توقف های استراحت بسیار کم حرکت کنید.
7) هم هوایی - اگر مقدور باشد برنامه ریزی کنید تا یک روز یا شب اضافی در بالای 5000 بمانید.
8) آسپیرین یا Tylenol – لطفاً توجه داشته باشید این مقاله به منظور ارائه پیشنهاد پزشکی نیست و شما قبل از آغاز هر نوع برنامه تمرینی سخت با پزشک خود مشورت کنید. در هر صورت بسیاری از کوه نوردان دریافته اند که در شروع صعود به ارتفاعات بلند ، خوردن چند آسپیرین یا دیگر داروهای مسکن به عنوان اقدامی پیشگیرانه بر علیه سردرد می تواند مفید باشد.
9) آمادگی جسمانی مناسب – در برنامه آمادگی جسمانی خود تمرینات اینتروال ، پیاده روی با کوله پشتی سنگین و تمرینات قدرتی را بگنجانید.
10) داروهای ارتفاع – به عنوان آخرین راه چاره ، اگر در گذشته در ارتفاعات مشکل داشتید یا دوست دارید برای هر نوع اتفاقی آماده باشید ، با پزشک خود در مورد تجویز داروهای مناسب ارتفاعات بالا ( نظیر Diamox ) صحبت کنید. Gingko biloba مکملی است که برخی افراد آن را موثر دانسته اند.
قله علم کوه با ارتفاع 4850 متر در منطقه قلل تخت سلیمان واقع شده است . نزدیکترین شهر به این منطقه رودبارک و کلاردشت در استان مازندران می باشد قله علم کوه پس از دماوند دومین قله مرتفع ایران به شمار می رود . در جبهه شمالی این قله دیواره ای به طول 650 متر وجود دارد که یکی از زیباترین و مشکل ترین دیواره های دنیا به شمار می رود .جبهه جنوبی این کوه مشرف به طالقان است . منطقه علم کوه دارای 47 قله بالای 4000 متر است که به الپ ایران نیز معروف است. بر روی دیواره علم کو مسیر های متعددی باز شده که می توان به مسیر 48 و 52 لهستان و هاری رست و کرج و ... نام برد.
در متن این مقاله از هیچ منبعی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع بر طبق شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید.
مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد.
کوه نوردی که از صعود به ارتفاعات دست کشیده و اکنون به راه پیمایی در مسیرهای طولانی می پردازد.
نویسنده :لین آراو
منبع : http://desertnews.com/favin.ico جمعه 8 ژوئن 2007
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
بلود ورث ( Bludworth ) احتمالا اولین نفر در ایالت یوتا است که تمام 29 نقطه مرتفع استان های این ایالت را در اوایل دهه 1990 کوه پیمایی کرده است. او همچنین 49 نقطه مرتفع از 50 نقطه مرتفع ایالات متحده را کوه پیمایی کرد و تنها یک کوه پیمایی موفق به قله کوه مک کینلی آلاسکا را از دست داد.
بلود ورث که شغل نجاری داشت ، 77 ساله است و در سال 2000 بازنشسته شد. او در گالوستون تگزاس بزرگ شد که به طعنه یکی از مسطح ترین مناطق امریکاست .او در سال 1966 به آلاسکا نقل مکان کرد و وارد کوه نوردی فنی شد و بسیاری از قلل پوشیده از برف و صعود نشده آن ایالت را فتح کرد هرچند نتوانست به کوه مک کینلی صعود کند.
بعدا کوه نوردی فنی را رها کرد و در 1978 به ایالت یوتا رفت. در 1980 با رسیدن به قله کینگز ، وارد راه پیمایی طولانی شد.
شش سال بعد ، به این نتیجه رسید که صعود به هر نقطه استان ماجراجویی ارزشمندی خواهد بود. او با باشگاه Highpointers – گروهی ملی که هدف آن صعود به نقاط مرتفع تمام 50 ایالت ( آمریکا ) است – نشست و برخاست دارد.
بلود ورث می گوید:" هنوز هم کمی کوه نوردی آلپاین انجام می دهم. اما اکثرا به راه پیمایی در مسیر طولانی می روم."
" از زمانی که وارد راه پیمایی مسیر طولانی شدم کار خیلی زیادی در یوتا انجام نداده ام. سن من برای grandpawing زیاد است ، پس سیستمی را طرح ریزی کرده ام که در مورد من خوب جواب می دهد. چند هفته را با grandpawing می گذرانم ، سپس چند هفته را به راه پیمایی در مسیر طولانی می پردازم ، و این دو را تکرار می کنم.
بلود ورث گفت :" مسیر طولانی مورد علاقه من ، مسیر راه پیمایی Superior در مینه سوتا است."
او در مسیر خود خرس ، گرگ ، نوعی گوزن ، آهو ، سگ آبی و بسیاری حیوانات دیگر را دیده است.
" حتی چند کشتی باربری بزرگ را هم بر روی دریاچه دیده ام. مشکل است که بگویم کدام مسیر مورد علاقه دوم من است. همه بسیار عالی هستند ، و تجربه شخص در آن زمان اهمیت دارد."
او تقریبا همیشه تنها می رود.
" گاهی اوقات برادرم یا یکی از دوستانم یا کسی دیگر همراه من می رود. از بقیه استقبال می کنم. من تنهایی در طبیعت کاملا راحت هستم. در منهتن هم آسوده هستم."
بلود ورث تخمین می زند از سال 2001 تا به حال حدود 14400 کیلومتر راه پیمایی کرده است. او هم اکنون تمام مسیرهای زیر را راه پیمایی کرده است – مسافت ها به طور تقریبی آورده شده است."
فقط نگاه کردن به این فهرست هم خسته کننده است.
بلود ورث در حال حاضر ، مشغول راه پیمایی در مسیر 1920 کیلومتری ساحل کالیفرنیا است. او بیش از 1120 ک م از آن یعنی از سان فرانسیسکو تا مکزیکو را تمام کرده است. او در 6 می جهت راه پیمایی بخش 352 کیلومتری از Fort Bagg كاليفرنيا تا سان فرانسیسکو حرکت کرد.
تو به مسیر ساحل اورگان و حداقل هفت مسیر طولانی دیگر چشم دارد.او گفت :" کم کم به جزایر بریتانیا و دیگر مسیرهای خارجی هم نگاهی می اندازم."
اما اعتقاد دارد – " یوتا هنوز هم مکان مورد علاقه من است."
بازسازی صعود مالوری به اورست
منبع : i.cnn.net 6 ژوئن 2007 ( برابر با چهارشنبه 16 خرداد)
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
کاتماندو ، نپال ( خبرگزاری رویتر ) – یک مسئول کوه نوردی گفت فرد آمریکایی که هشت سال پیش جسد جورج لیگ مالوری را در قله اورست پیدا کرد ، تلاش خواهد کرد اقدام پیشگامانه کوه نورد بریتانیایی را تنها با استفاده از وسایل دهه 1920 بازسازی کند.
