تبليغاتX
کوه نوردی، ورزش و سلامتی
ترجمه در مسیر دانایی

               تاریک ترین ورق سال 2009 : دوستان از دست رفته

14 دسامبر 2009 - کوه نوردانی که جان شان را در سال 2009 در 8000 متری ها از دست دادند :

- پیوتر موراوسکی لهستانی بر اثر سقوط به شکافی در دائولاگیری در ماه آوریل 8 و 40 دقیقه به وقت محلی در حال برگشت از کمپ 2 جان داد.

- مهدی اعتماد فر از ایران در دائولاگیری به هنگام صعود به قله در اول ماه می جان داد.

- مارتین میناریک اهل چک در قله شرقی آناپورنا ( در ارتفاع حدود 7100 متری ) جان داد.

- سرگئی سامایلوف روسی  52 ساله  در لوتسه در خلال شرایطی نامعلوم زمانی که عضوی از تراورس لوتسه – اورست Kazakh 2009 بود جان داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 20:53  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                   خانم های هوای رقیق – زنان قرن بیست و یکم

30 نوامبر 2009 : نویسنده  رودریگو گرانزوتو پرون

                                      زنان برتر ارتفاع بالا قرن بیست و یکم

در آغاز قرن بیست و یکم ، سه مجموعه دار برجسته زن وارد صحنه صعود به 14 قله 8000 متری شدند : نایوز مروی ایتالیایی ، ادورنه پاسابان اسپانیایی و گرلینده کالتنبرونر اتریشی.

در حالیکه گرلینده اولین خانمی بود که توانست به 9 و 11 قله 8000 متری اصلی متفاوت صعود کند ، نایوز اولین صعود کننده به 10 و ادورنه اولین صعود کننده به 12 تا از این قلل بودند.اخیرا اسب سیاه کره جنوبی خانم اوه یون-سان ( اسب سیاه لقبی است که به او داده اند) از آنان سبقت گرفت و در تابستان امسال اولین خانمی بود که توانست به 13 قله 8000متری اصلی صعود کند. ( هر چند صحت چند صعود او هنوز هم در حال بررسی است.) رکورد دار فعلی ( خانم اوه ) تنها آناپورنا را برای اتمام این فهرست در پیش رو دارد – پس از تلاشی ناکام در پاییز امسال برای صعود به آناپورنا ، تلاشی دیگر را در بهار آینده برای صعود به این قله انجام خواهد داد.

                      


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 7:58  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                               بازگشت داستان بوقلمون کوچک

26 نوامبر 2009 – داستان در سال 2003 آغاز شد. سال بعد دوباره مطرح شد. حال به یک سنت سایت اکس وب تبدیل شده است. در زیر داستان هر ساله بوقلمون را می خوانید. عید شکرگزاری ( چهارمین پنج شنبه ماه نوامبر در آمریکا ) بر شما مبارک باد !

                                         بوقلمونی که به اوج رسید

بوقلمونی داشت با یک گاو نر صحبت می کرد. بوقلمون آهی کشید و گفت :" دوست داشتم می توانستم به بالای آن درخت بروم ، اما قدرت لازم را ندارم." گاو نر جواب داد :" خوب ، چرا کمی از تپاله من نمی خوری که سرشار از مواد مغذی است."

بوقلمون به کمی از تپاله نوک زد و فهمید که واقعا آنقدر قدرت به او داد که توانست به پایین ترین شاخه درخت برسد. روز بعد ، پس از خوردن مقداری بیشتر از تپاله ، به دومین شاخه رسید.

بالاخره پس از شب چهارم ، او با غرور بر بالای درخت نشست . خیلی زود کشاورزی او را دید و با تفنگ بوقلمون را نشانه رفت و به زیر انداخت.

نکته اخلاقی داستان : حرف مفت ممکن است آدم را به اوج  برساند ، اما آنجا حفظ نخواهد کرد.

Bullshit might get you to the top, but it won't keep you there.