مالوری و هم نوردش ، آندرو ایروین در 1924 نزدیک قله مرتفع ترین کوه جهان ناپدید شدند و اینکه آیا آنها با موفقیت به قله رسیده اند یا نه به صورت رازی باقی مانده است .
در 1999 ، جسد یخ زده مالوری ، 620 متر پایین قله به وسیله گروهی به سرپرستی کنراد انکر کشف شد. جسد ایروین هیچ وقت یافت نشده است .
شرپا آنگ شرینگ رئیس انجمن کوه نوردی نپال گفت که اکنون انکر و هم نورد بریتانیایی اش ، لئو هولدینگ ، قصد دارند مسیر مالوری را در جبهه چینی کوه مجددا پیدا کنند.
آنها از وسایل جدید و لباس های مصنوعی استفاده نخواهند کرد تا لباس های آنها شبیه لباس های مالوری و ایروین به هنگام حرکت به سوی قله 8850 متری اورست باشد.
وقتی سفرهای دیگر تمام شدند ، آنها نردبان ها و طناب های مصنوعی نصب شده به طور دائمی در یکی از مشکل ترین قسمت های کوه را بر خواهند داشت.
بنا به اعلام Mountain Experience ، آژانس کوه پیمایی محلی این گروه ، انتظار می رود گروه انکر هفته آینده رهسپار شوند.
امسال شمار بی سابقه ای از کوه نوردان به اورست صعود کرده اند ، به طوری که 515 نفر از زمان شروع فصل در ماه مارس به قله رسیده اند.
در 1953 سر ادموند هیلاری نیوزیلندی و شرپا تنزینگ نورگی ، تقریبا 30 سال پس از سفر مالوری ، اولین کسانی بودند که با موفقیت به این کوه صعود کردند.
تا این زمان بیش از 2000 نفر به قله رسیده اند که در میان آنها یک مرد ژاپنی 71 ساله ، یک پسر نپالی 16 ساله ، یک کوه نورد با پای مصنوعی و یک شرپای نپالی که 17 بار قله را فتح کرده است ، دیده می شود.
اما امسال مرد هلندی که قصد داشت با پوشیدن تنها شلواری کوتاه به این کوه صعود کند ، ناکام ماند.
حداقل 207 نفر بر روی این کوه جان داده اند.
رکورد جدید صعود به اورست توسط ابرشرپا
منبع : www.bbcnews.com چهارشنبه ، 16 می 2007
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
مقامات می گویند که یک شرپای نپالی ، کوه اورست را برای هفدهمین بار صعود کرد ، و رکورد خود را برای موفق ترین صعود ها به مرتفع ترین قله جهان شکست.
انجمن کوه نوردی نپال گفت که آپا 46 ساله به همراه هفت شرپای دیگر و یک کوه نورد خارجی به قله 8850 متری ( 29035 فوت ) صعود کرد.
این به اصطلاح " ابرشرپا ها " جهت جمع آوری پول برای کودکان راهنمایان کوه نپالی ، به انجام این کوه نوردی پرداختند.
از زمان اولین صعود در 1963 تا به حال بیش از 1400 نفر قله را فتح کرده اند. بیش از 180 نفر به هنگام تلاش برای رسیدن به قله جان خو را از دست داده اند.
صعود خیریه
شرپا آنگ سرینگ رئیس انجمن کوه نوردی نپال به آژانس خبری AFP گفت :" علیرغم هوای بد ، شرپا آپا و هفت هم تیمی اش به قله اورست رسیدند."
دیگر کوه نورد صعود کننده در روز چهارشنبه ، لاکپا گیولو دوست کوه نورد آپا بود که قله را برای سیزدهمین بار فتح کرد.
بنا به نوشته وب سایت ابرشرپا ها ، لاکپا گیولو جهت صعود به شرپا آپا ملحق شد تا " نقش شرپاها و مردم نپال را از زمان صعود تاریخی سر ادموند هیلاری و شرپا تنزینگ نورگی در 1953 برجسته کند. "
شرپاها ، مردان قبیله ای محلی هیمالیا ، به عنوان راهنما و باربر توسط گروه های کوه نوردی صعود کننده به اورست استفاده شده است.
آپا اولین بار در 1989 به این کوه صعود کرد. او درآمد حاصل از هر صعود را صرف تغذیه خانواده و فرستادن چهار بچه اش به مدرسه استفاده کرده است. او در سال 2003 بازنشستگی اش را کنار گذاشت تا دوباره به مناسبت پنجاهمین سالگرد اولین صعود به قله برود.
پزشکان آزمایش های پزشکی اورست را آغاز کردند
منبع :www.bbcnews.com جمعه 20 آوریل 2007
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
گروهی از پزشکان کوه نوردی در مکانی واقع در کمپ اصلی کوه اورست مستقرند و آماده انجام آزمایش هایی هستند که می تواند منجر به پیشرفت های مهم در پزشکی شود.
تیم Caudwell Xtreme Everest از دانشگاه کالج لندن قصد دارد اثرات محرومیت از اکسیژن را بر روی بدن انسان – مسئله ای حیاتی برای بیماران تحت مراقبت ویژه – بررسی کنند.
در اتمسفر بلندترین نقطه روی زمین ، تنها یک سوم میزان اکسیژن موجود در سطح دریا وجود دارد ، که این موضوع ، اورست را به مکانی ایده آل برای آگاهی بیشتر در مورد این مسئله تبدیل می کند. این محققان انواعی از آزمایش ها را بر روی خودشان و بیش از 200 کوه نورد داوطلب در کمپ اصلی ( 5300 متر ) انجام خواهند داد.
گروه کوچکتری از دانشمندان و کوه نوردان در ماه می به قله صعود خواهند کرد ، و در آنجا نمونه های خون خواهند گرفت و برخی از آزمایش ها را برای کسب اطلاعات در محیطی دشوارتر تکرار خواهند کرد.
امیدواری به درمان با اکسیژن
دکتر مایک گروکوت گفت :" سطوح پایین اکسیژن ، خصوصیت نسبتا عمومی بیمارانی است که مریضی آنها شدید است.متاسفانه ، تفکیک اثرات اکسیژن کم از تمام دیگر مواردی که روی می دهد نسبتا دشوار است. ممکن است عجیب به نظر بیاید که اورست مدل عالی برای نگریستن به نحوه سازگاری انسان ها با سطوح پایین اکسیژن می باشد."