ترجمه از منبع : http://www.mounteverest.net/news.php?id=18902

+ نوشته شده در  جمعه 6 آذر1388ساعت 15:46  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                        اورست شبح زده و ردپاهای ترسناک  

                         سایه هایی که در منطقه مرگ طلب غذا می کردند

30 اکتبر 2009 – در ماه می سال 2004 ، پمبا دورجه از قله اورست با رکورد سرعت ( که مورد اختلاف است ) به کمپ اصلی بازگشت. این شرپا ادعا کرد که سایه های سیاهی را در بخش های بالاتر کوه دیده است. پمبا عقیده داشت آنها ارواح کوه نوردانی بودند که تا وقتی مراسم تشییع جنازه برای رهایی روح آنها انجام نشود در کوه سرگردان هستند. پمبا به AFP گفت :" وقتی در مسیر خود برای بر جای گذاشتن رکورد بودم ، در سه نقطه بین 8000  و 8748 متر برای نوشیدن چای توقف کردم. وقتی بر روی تلی از سنگ توقف کردم چند روح به شکل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 6 آذر1388ساعت 12:56  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                       زنان هوای رقیق – فراتر از جاپاهای واندا

                             

                                                     واندا روتکیویچز

25 نوامبر 2009 – اوه یون – سان که تنها آناپورنا را پیش رو دارد ، در حال حاضر صدر نشین زنان  جهان در صعود به 14 قله 8000 متری است. اما اولین زنی که به یک قله 8000 متری صعود کرد چه کسی بود ؟ و تاریخچه زنان در هیمالیا چیست ؟ رودریگو گرانزوتون پرون این بار به زنان هوای رقیق می پردازد.

8000  متری های زنان

نویسنده : رودریگو گرانزوتون پرون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 21:26  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

            رتبه بندی کشورها از نظر افراد کامل کننده صعود به 14 قله 8000 متری

2 نوامبر 2009 – چند کشور ( و کدام یک ) حداقل دارای یک کوه نورد صعود کننده به تمام 14 قله 8000 متری هستند ؟ در ادامه مطلبی را در این مورد از رودریگو گرانزوتو پرون می خوانید .

                       

    نصب اولین پرچم ملی در قله یک 8000متری توسط موریس هرزوک فرانسوی در آناپورنا

چندین کشور حداقل یک کوه نورد صعود کننده به تمام 14 قله 8000متری دارند : ایتالیا و کره جنوبی هر کدام با سه مرد کوه نورد مقام اول را به خود اختصاص داده اند و پس از آن لهستان و اسپانیا قرار دارد. کشورهای دیگر به این ترتیب هستند : سویس ( ارهارد لورتان ) ، مکزیک ( کارلوس کارسولیو ) ، ایالات متحده ( اد ویستورس ) ، اکوادور ( ایوان والخو ) ، قزاقستان ( دنیس اوروبکو ) ، آلمان ( رالف دوجموویتس ) ، فنلاند ( ویکا گوستافسون ) ، و از ماه گذشته ، استرالیا ( آندرو لاک ).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 7:17  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

   فهرست بروز شده رقابت کنندگان برای صعود به 14 قله 8000 متری

نویسنده : رودریگو گرانزوتو پرون

                           

                                                       آندرو لاک

27 اکتبر 2009 – ابتدا بیان این نکته ضروری است که سیستم نامگذاری " رقابت " برای مشخص کردن عمل صعود متوالی تمام 14 قله 8000 متری به طور کامل صحیح نمی باشد ، اما چون واژه جایگزینی برای آن  نیست  و چون " رقابت " و " رقابت کنندگان " مورد استفاده هستند ، از این واژه ها استفاده می کنیم.

تا دهه 80 فهرست کوه نوردانی که به تمام 14 قله 8000 متری صعود کرده اند تنها دو نام بود: رینهولد مسنر و جرزی کوکوشکا .

دهه 90 چهار ورودی دیگر داشت : ارهارد لورتان ، کارلوس کارسولیو ، کرزیستوف ویلیکی و خوانیتو اویار زابال.