محققان امیدوارند اطلاعات غیر قابل انکاری را به دست آورند که ثابت می کند افرادی که به طور موثری با جو رقیق سازش پیدا می کنند ، در استفاده ار اکسیژن برای تولید انرژی کارآمدتر هستند.
" اگر بتوانیم این کار ار انجام دهیم ، کم کم می توانیم به نحوه انجام این مکانیسم ها به وسیله افراد پی ببریم. و اگر به این مکانیسم ها پی بردیم می توانیم شروع به توسعه درمان ها کنیم. امیدواریم در چند سال آینده در انتظار توسعه درمان هایی باشیم که به افرادی که شدیدا مریض هستند اجازه دهد اکسیژن را به طور کارآمد تری استفاده کنند."
وظیفه اصلی
دکتر گروکوت گفت که دایر کردن کمپ اصلی کاری عظیم بوده است. ابتدا گروه هایی از شرپاها شروع به استقرار تسهیلات از دو ماه پیش نمودند و تیم پشتیبانی پیشرفته ای به مدت تقریبا یک ماه در آن مکان بوده اند.
اکنون این مکان حدود 80 چادر دارد ، شامل دو چادر آزمایشگاه ، چادر های ویژه پشتیبانی ، دارو و ارتباطات ، دو چادر برای رسانه های ارتباط جمعی و تسهیلاتی کاملا جداگانه برای کوه نوردانی که از راه میرسند.
به طور کلی حدود 250 تن تجهیزات به اینجا آورده شده است که بیشتر آنها به وسیله باربران یا یاک ها تا کمپ اصلی حمل شده اند.

" ما واقعاً خوشحال هستیم. موفق شده ایم امکانات آزمایشگاهی را در این ارتفاع مستقر کنیم که اساسا درست مشابه آن چیزی است که در لندن داریم. در نتیجه انجام آزمایش های اولیه را با ورود تیم Xtreme تمام کرده ایم و با آمدن اولین مجموعه کوه نوردان راحت هستیم که می توانیم آزمایش ها را بر روی 200 و اندی کوه نورد که بالا خواهند آمد ، انجام دهیم ."

دکتر گروکوت گفت که این تیم در حال انجام هم هوایی بر روی برخی قله های نسبتا کم ارتفاع بوده اند.
به هر حال ، آنها یک سوم مسیر را از دیواره یخی - رودخانه ای یخی در هم ریخته ای که به پایین کوه در جریان است و کمپ اصلی را از جایی که دیده بانی دوم و بلندتری ساخته خواهد شد جدا می کند – با جسارت بالا آمده اند. در برخی نقاط ، این کار مستلزم استفاده از نردبان برای عبور از شکاف های وسیع یخ بود.
دکتر گروکوت گفت :" چون رودخانه است ، چیزی بسیار پویا است و تکه هایی از آن مرتب کنده می شود. پس روش کار ما عبور با حداکثر سرعت ممکن و در حداقل زمان ممکن است .آنجا مکان زیبای خیره کننده ای هم هست ، اما وقت کافی نداریم که دور و بر خود را نگاه کنیم و الهام بگیریم . "

دکتر ابوالفضل جوادی زمستان ۸۴
کوله راه پیمایی فوق سبک Ultralight backpacking
مقدمه ای مختصر بر ماهیت کوله راه پیمایی فوق سبک و نحوه عمل به آن
نویسنده :Ryan Jordan
منبع :www.backpackinglight.com
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
( توضیح مترجم : شاید این اولین بار است که اصطلاح کوله را ه پیمایی را می بینید. این اصطلاح را در برابر واژه انگلیسی backpacking انتخاب و ساختم . در زبان انگلیسی هر وقت که به مسافرت یا پیاده روی می روید در حالیکه کوله پشتی بر پشت دارید به این عمل backpacking می گویند. پس کوه نوردی هم نوعی کوله راه پیمایی است چون کوله پشتی به همراه دارید.)
کوله راه پیمایی فوق سبک چیست ؟
کوله راه پیمایی را البته اینگونه تعریف می کنند " مسافرت به طبیعت که با قدرت انسان صورت می گیرد " با این تعریف کوله راه پیمایی انواعی از افراد از جمله طبیعت گردها، شکارچی ها ، کانوسوارها ، کلک سوارها ، دوچرخه سوارهای کوهستان ، کوه نوردها ، ... را در بر می گیرد. پس به این ترتیب کوله راه پیمایی فوق سبک به طور ساده هنر حمل حداقل وسایل به هنگام لذت بردن از این فعالیت ها می باشد.
فرد چقدر باید بار حمل کند تا او را یک کوله راه پیمای فوق سبک به حساب بیاورند؟
این سوالی است که بدون شک بحث بر سر آن جا دارد! چند سال قبل ، به طور کلی پذیرفته شده بود که کوله راه پیمای فوق سبک کسی است که کمتر از 12 پوند وسایل را ( که شامل غذا ، سوخت ، یا آب نمی شود) در یک مسافرت کوله راه پیمایی تابستانه نمونه حمل می کند. در هر حال، چون وسایل کوله راه پیمایی فوق سبک از این هم سبک تر می شوند ، و کوله راه پیماها با تجربه تر می شوند ، می بینیم که کوله راه پیماها با وسایلی به اندازه پنج پوند و گاهی اوقات حتی کمتر از آن وارد طبیعت می شوند. به همراه این بارها ، طبیعت گرد هنوز هم می تواند یک سرپناه ، کیسه خواب سبک ، بارانی و اجاق با خود ببرد. پس آنها از نقطه نظر بقا در طبیعت وحشی بر خود سخت نمی گیرند!
چه کسی وسایل کوله راه پیمایی فوق سبک را می سازد؟
تولید کنندگان زیادی از جمله Patagonia ،Marmot ،و MSR وسایل کوله راه پیمایی فوق سبک را به عنوان بخشی از خط تولید کلی شان عرضه می کنند. به هر حال برخی از بدیع ترین وسایل کوله راه پیمایی فوق سبک به وسیله کارگاه های خانگی کوچک تر نظیر Bozeman Mountain Works ، Oware USA ، Gossamer Gear و Brasslite تولید می شود. و البته شرکت اصلی مسئول توسعه وسایل کوله راه پیمایی فوق سبک به صورت انبوه Golite می باشد.
از کجا می توانم وسایل کوله راه پیمایی فوق سبک را بخرم ؟
منابع زیادی برای خرید وسایل کوله راه پیمایی فوق سبک وجود دارد. اینترنت هم منبع خوبی است. فروشندگان آن لاین نظیر ProLiteGear.com ، backpacking light و Backcountry Gear در فروش وسایل کوله راه پیمایی فوق سبک تخصص دارند.