در دهه حاضر 12 نام جدید به تمام 8000 متری ها صعود کردند: سرگیو مارتینی ، پارک یانگ – سئوک ، اوم هونگ – گیل ، آلبرتو اینوراتگی ، هان وانگ – یونگ ، اد ویستورس ، سیلویو موندینللی ، ایوان والخو ، دنیس اوروبکو ، رالف دوجموویتس ، ویکا گوستافسون و تازه ترین آن آندرو لاک.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 14:16  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                             افتتاح وب سایت شخصی نایوز مروی

23 اکتبر 2009 - خانم نایوز مروی کوه نورد ایتالیایی  که معمولا ساکت است وب سایت شخصی جدیدی را همراه با خواهرش لیلا افتتاح کرده است. در صدر اطلاعات عمومی و فایل های مولتی مدیا در مورد اکسپدیشن هایش ، مقالات منتخبی در مورد مسائل کوه نوردی دیده می شود.

                              

   نایوز مروی ایتالیایی با 11 کوه 8000 متری صعود کرده در یک اکسپدیشن.

در نوشته ای  در مورد زنان و 8000 متری ها ، نایوز می نویسد :" قواعد بازی ، و نیز اخلاقیات رفتاری و تعاریف مطلق سبک ( آلپی/هیمالیایی ، دارای راهنما ، تجاری و غیره ) توسط مردان ایجاد شده است. "

" انبوهی درهم و برهم از مقررات به این سختی اخیرا کمتر مورد توجه قرار می گیرد. در نهایت ، هر کوه نورد با نگرش و هدف خودش که از شرایط شخصی اش یعنی روانی ، احساسی و فرهنگی اش سرچشمه می گیرد با کوه ها برخورد می کند. در جایگاه یک زن ، به جای پرورش دادن مهارت ها و ارزش های خودم ، که نسبت به مهارت ها و ارزش های مردان نه برتر و نه پایین تر بلکه صرفا متفاوت هستند ، ممکن است تلاش کرده باشم با مدل مردانه سازگار شوم. "

در مقاله ای دیگر ، نایوز هشداری را در مورد ایمنی بواسطه تعداد نفرات زیاد منتشر کرد. او نوشت :" در کوه های هیمالیا ، درست مثل کوه های آلپ ، مناطق و کوه هایی هستند که در آنجا آدم خودش را کاملا تنها و جدا از دیگران خواهد دید ، در حالی که جاهایی دیگر خیلی شلوغ هستند. اما ، چندین روز دور بودن از انسانی دیگر چندان تفاوتی با صعود در مسیری با طناب های ثابت در اورست ندارد : بودن افراد در اطراف تان می تواند تنها احساس غلط امنیت را ایجاد کند ؛ در نهایت ، هنوز تنها هستید. ما باید از خودکفا و مستقل بودن خود هم از نظر جسمی و هم روانی آگاه باشیم ، و قبل از عمل ، آستانه ریسک خودمان را بدقت ارزیابی کنیم."

در مورد کمک به کوه نوردان دچار مشکل ، نایوز نوشت :" در واقع ، فکر نمی کنم کوه رفتار ما را تغییر دهد : رفتار ما در ارتفاع و سطح دریا یکی است. کسی که در خانه از کمک به همشهری هایش سرباز می زند ، در کوه ها به گونه ای دیگر رفتار نخواهد کرد."

" از طرف دیگر ، وضع کردن قوانینی با هدف " مجبور کردن " اکسپدیشن ها برای کمک به یکدیگر احمقانه است : اولا ، به این خاطر که قوانین احتمالا در آنجا اجرا نخواهند شد. دوما ، اگر وجود کمک را مسلم بدانیم ، ممکن است کوه نوردان بی تجربه را ترغیب کند با چالش هایی مواجه شوند که مطلقا برای مقابله با آنها آمادگی ندارند. "

ترجمه از منبع : http://www.mounteverest.net/news.php?id=18823

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آبان1388ساعت 7:45  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                                    اثبات صعود به قله واقعی چو اویو

14 اکتبر 2009 – پس از اینکه ادعاهای غلط صعود به قله شیشا پانگما ، جامعه کوه نوردی را دچار تلاطم کرد ، اکنون نوبت به روشن ساختن 8000 متری " مبهم " دیگری فرا رسیده است : چو اویو.

فلات گسترده قله اغلب کوه نوردان را اغوا می کند تا در کناره آن توقف کنند ؛ اما این جایی است که قسمت دشوار واقعی به صورت راهپیمایی طولانی و خسته کننده بر روی 8000 متری تا رسیدن به قله واقعی که بیش از هزار متر است شروع می شود.

وب سایت SummitClimb توضیح زیر را در مورد بلندترین نقطه  چو اویو ارائه می کند و می گوید که از کجا بفهمیم که در آن نقطه قرار گرفته ایم:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 7:38  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

  مصرف دگزامتازون می تواند در برخی کوه نوردان ظرفیت ورزش در ارتفاع بالا را بهبود بخشد

11 آگوست 2009 – بنابه گفته محققان سویسی مصرف دگزامتازون به صورت پیشگیرانه می تواند ظرفیت ورزش (exercise capacity) را در برخی کوه نوردان بهبود بخشد. دگزامتازون ، که کوه نوردان آن را بنام دگزا می شناسند ، سال هاست که برای درمان علائم مرتبط با ارتفاع در کوه نوردان مورد استفاده بوده است اما هرگز به خاطر توانایی شان جهت بهبود ظرفیت ورزش در ارتفاع بالا مورد آزمایش فرار نگرفته بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 21:50  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                       به یاد گو می – سان کوه نورد برجسته کره ای

12 جولای 2009 – گو می – سان کره ای هم جان خود را در راه کوه نوردی از دست داد. گو می سان 41 ساله معروف به اسب سیاه ، 11 قله 8000 متری را در زمانی بسیار کوتاه صعود کرد و سه کوه گاشربروم های 1 و 2 و آناپورنا را برای صعود داشت تا شمار 8000 متری های او به عدد 14 برسد.

در هر صورت علاوه بر جنبه مونث بودن ، خانم گو شماری رکورد های کلی جهانی در کوه نوردی هیمالیا را یدک می کشید.

رودریگو گران زوتو پرون ( برزیلی ) آماردان هیمالیا سایت اکس وب امروز در ایمیلی به این سایت گفت خانم گو اولین فردی است که 3 قله 8000 متری را در سه سال پیاپی ( 2007 ، 2008 ، 2009 ) صعود کرد ، سریع ترین صعود  (72 روز ) را به 4 قله 8000 متری عمده متفاوت (سال 2009 ) را داشت ، و اولین صعود سه گانه را تا این تاریخ در هیمالیا ( سال 2009 ) انجام داد.

به علاوه این کوه نورد به طور خیره کننده ای هفت 8000 متری را در سال های 2008/2009 صعود کرد: لوتسه ، کی دو ، ماناسلو ، ماکالو ، کانگچن جونگا ، دائولاگیری و نانگا پاربات.

                                               کیم شریک خود را از دست داد

                               

این حادثه مرگبار ضربه سختی به شریک کوه نوردی همیشگی گو ، یعنی کیم جائه – سو است. به استثنای اولین 8000 متری اش ( چو او یو ) ، گو می – سان همیشه همراه با کیم صعود کرده بود . این دو پارسال از کی دو جان سالم بدر بردند ، اما تراژدی هایی که در کوه اتفاق می افتند ، گو را هم تحت تاثیر قرار داد. پس از این حادثه او به کرار حیدر خبرنگار اکس وب در اسلام آباد گفت که جومیک بهوت شرپای تیم او از فراز قله از طریق تلفن ماهواره ای با زن باردارش در خانه تماس گرفت. پس از مرگ این شرپا ، خانم او دختر بچه ای را بدنیا آورد. گو به کرار گفت :" این موضوع برای من بسیار ناراحت کننده بود."

در آن زمان ، گو به کرار گفت که امیدوار است تا سال 2011 به تمام 14 قله 8000 متری صعود کند ، اما زمانی کوتاه پس از آن به جاه طلبی خود سرعت بخشید. بدنبال صعود سه گانه کوه های ماکالو – کانگچن جونگا – دائولاگیری در بهار امسال ، تابستان امسال عازم دو گاشر بروم و نانگا پاربات شد به این امید که فهرست خود را در پائیز امسال با آناپورنا کامل کند.