از کجا می توانم اطلاعات بیشتری در مورد کوله راه پیمایی فوق سبک بدست بیاورم ؟
تمرین کنید! بیرون بروید و آن را انجام دهید! راهنمای بهتری از مدرسه طبیعت وجود ندارد.
در هر حال ، چند منبع عالی اینترنتی برای بدست آوردن اطلاعات در مورد کوله راه پیمایی فوق سبک هست :
Back packing Light Magazine
The Lightweight Backpacker
Backpacking light e-mail Group (Yahoo!)
پیشکسوت خود به سان کوه است. استوار در کشاکش روزگار . سرد و گرم چشیده کوهستان . کوه های فراوانی را رام کرده است. آرام بر فراز قله ای ایستاده است و به اطراف خود می نگرد. موهایش به سفیدی گراییده است. تبسمی حاکی از رضایتمندی بر لبانش نقش می بندد. آری او سالها تجربه کسب کرده است. چم و خم کوه ها را بدست آورده است. از هر کوهی که نام ببری خاطراتی در ذهنش نقش می بندد. خاطراتی که ممکن است تلخ یا شیرین باشند. به کوه نوردان جوان تر نگاهی می اندازد و خوشحال است که راه او ادامه خواهد داشت.جوان ترها باید در نزد او تجربه کسب کنند تا خود کوه نوردانی مجرب شوند. هر کس که در کوه قدم می گذارد کوه نورد نیست. کوه نوردی آداب دارد. کوه نوردی را باید آموخت و تجربه کرد. در مسیرها باید گام نهاد. به پیشکسوت باید احترام گذاشت , احترامی به اندازه سال ها تجربه او در کوه نوردی. اورا باید به سان پدری در کوهستان شناخت. برخوردهای مان باید سنجیده و رفتار مان با او متین باشد. اینگونه است که ما نیز در راه او قدم می گذاریم.
افزایش معلومات کوهنوردی
کوهنوردها را می توانیم به دو دسته تقسیم کنیم : یک دسته از کوهنوردها صرفا جهت تفریح و گذران وقت و ورزش به کوه نوردی می روند و عده ای دیگر علاوه بر اینها دوست دارند بر معلومات کوه نوردی خود هم اضافه کنند و تجربه اندوزی کنند و در صعود های دشوارتر و نیازمند مهارت و تجربه استفاده کنند.
هر دو گروه دلیل خود را دارند. بهرحال ، چگونه می توانیم اطلاعات کوه نوردی خود را افزایش دهیم؟ هر گامی که در کوهستان بر میداریم منجر به کسب تجربه می شود اگر در کارمان دقت کنیم.از پیشکسوتان کوه نوردی باید نهایت استفاده را بکنیم . به خاطرات آنها گوش کنیم . از آنها سوالاتی بپرسیم.
منبع دیگر کسب اطلاعات ، کتاب ها و مجلات مربوط می باشد. کتب زیادی در این مورد موجود می باشد که در بازار در دسترس هستند و حتما با خواندن آنها معلومات ما نسبت به دیگر افزایش می یابد.
منبع مهمی که در اینجا دوست دارم بر آن تاکید نمایم و در دسترس همگان است اینترنت می باشد. اینترنت دریایی از اطلاعات با ارزش را در خود جای داده است. کوه نورد های زیادی چه در داخل ایران و چه در خارج کشور وبلاگ های خود را دارند و در اختیار همگان قرار داده اند. تجربیات خود را نوشته اند. عکس های زیبایی را گذاشته اند. شاید نتوانیم به همه کوه های ایران و جهان سفر کنیم اما با یک کلیک می توانیم همه را در منزل خود به تماشا بنشینیم . سایت های اینترنتی زیادی هم وجود دارند.
به نظر من سعی کنید از کوهنوردها دسته دوم باشیم و کوه نوردی آگاه و با معلومات باشیم که این اطلاعات حتما در جایی حساس به درد ما خواهند خورد.
با سلام
اگر روزی خواستید صعود به دماوند را از جبهه شمالی انجام دهید برای پیدا کردن وانت برای رسیدن به نقطه آغاز صعود ( سنگ بزرگ ) و یافتن راهنمایی ورزیده می توانید با این شماره تلفن تماس بگیرید و از کم و کیف صعود و مسیرهای آن اطلاعاتی کسب کنید :
آقای رضا فضل الله پور شماره تلفن منزل : روستای ناندل 01223422216
آقا رضا بچه ای با روحیه ؛ شاداب و با مرام و خوش برخورد و خواهان پیشرفت می باشد .
جوزک رامیان در استان گلستان
جوزک در شهرستان رامیان استان گلستان قرار دارد و مناظر آن بسیار زیبا و دیدنی می باشد. آبشار آن زیبایی خاصی دارد. حدود یک و نیم ساعت تا رسیدن به آبشار طول می کشد که از میان جنگل و کنار رودخانه این مسیر ادامه می یابد.در زیر عکسهایی از این منطقه را می بینید.
صعود به قله شاهوار به همراه گروه کوه نوردی شوکا گنبد
در تاریخ یکشنبه و دوشنبه 14و 15/3/85 به مناسبت ارتحال امام خمینی رهبر کبیر انقلاب به همراه گروه شوکا گنبد جمعا به تعداد 14 نفر به قله 3950 متری قله شاهوار صعود کردم. قله شاهوار كه مرتفعترين قله رشته كوه البرز شرقي است در شمال شهرستان شاهرود و در مجاور شهر مجن از توابع بخش بسطام اين شهرستان قرار دارد. این صعود از مسیر چشمه پریخانی صورت گرفت . در روز یکشنبه تا چشمه کوه پیمایی کردیم و پس از شب مانی صبح روز بعد قله را فتح نمودیم .
آنهایی که این مکان زیبا را ندیده اند می توانند تصاویر زیر را تماشا نمایند.
These photos have been taken from Shahvar summit at northern Shahrud in
نيازهاي تغذيه اي کوه پيمايان
تغيير شيوه هاي زندگي ، ماشيني شدن زندگي امروزي ،نبودن تحرک ، نداشتن برنامه ي ورزشي منظم حتي در ساده ترين شکل آن و کاهش ميزان فعاليت بدني باعث تجمع انرژي ، ازدياد بافت چربي و اضافه وزن مي گردد. بنابر اين يکي از ساده ترين روش ها که در هر سن و سا لي براي بدن مفيد بوده و در هر مکا ني امکان پذير است. همچنين به تجهيزات ويژه اي نياز نداشته و ازبهترين شيوه هاي کاهش وزن و حفظ سلامت جسماني و رواني محسوب مي شود « پياده روي و کوه پيمايي» مي باشد.