                                                       قهرمان کوه نوردی

موفقیت خانم گو در هیمالیا نه شانس بود و نه چالشی آسان . با این حال ، همانگونه که در مورد اکثر کوه نوردان کره ای صادق است ، علیرغم موفقیت های برجسته اش ، گو موجی را در خارج از جامعه کوه نوردی تثبیت شده ( غربی ) بوجود آورد.

آنگ کارما شرپا مدیر شرکت راهپیماییWindhorse  در پایان فصل بهار امسال از نپال به سایت اکس وب گفت :" دائولاگیری دهمین 8000 متری گو و یازدهمین 8000متری کیم بود." خانم گو از طریق پیام کوتاه به آنگ کارما گفته بود که این دشوار ترین صعود من هم بود."  صعود رفت و برگشت از کمپ 3 تا قله  به علت آب و هوای نامساعد و بارش یخ که مدام به صورت های مان می خورد ، 25 ساعت طول کشید. " این را می سان در هنگام برگشت گزارش کرده بود.

آنگ کارما گفت ، قهرمان سابق سنگ نوردی زنان آسیا ، یخ نوردی زنان آسیا و اسکی کوهستان زنان کره تنها با سرسختی وارد لیگ برتر جهانی کوه نوردان هیمالیا شد.

او که کوچکترین فرد در میان 7 خواهر و برادر بود ، پس از اتمام مدرسه ابتدایی و راهنمایی در زادگاه خود ، به این – چئون ( ثبت نام در دبیرستان دخترانه این – سونگ ) رفت که فرصت بهتری را برای تمرین کوه  نوری فراهم می کرد.

زندگی خانم گو منبع غرور و خشنودی بزرگ برای خانواده اش بود. پدر 84 ساله اش ( که در حال حاضر در خانه خواهر بزرگتر خانم گو در سونگ – پا سئول زندگی می کند ) تنها در سکوت گریه می کند. مادرش 71 سال سن دارد.

سفارت کره در پاکستان امروز مرگ گو می سان را تایید کرد. جسد وی فردا از طریق بالگرد آورده می شود و بزودی پس از آمدن خانواده اش به اسلام آباد به کشور کره منتقل می شود. عمویش آخرین حرف های گو را به هنگام حمله به قله به یاد می آورد :" لطفاً برای صعود موفق به قله نانگا پاربات برایم دعا کن. " عمویش اضافه کرد:" پدرش او را بسیار دوست داشت و همیشه به او علاقمند بود. "

کیو خبرنگار اکس وب در کره گفت :" همه اعضای خانواده اش در غمی عمیق به سر می برند. "

منبع : http://www.mounteverest.net/news.php?id=18501

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 تیر1388ساعت 21:47  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                                  پروژه "  افغان ها به سوی قله "

                          

 نوشاق (Noshaq یا Nowshak ) با ارتفاع 7492 متر مرتفع ترین کوه افغانستان و دومین کوه مستقل هندوکش پس از Tirich Mir  به ارتفاع 7690 متراست. نوشاق در گوشه شمال شرق کشور در امتداد خط دوراند که نشانه مرز با پاکستان است واقع شده است. نوشاق غربی ترین قله 7000 متر در جهان است . سمت های شمال و غرب کوه در افغانستان و سمت های جنوب شرق آن در پاکستان قرار دارد.

اولین صعود این کوه در سال 1960 توسط توشیاکی ساکای   Toshiaki Sakai و گورو ایواتسوبو Goro Iwatsubo ، اعضای یک اکسپدیشن ژاپنی انجام شد. این صعود خط الراس جنوب شرق را از یخچال قاضی ده دنبال کرد. امروزه ، مسیر عادی از خط الراس غرب صورت می گیرد. اولین صعود زمستانی در زمستان 1973 توسط تادئوسز  پیوتروسکی Tadeusz Piotrowski و آندرزج زاوادا Andrzej Zawada ، اعضای یک اکسپدیشن لهستانی ، از طریق رخ شمالی  انجام شد. این اولین صعود زمستانی به ارتفاع بالای 7000 متر بود.

ضرب المثلی افغانی می گوید که " به بالای هر چیزی  حتی مرتفع ترین کوه راهی وجود دارد. "

قرار است اکسپدیشنی متشکل از افغان ها تابستان 2009 به قله نوشاق صعود کند و این افغان ها در حال حاضر در حال آموزش در کوه های آلپ هستند. در زیر مطلبی را در این زمینه می خوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 18:24  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                    فوت آچیل کومپاگنونی در سن 94 سالگی

              

                                 لینو و آچیل

13 می 2009 – بنا به گزارش رسانه ها آچیل کومپاگنونی Achille Compagnoni اولین صعود کننده به کی دو از ایتالیا امروز در سن 94 سالگی در بیمارستانی در شمال ایتالیا درگذشت. پس از چندین تلاش ناکام  ، بالاخره در سال 1954  کی دو توسط ایتالیایی ها به نام های لینو لاسدلی و آچیل کومپاگنونی  فتح شد. از آن زمان تاکنون مباحثاتی در مورد رویدادهای  رخ داده در آن در جریان بوده است.

در اوایل ژوئن 1954 تیمی حدود 12 نفره از کمپ 4000 متر حرکت کردند. در اواخر جولای چهار نفر به کمپ VIII  حدود 200 متر زیر قله رسیده بودند. صعود نهایی توسط لینو و آچیل بدون استفاده از اکسیژن انجام شد  ... و داستان رسمی به همین صورت ادامه می یابد.

دو نفرباقیمانده در کمپ 8 والتر بوناتی ، که در آن زمان 24 سال سن داشت ، و مهدی باربر ، مسئول حمل اکسیژن بود.بنا به گفته بوناتی ، که اولین صعود به گاشربروم   ۴   را در سال 1958 انجام داد ، او و مهدی نتوانستند به علت بدی هوا و تاریکی دو کوه نورد پیشرو را تدارک مجدد کنند. به این خاطر ، بنابه دستور لینو ، اکسیژن را در همان جا که بودند باقی گذاشتند و آماده فرود شدند.

تنها هوای نامساعد کوه نورد جوان و باربر محلی اش را مجبور به اردو زدن در برف کرد ، چون کوه نوردان پیشرو به آنها کمک نکردند یا اینکه اجازه ورود به چادرشان را ندادند.

                                                   رسوایی

اسامی صعود کنندگان به قله تا برگشت اکسپدیشن منتشر نشد. وقتی اسامی را اعلام کردند ، از لینو و آچیل به عنوان قهرمانان ملی تجلیل شد. این تجلیل یک دهه بعد وقتی که یک روزنامه ایتالیایی بوناتی را به دزدیدن اکسیژن و تلاش برای صعود انفرادی جلوتر از لینو و آچیل متهم کرد  خاتمه یافت. بوناتی بابت این افترا به دادگاه شکایت کرد و برنده شد ، اما از جامعه کوه نوردی طرد شد. این کوه نورد به روش خود انتقام گرفت : صعود های انفرادی ، اولین صعود ها ، مسیرهای فنی جدید در سرتاسر جهان ، ظرافت برنامه ها و روش ها . بوناتی بدون هیچ ابهامی نشان داد که  ، اگر چه نه در تمام تاریخ کوه نوردی ، اما  یکی از بهترین کوه نوردان عصر خود تا ترک کوه نوردی در سال 1965 بود.

بوناتی کتاب " کوه های زندگی من " را که اتوبیوگرافی همراه با داستان هایی در مورد اکسپدیشن 1954 است ، به چاپ رسانده است. بوناتی در کتابش بی گناهی خود را ، از جمله با عکسی از لینو و آچیل با ماسک های اکسیژن بر روی قله اثبات می کند  .

50 سال پس از اکسپدیشن 1954 کی دو ، لینو لاسدلی پیرمرد – که تمام این زمان سکوت کرده بود –  قبل از رفتن به گور حقایق را آشکار کرد. او در کتابش که در سال 2006 منتشر شد به آنچه که واقعا در کی دو روی داد اقرار کرد ، و از این رو جریان تاریخ را عوض کرد. همچنین لینو از بوناتی پوزش خواست ، اما فایده ای برای کوه نورد نداشت . او گفت :" دیگر خیلی دیر شده است."

در مورد کومپاگنونی ، امروز او آخرین شرح رویدادها را با خود به گور برد.