ميزان سوخت و ساز بدن به توازن و تعادل ميان انرژي به دست آمده ازطريق غذاها ومصرف آن انرژي در فعاليت هاي روزانه و فعاليت هاي سلولي بستگي دارد. پياده روي همراه با نرمش هاي سبک و انجام کوهپيمايي باعث مي گردد که سوخت و ساز بدن افزايش ياد. در نتيجه چربي هاي زائد بدن سوزانده شده و به تدريج به عضله تبديل مي شوند. در اثر تبديل چربي به عضله ميزان چربي بدن کاهش مي يابد. بنابراين تداوم کوه پيمايي، نرمش، ورزش هاي سبک و پياده روي باعث تحليل رفتن چربي هاي زائد شده و ميزان مصرف انرژي بالا مي رود. که اين خود باعث تناسب اندام وهمچنين از بروز چاقي جلوگيري مي کند.
در کوهپيمايي نيز ماند ديگر فعاليت هاي ورزشي، تغذيه نقش مهمي در افزايش توازن ورزشي دارد. با توجه به اين که ورزش کوه پيمايي جزء ورزش هاي طولاني مدت است،سهم عمده ي انرژي بدن از چربي ها تأمين مي گردد. به طور کلي در ورزش هاي استقامتي ميزان عمده ي انرژي از چربي ها تا مين مي شود. پس فعاليت مناسبي براي متعادل نگه داشتن وزن بدن محسوب مي گردد. بايد توجه داشت که ميزان سوخت چربي ها به بر آورده شدن منابع کربوهيدرات بستگي دارد. همچنين ميزان گلوکز خون و گليگوژن ذخيره در ماهيچه ها از عوامل محدود کننده ي ميزان فعاليت در انواع ورزش ها مي باشد.
در کوه پيمايي کوتاه مدت يکي از موادي که مي تواند انرژي شما را افزايش دهد، قند است. غذاهاي قندي، غذاهايي هستند که راحت خورده شده و سريع جذب مي شوند و با افزايش سطح قند خون، نياز انرژي عضلات و مغز را برآورده مي سازند. البته اين به آن معني نيست که در اين امر زياده روي کنيم. چون علاوه بر فساد دندان ها، موجب مي گردد انسوليني که در پاسخ به افزايش ميزان قند خون ترشح مي گردد به سرعت قند خون را پايين بياورد.
پس در مصرف مواد قندي کمي بيشتر دقت کنيد و ازمنابع قندي طبيعي مانند ميوه ها، خرما و ... استفاده نماييد.چرا که نه تنها تأمين کننده ي قند مورد نياز بدن هستند بلکه ما را از ديگر مواد مانند آب، ويتامينها، املاح معدني و فيبر نيز بهره مند مي سازند. يک ساندويچ حاوي عسل ،موز رسيده و کمي کشمش مي تواند قند زيادي به بدن برساند.دقت کنيد استفاده از کره و مارگارين زياد باعث کند شدن هضم کربوهيدرات ها شده و سطح انرژي را پايين مي آورد.
|
مصرف نيم ليتر آب قبل از شروع کوه پيمايي مي تواند مفيد باشد.اگر هوا گرم باشد،نوشيدن نيم ليتر آب درهر ساعت کوه پيمايي لازم است. |
تأمين آب و املاح از ديگر عوامل حياتي در ورزش کوه پيمايي است. با افزايش سطح فعاليت، ميزان متابوليسم مواد مغذي افزايش يافته و دماي بدن بالا مي رود. که در اين ميان آب نقش مهمي در تنظيم دماي بدن دارد. ميزان حرارتي که در هنگام ورزش در بدن آزاد مي شود قادر است هر 5 تا 8 دقيقه يک درجه ي سانتي گراد دماي بدن را بالا ببرد. تبخير يک ليتر آب از سطح پوست بدن در اثر فعاليت ورزشي منجر به اين مي شود که 580 کالري گرما از بدن دفع شود. پس به ميزان کافي آب بنوشيد. حتي در فعاليت هاي کوتاه مدت نيز نوشيدن آب فراموش نگردد. مصرف نيم ليتر آب قبل از شروع کوه پيمايي مي تواند مفيد باشد.اگر هوا گرم باشد،نوشيدن نيم ليتر آب درهر ساعت لازم است. آب ميوه ي رقيق شده ماند آب سيب،گريپ فروت، انگور و ... مي تواند جايگزين مناسبي باشد.چون هم آب و هم مواد قندي لازم را تأ مين مي نمايد. توجه داشته باشيد که نوشيدن آب مستلزم تشنگي نيست.
تغذيه پس از کوه پيمايي نيزبسيار مهم است. در اين مرحله تأمين آب( براي دفع مواد زائد حاصل از متابوليسم)، املاح معدني و همچنين تأمين کربوهيدرات ها براي جايگزيني گيلگوژن مصرف شده از اهميت خاصي برخوردار است.اضافه کردن کمي مواد پروتئيني به اين مواد مي تواند سنتز گيلگوژن را تسريع بخشد. به عنوان مثال يک ليوان شير کم چرب، سيب، پرتقال، دو برش نان و کمي کيک مي تواند تأمين کننده ي موارد فوق باشد.
در هنگام کوه پيمايي اسيد لاکتيک عضلات شما بالا مي رود و در نتيجه باعث خستگي و احساس ضعف در عضلات مي شود. بنابراين استفاده از مواد غذايي که در بدن شما باعث بروز پاسخ قليايي گردد و اسيد را خنثي کند مي تواند از خستگي شما بکاهد، مانند سيب، پرتقال، توت فرنگي ، ليمو، گلابي، سيب زميني، اسفناج، سبزي جات (خيار، ترب و تربچه) همچنين مصرف موز براي تأمين پتاسيم از دست رفته و گوجه فرنگي آغشته به نمک جهت تأمين سديم و پتاسيم بعد از کوه پيمايي مفيد مي باشد.
منبع : تغذيه و سلامتي شماره28
کوه گرفتگی یا بیماری ارتفاع
منبع : Microsoft Encarta 2006
نویسنده : Kenneth E. Money
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
بیماری ارتفاع یا کوه گرفتگی عارضه ای است که بر اثر کم شدن فشار اکسیژن در ارتفاعات بالا ایجاد می شود و در کوه نوردان در نتیجه صعود نسبتا سریع به ارتفاعات زیاد روی می دهد. بیماری ارتفاع شامل وضعیت های مختلفی است که شایعترین آن بیماری کوه حاد است . ممکن است بدنبال آن دو وضعیت بحرانی تر رخ دهد: ورم ریوی ناشی از ارتفاع زیاد( HPAE ) یا ورم مغزی ناشی از ارتفاع زیاد( HACE ) .