منبع : http://www.mounteverest.net/

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 14:34  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                                            زنان در بام جهان

دنیای ورزش همیشه تحت سلطه مردان بوده است ، چون مستلزم قدرت و شهامت فوق العاده است. اما در دنیای کوه نوردی ، جنس مخالف هم جایگاه خود را اثبات کرده است تا زنان در اوج نامیده شوند. بسیاری تلاش کرده  و از بین رفته اند ، اما این زنان تخصص ، مهارت و قدرت خود را نشان داده اند تا به طور موفقیت آمیزی به مرتفع ترین کوه های جهان صعود کنند.

·         می گویند واندا روتکیویچ بهترین کوه نورد زن تا این زمان است ، چون سومین زن صعود کننده به اورست و اولین زن صعود کننده به کی دو می باشد. روتکیویچ  در سال 1943 در Luthuania متولد شد و در رشته مهندسی برق فارغ التحصیل شد اما بیشتر مجذوب گنجینه های کوه جهان بود. او در 1992 در حین تلاش برای صعود به سومین کوه مرتفع جهان ، کانگچن جونگا کشته شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 23:20  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                   نصب مرتفع ترین ایستگاه هواشناسی اتوماتیک زمینی در اورست

8 آوریل 2009 - در 15 ماه می 2008 کمیته Ev-K2-CNR مرتفع ترین ایستگاه هواشناسی اتوماتیک زمینی (AWS ) را در گردنه جنوبی اورست در ارتفاع 8000متری a.s.l نصب کرد. این ایستگاه ، که بوسیله تولید کننده ایتالیایی LSI-Lastem ساخته شده ، جمع آوری اطلاعات را در ساعت 20/15 به وقت نپال آغاز کرد.  این کار بواسطه تلاش های فوق العاده تیمی ماهر از کوه نوردان ایتالیایی و نپالی انجام شده است : سیلویو موندینللی ، میشه له انزیو ، مارکو کونفورتولا ، داوا شرینگ شرپا ، پما چوسانگ شرپا ، تسیری شرپا از خومجونگ ، فورا شرپا از نامچه و فورا شرپا از والونگ . تحت نظارت فنی گیان پیترو ورزا ، مدیر فنی  Ev-K2-CNR ، این تیم بمدت 3 ساعت در ارتفاع 8000 متری بدون استفاده از اکسیژن مکمل در شرایط آب و هوایی دشوار جهت شروع کسب اطلاعات کار کردند. ( این اطلاعیه از سوی Montagna.org منتشر شده است. )

منبع : http://www.mounteverest.net/

+ نوشته شده در  جمعه 21 فروردین1388ساعت 14:7  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

در پست پیش "   واقعاً چه چیزی در هوای رقیق اتفاق افتاد" نامه آناتولی بوکریف را خواندید ، امروز جواب جان کراکاور را به نامه بوکریف می خوانید.

 

                                 پاسخ کراکاور به آناتولی بوکریف

نامه آناتولی به The Mountain Zone نیازمند پاسخ است. همانگونه که در " در هوای رقیق " نوشتم ، آناتولی در ساعات قبل از سحر 11 ماه می قهرمانانه عمل کرد ، و به نجات جان سندی پیتمن و شارلوت فاکس کمک کرد ؛ من او را به خاطر بیرون رفتن به تنهایی در آن طوفان ؛ زمانیکه بقیه ما ناامیدانه در چادرهایمان  دراز کشیده بودیم ، و آوردن کوه نوردان گمشده عمیقا تحسین می کنم. اما...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 فروردین1388ساعت 13:12  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                           

                     واقعاً چه چیزی در هوای رقیق اتفاق افتاد

بدنبال فاجعه 10 می 1996 در کوه اورست ، که در آن راهنما ها اسکات فیشر و راب هال جان دادند ، احساسات غلیان کرده است. در مجموع ، هشت نفر کشته شدند ، که آن را به یکی از مرگبارترین روزها در تاریخ کوه نوردی تبدیل کرد.