علت دقیق بیماری ارتفاع نامشخص است هر چند محققان معتقدند که اکسیژن ناکافی می تواند عملکرد پمپ های سدیم واقع در دیواره های سلولی را دچار اختلال سازد. در غیاب اکسیژن کافی این پمپ ها باعث افزایش میزان سدیم داخل سلول می شود.در نتیجه ،آب اضافی به سلول ها وارد می شود و منجر به تورم سلولی یا ادم می شود ، وضعیتی که به ویژه در ریه ها و پیرامون مغز خطرناک می باشد. نشانه های معمول بیماری ارتفاع شامل سردرد ، تنگی نفس ، اختلال در خواب و گاهی اوقات حالت تهوع است . این علایم که مجموعا بیماری کوه حاد ( AMS ) نامیده می شود، تقریبا در 20 درصد افراد که حدود 2400 متر بالای سطح دریا را در کمتر از یک روز صعود می کنند دیده می شود. فکر می کنند که سردرد بر اثر تورم مغزی ایجاد می شود، تنگی نفس بر اثر ترکیبی از فشار اکسیژن محیطی پایین و تورم و ضخیم شدن بافت هایی که در طی تنفس اکسیژن باید از میان آن عبور کند ، بوجود می آید.
علایم مرتبط با HAPE و HACE شامل همان علایم بیماری کوه حاد و همچنین برخی علایم دیگر وعلایم کمتر متداول است .هر دو اینها بیماریهایی بمراتب شدیدتر از بیماری کوه حاد هستند. و معمولا پس از یک تا چهار روز در ارتفاع بالای حدود 2700 متر پیش می آید. علایم مشخص کننده HAPE شامل سرفه شدید است که خلطی کفدار و گاهی اوقات خلطی خونی تولید می کند. فشار خون در ریه ها افزایش می یابد و سلول های متورم و مویرگ های تراوا به مایعات و سلول های خونی قرمز اجازه می دهند تا وارد کیسه های هوایی ریه ها شوند که مانع انتقال اکسیژن می شوند. علایم مشخص کننده HACE شامل تلوتلو خوردن ، گیجی و توهم است .
افراد مبتلا به AMS برای جبران آب از دست رفته باید آب بیشتری بخورند ، اما نباید نمک اضافی بخورند؛ سردرد را می توان با مصرف ایبوپروفن یا آسپرین درمان کرد. AMS به طور معمول ظرف 24 تا 48 با سازش بدن با فشار اکسیژن پایین از بین می رود. افراد دچار HAPE یا HACE پیشرفته ممکن است ظرف چند ساعت بمیرند. این افراد را باید هر چه سریعتر به ارتفاعی پایین تر که معمولا بهبودی سریعتر صورت می گیرد انتقال داد.
اکسیژن اضافی و تنظیم فشار هوا در یک اتاق یا کیسه ای بزرگ نیز می تواند مفید باشد. با صعود آرام می توان از بیماری ارتفاع اجتناب کرد و هم هوایی را تسریع کرد: معمولا می توان از علایم آن به این صورت اجتناب کرد؛ توقف یک روزه در ارتفاع 2000 متری و صعود نکردن بیش از 600 متر در هر روز در ارتفاع بالای 2000 متر.
مسیر کوه پیمایی دو روزه از جوزچال به زیارتگاه قطری شاهرود
نویسنده : طاهر صابری ؛ سرپرست گروه کوه نوردی مازیار ( گنبد کاووس)
از رامیان ( واقع در استان گلستان ) تا ابتدای جاده جوزچال حدود 30 دقیقه با مینی بوس طول می کشد. پس از پشت سر گذاشتن رامیان و روستای شیشاب حدود یک ربع بعد در سمت چپ راهدارخانه معدن روی تپه بزرگی قرار گرفته است. کمی بالاتر یک راه ماشین رو خاکی از جاده آسفالت به سمت چپ پایین می رود. این راه خاکی به روستای جوزچال که خالی از سکنه است می رسد. در جنوب روستا چشمه آبی قرار دارد. از بلندی روبروی آن از مسیر پا کوب ها سمت چپی را گرفته به طرف بالا صعود می کنیم . پس از مدتی راه پیمایی به راه تراکتور رویی می رسیم. چشمه آب در پایین راه قرار دارد.
پس از برداشتن آب دوباره به مسیر تراکتور برگشته و مسیر را ادامه می دهیم که جنگلی می باشد. با ادامه مسیر در سمت چپ به محلی می رسیم که از تعداد درخت ها کاسته شده و چمن زار می شود.پاکوب از مسیر چمن زار به سمت چپ جدا می شود.با ادامه مسیر به روی یال سوار می شویم. تقریبا دو ساعت روی یال به کوه پیمایی ادامه می دهیم تا به یک آرام ( خانه چوپان ها ) می رسیم. از روبروی آرام دوباره به طرف جنوب از روی یال مسیر را ادامه می دهیم که مسیری پاکوب می باشد. تقریبا یک ساعت بعد داخل دره خانه چوپانی دیده می شود که به آرام پشت تنگه معروف است. مسیر را به طرف بالا صعود می کنیم روبروی ما دیواره سنگی قرار دارد . با کمی دقت مسیر از داخل دیواره عبور می کند. با کمی کوه پیمایی به چشمه یخم می رسیم . از اینجا به بعد مسیر از داخل جنگل که پاکوب خوبی دارد ادامه می یابد. این بار به آرام شیدان می رسیم. از بالای آرام شیدان مسیر پاکوب را ادامه می دهیم .مسیر به داخل دره می رود. با کمی دقت در آن طرف نهر کوچک آب مسیر را پیدا خواهیم کرد. با چرخشی کوچک مسیر به پاکوب خوبی می رسد. پس از اتمام پاکوب ، مسیر همیشه روی یال خواهد بود. دره اول و دوم را پشت سر می گذاریم. در داخل دره سوم چشمه های زیادی وجود دارد.( قطار چشمه ).از روی این یال ها دکل تلویزیون که مقصد ما می باشد دیده می شود. ( اگر هوا صاف باشد). اگر هوا ابری بود مسیر ما همیشه به طرف جنوب خواهد بود. وقتی که به دکل رسیدیم جاده ای ماشین رو پس از دو تا سه ساعت ما را به زیارتگاه قطری شاهرود خواهد برد که از این مکان مقدس جاده شاهرود به آزاد شهر به خوبی دیده می شود.( توجه داشته باید که مسیر ما در طول دو روز کوه پیمایی همیشه به طرف جنوب خواهد بود).
چهارشنبه 10 خرداد ماه 1385 روزنامه جام جم
کوهستان کرکس دنيايي از خاطره و تاريخ در دامنه اش دارد. تپه هاي سيلک يادآور قديمي ترين تمدن بشر و اولين قرارگاه شناخته شده انسان است.
چشمه فين با تاريخ هفت هزارساله در پس هر زلزله اي سبب رونق و آبادي اطرافش شده است. کاشي هاي مسجد جامع نطنز سالهاست مايه فخر و مباهات موزه کنستانتين لندن است و قمصر و ابيانه ديري است که وعده گاه عاشقان طبيعت و هنر اين مرز و بوم هستند.
و بالاخره کرکس اين روزها به عظمت کار دانشمندان جواني مي نازد که در دامنه اش بزرگترين دستاورد علمي تاريخ کشورمان را به ارمغان آورده اند.
کوهستان کرکس پهنه اي است به وسعت 3400کيلومتر مربع که در دامنه هايش شهرها و آبادي هاي زيادي قرار گرفته اند. بخش شمالي کوهستان نزديک به کاشان و بخش جنوبي که مسير رايج براي کوهنوردي و صعود به قله است ، در نزديکي شهر نطنز در 85کيلومتري کاشان است.
مشاهده شهر نطنز که اين روزها بحث محافل علمي و خبري دنياست ، برايمان جالب است. نطنز از قديمي ترين نقاط آباد و مسکوني ايران بوده و در زمان ساسانيان به دليل موقعيت جغرافيايي شرايط قابل توجهي داشته و در زمان سلجوقيان هم کاروانسراها و بناهاي مهمي در آن احداث شده است.
سرپرسي سايکس که 200سال پيش از اين شهر ديدن کرده ، در وصف شهر و مسجد نطنز مطالب جالبي نوشته است. نطنز از شمال و شرق توسط حاشيه غربي دشت کوير و از نواحي غرب و جنوب توسط کوهستان کرکس محصور شده است.
کرکس با قله هاي کوتاه وبلند
از نطنز خارج و وارد جاده باريکي مي شويم که نياز به مرمت اساسي دارد. اين جاده تا مورچه خورت ادامه دارد. در سمت راست جاده رشته کوه هاي کرکس با قلل کوتاه و بلند خودنمايي مي کنند. کوهستان شامل 43قله است که بلندترين آن قله کرکس به ارتفاع 3925متر است.
اين کوهستان جزو رشته کوههاي مرکزي ايران و حدود 1200کيلومتر امتداد دارد که به موازات زاگرس در مرکز ايران از شمال به جنوب کشيده شده و شامل رشته کوههاي کرکس ، شيرکوه و لاله زار است.
در سمت چپ جاده هم تا چشم کار مي کند کوير صاف و يکنواخت خودنمايي مي کند. پس از طي 40کيلومتر وارد يک جاده فرعي مي شويم که به روستاي طرق مي رسد و پس از آن در فاصله اندکي روستاي کشه قرار دارد.
کشه روستاي بزرگ و آبادي است که به دليل مجاورت با کوهستان کرکس منطقه اي ييلاقي محسوب شده و ساکنان شهرهاي اطراف ، روزهاي تعطيل و گرم خود را ميان باغهاي گردو، بادام ، گلابي و نيز نهرها و جوي هاي جاري آن مي گذرانند.
وجود اين همه سرسبزي و طراوت باعث مي شود فراموش کنيم که اين منطقه در چند قدمي کوير پهناور مرکزي ايران قرار گرفته است. از روستاي کشه مي توان عظمت کوهستان را به تماشا نشست و از هيبتش لذت برد.
علت اطلاق نام کرکس به کوه ، شايد آن باشد که کرکس در زبان سانسکريت به معني سخت و بي رحم آمده و کنايه اي به صلابت کوهستان باشد. پروفسور گيرشمن باستان شناس نامدار فرانسوي که تحقيقات وسيعي در منطقه کاشان انجام داده است ، «کرکس» را برگرفته از واژه «کاسي»ها مي داند، آنان اولين گروههاي مهاجر بودند که در سرزمين ايران و اطراف اين کوهستان مستقر شدند.
ابر سياهي آسمان کوهستان و روستا را مي پوشاند و کم کم ريزش باران شروع مي شود. لذا مانع از انجام برنامه ما براي رسيدن به پناهگاه مي شود، بنابراين شب را در مسجد ولي عصر روستا به سر مي بريم.
صبحدم پس از اقامه نماز روستا را ترک و در مسير جاده اي ناهموار که اختصاص به شرکتهاي مرغداري منطقه دارد عازم صعود به قله مي شويم. وجود چندين شرکت مرغداري در اين مسير بيانگر فراواني مواهب طبيعي منطقه است. اين آخرين نقطه اي است که مي توان با خودرو پيمود.
شب گذشته باران بي درنگ باريده، لذا بوي خاک باران خورده ، نسيم خنک صبحگاهي و شيب ملايم که پيش رويمان است ، خبر از روزي لذت بخش دارد و ما آن را به حساب خوشامدگويي کوهستان به خودمان مي پنداريم.
خنکاي صبحگاهان در اوايل تابستان به گونه اي است که تعدادي از اعضاي گروه ، دستکش و پوشش هاي گرم به تن مي کنند. شيب ملايم يک ساعت و نيم ادامه دارد. در اين نقطه چشمه آب زلالي واقع است که معروف به چشمه اصفهاني هاست و حاصل رسوب شدن برفهاي کوهستان است.
کوههاي مرکزي ايران اصولا فاقد گياهان دايمي هستند و بيشتر به صورت فصلي مي رويند.
اما اينجا همه پوشيده از گياهان و گلهاي رنگارنگي است که مشام را نوازش مي دهند. مشاهده تنها گل هاي لاله واژگون در مسير، ذوق زده مان مي کند. شگفتي آن که در تمام طول مسير رفت و برگشت ديگر هيچ نشاني از اين نوع گياه ديده نشد.
آقاي شاه حسيني عضو 60ساله گروه که بتازگي عمل جراحي قلب را پشت سر گذاشته است و اطلاعات جالبي از شکار و گياهان کوهستاني دارد با ديدن گياهان اطراف شاداب و سرحال به هر گياهي نزديک شده و پس از شناسايي آن را به گروه معرفي مي کند.
ساير کوهنوردان از ديدن روحيه خوب او، انرژي گرفته و مسير را شادمان ادامه مي دهند. در ادامه به دره لياسن مي رسيم که از دو طرف توسط صخره هاي عظيم محاصره شده است.
سنگها و صخره هاي قرمز، قهوه اي و نارنجي سوخته بيانگر آن هستند که اين سنگهاي آذرين حاصل فعاليت هاي آتشفشاني بازمانده از دوران پالئوزوئيک و بر کابرين هستند. کوهستان تحرک زيادي داشته و چين خوردگي و دگرگوني هاي زيادي را پشت سر گذاشته است. لذا زلزله هاي مناطق اطراف کوهستان از همين ناآرامي ها حاصل شده است.
جان پناه قديمي وفلزي
پس از دو ساعت و نيم در ارتفاع 3100متري به پناهگاه مجهزي مي رسيم که داراي يک سالن بزرگ 70متري و 4اتاق مجزا بوده و شامل تمامي امکانات مثل برق ، آب ، گاز و دستشويي است.
چشمه آب خنکي هم در کنار پناهگاه جريان دارد. اين پناهگاه به سفارش هيات کوهنوردي استان اصفهان و توسط شرکت مخابرات استان در سال 1383ساخته شده و به نام شهداي مخابرات نامگذاري شده است. جان پناه قديمي و فلزي کوچکي که متروکه شده است ، با رنگ زرد تندي چند متر بالاتر ديده مي شود.
پس از دمي استراحت و تجديد قوا وارد شيب تندي مي شويم که صعود از آن مستلزم صرف انرژي زيادي است. کمي بالاتر از پناهگاه تابلوي راهنما مسيرهاي زمستاني و تابستاني را نشان مي دهد.
مسير زمستاني طولاني است و شيب ملايمي دارد ولي مسير تابستاني ، مسافتي کوتاه ولي شيبي تند دارد. مسير تابستاني پرطرفدارتر و پرهيجان تر است ، هرچند که مسيري پر از سنگلاخ و به اصطلاح مسيري موسوم به شن اسکي است.
هر چه بالاتر مي رويم ، شيب تندتر مي شود. صخره ها و سنگهاي اطراف در اثر سرما خرد شده و داراي لبه هاي تيزي هستند و بايد از تماس با آنها اجتناب کرد. مشاهده مقادير زيادي برف در نزديکي قله نشاطمان را مضاعف مي کند. مسير را در امتداد شيب و يال کوتاهي که به قله ختم مي شود طي مي کنيم تا بر فراز قله قرار بگيريم.
مه شديدي قله را پوشانده و امکان مشاهده دامنه و اطراف قله را نداريم ، ولي راهنمايمان مي گويد از قله مي توان شهرها، آبادي ها و منطقه وسيعي از کوير را مشاهده کرد.
حتي از اين نقطه مي توان در هواي صاف و پاکيزه قله دماوند و رشته کوههاي زردکوه بختياري را به خوبي ديد. تراکم ابرها و شدت طوفان هر لحظه بيشتر مي شود و بايد فوري حريم قله را ترک کرد.
به هنگام فرود کمي مسيرمان را تغيير مي دهيم تا آبشارهاي زيباي پايين قله را ببينيم ، دو آبشار با فاصله اندکي از يکديگر دو دره عظيمي جاري هستند که اين آبشارها منشائ چشمه ها و رودهاي فصلي اطراف کوهستان 2منطقه لياسن و کشه هستند.
بسرعت خود را به پناهگاه و سپس روستاي کشه مي رسانيم تا از باراني که چند دقيقه اي است بي امان شروع شده ، در امان بمانيم.
يک بار ديگر چشم به قله مي دوزيم که اينک توسط باران سيل آسا شسته مي شود و به ياد بيتي از مولانا مي افتيم که:
ذکر حق کن بانگ غولان را بسوز
چشم نرگس را از اين کرکس بدوز
اين کرکس زيباترين کرکس دنياست و هيچ تشابهي با آن پرنده مردارخوار ندارد و نمي توان به آساني از آن چشم پوشيد.
محمد پورزادي
طبیعت گردی Hiking
آنچه در این مقاله مشروح و مفصل می خوانید:
- تعریف طبیعت گردی
- مقایسه با انواع دیگر گردش
- مسایل ایمنی فردی
- تاثیر طبیعت گردی بر محیط زیست
- آداب طبیعت گردی
لازم به ذکر است که کوه نوردی و کوه پیمایی هم زیر مجموعه ای از طبیعت گردی می باشند.

عشق در آب و هوای سرد
پاولا و جاستین تنها دوستانی خوب بودند تا اینکه برای راهپیمایی به ارتفاع 20000 پایی در کوه های هیمالیا رفتند...

قلعه ماران یکی از کوه های منطقه رامیان استان گلستان می باشد. ارتفاع این قله حدود 2350 متر است. کوه نوردان اغلب تا پناهگاه واقع در قسمت پایین تر قله صعود می کنند و آنهایی که دوست دارند تا فراز قله صعود می کنند. این کوه یکی از زیباترین کوه های استان می باشد که طرفداران زیادی در منطقه دارد و در تمام فصول سال قابل صعود بوده ودر هر فصل زیبایی و جاذبه خاص خود را دارد. برای صعود دو مسیر دارد که اولی از روستای باقرآباد شروع می شود و مسیر آن جنگلی و سایه می باشد. مسیر دوم به شیشاب معروف است و ماشین رو است . البته اندکی از مسیر از طریق جاده پیموده می شود و بیشتر مسیراز طریق میانبر ها و پاکوب ها انجام می شود .هر مسیر مناظر و زیبایی های ویژه و منحصر بفرد خود را دارد. اما اغلب در تابستان مسیر باقرآباد و در زمستان به علت برف و بارندگی و گلی بودن مسیر شیشاب ترجیح داده می شود. مسیر باقرآباد تماما داخل جنگل بوده و چشم اندازی مانند مسیر شیشاب ندارد . در بالای پناهگاه آبشار و رودخانه زیبایی قرار دارد که آبی زلال و تمیز دارد.
در اینجا چند عکس از قلعه ماران در فصل زمستان را می بینید:
طبیعت گردی یا پیاده روی در طبیعت
تلاش یک نوجوان بریتانیایی برای برجای گذاشتن رکورد کوه نوردی
کوه پیمایی به مناسبت هفته سلامت در گنبد کاووس
دیروز جمعه 18/1/1385 به مناسبت هفته سلامت , برنامه کوه پیمایی از طرف اداره بهداشت و درمان شهرستان گنبد برگزار شد که در آن حدود 65 نفر خانم و حدود 75 نفر مرد شرکت داشتند.این برنامه در منطقه لولوم از توابع شهرستان مینودشت اجرا شد و هزینه رفت و برگشت و صبحانه از طرف این اداره تقبل شد که جای تقدیر و تشکر دارد.
سال پیش نیز چنین برنامه ای درقلعه ماران برگزار شد و استقبال چشمگیری از آن صورت گرفت و برنامه ناهار بسیار مفصل تر بود.امید که به همت ادارات مختلف چنین برنامه هایی به مناسبت های مختلف اجرا شود تا ضمن تشویق مردم به درک اهمیت جسم و روان سالم در یک جامعه شاداب , ورزش بالاخص کوهنوردی در میان مردم فراگیر شود و هر هفته شاهد انبوهی از مشتاقان به طبیعت و زیبایی های آن در کوه ها باشیم.