جان کراکاور روزنامه نگار به طور موفقیت آمیزی به کوه صعود کرد و پس از آن مطالبی را در مورد آن روز خطیر نوشت :" در هوای رقیق " ، که در مجله آوت ساید سپتامبر 1996 چاپ شد ، که بعدا آن را با همان عنوان به صورت کتاب در آورد. داستان او منجر به گاه بحث های داغی در مورد رویداد های روز صعود ، حتی در میان دیگر کوه نوردانی که در آن زمان در کوه بودند شد.

قابل پیش بینی است که درک ها و خاطرات آنهایی که در آن روز در حال صعود بودند به طور قابل توجهی متفاوت است. برای درک بیشتر این وضعیت پیچیده و عوامل دخیل در این صعود مرگبار ، سایت The Mountain Zone در اینجا فورومی را برای تبادل افکار و دیدگاه ها در مورد این فاجعه ، بویژه برای افرادی که در زمان وقوع طوفان مرگبار در بالای کوه اورست بودند ارائه می کند.

آناتولی بوکریف و لوپسانگ جانگبو شرپا راهنماهای اسکات فیشر با ارسال روایت خودشان از رویدادهای اتفاق افتاده در کوه اورست ، به داستان مجله آوت ساید ، یعنی در هوای رقیق نوشته جان کراکاور پاسخ دادند. کراکاور بعدا به وسیله ایمیل به نکات مطرح شده جواب داد.

در اینجا جوابیه ارسالی آناتولی بوکریف را می خوانید : ( می دانیم که بوکریف اکنون در قید حیات نیستند. )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1 فروردین1388ساعت 23:23  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

         سیمون مورو در مورد (کوه ) براکای چهوک و مسائل دیگر صحبت می کند

12 مارس 2009 - نویسنده ای چند سال قبل به سایت ExWeb گفت :" صحبت این است که برخی رسانه های کوه نوردی قصد دارند در مقابل سیمون مورو جبهه گیری کنند.

ما این ادعا را پیگیری نکردیم ، اما یقینا از تیترها و مقالات به نظر می رسد با وجود اینکه سیمون شفاف عمل کرده و قوانین تثبیت شده زمستانی هیمالیا را دنبال کرده بود ، اکثر حمایت ها در طی مباحثه شیشاپانگما از ژان کریستف لافائل بود ( که صعود او مبهم بود).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 14:5  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

            اورست ۲۰۰۹ : آنگ شرینگ شرپا از نپال می نویسد

در اینجا مطلبی از آنگ شرینگ شرپا مدیر شرکت  Asian Trekking از نظرتان می گذرد.

                       

                                     وب سایت  Asian Trekking 

                               نپال در این فصل صعود بسیار شلوغ است

" Tashi Delek and Happy Lhosar. امیدواریم سال نو جدید برای همه شما همراه با شادی باشد! "

" بار دیگر تقریبا زمان فصل صعود دیگری فرا رسیده است . در حالیکه تنها کمتر از یک ماه به عزیمت اکسپدیشن ها به کوه ها باقی مانده است ، ما در ( شرکت ) Asian Trekking سخت مشغول آماده شدن برای این فصل بهار هستیم . چون تمام اکسپدیشن های ما در هیمالیای نپال مستقر خواهد شد. "

" به واسطه حس عدم اطمینان در سمت شمال هیمالیا ، اکثر مشتریان ما ، و دیگر اکسپدیشن ها ، تصمیم گرفته اند از سمت نپال صعود کنند. به نظر می رسد که در این فصل اکسپدیشن ، نپال روزهای بسیار شلوغی را پیش رو خواهد داشت. "

                                         آپا شرپا در راه عدد 19                  

همانطور که ممکن است متوجه شده باشید وب سایت Asian Trekking بروز شده است و الان ظاهر جدیدی  دارد. من شخصا تمام اخبار و اطلاعات را بروز می کنم. چون این روندی پیوسته است ، مشتاقانه به نظرات تان ارج می نهم تا وب سایت مان موثر و آگاهی بخش باشد. "

" در این فصل بهار Asian Trekking دسترسی اینترنتی به رویدادهای اتفاق افتاده در کوه اورست را فراهم خواهد کرد. پسرم ، داوا استیون شرپا ، Eco Everest Expedition 2009 را سرپرستی خواهد کرد. داوا استیون و من قصد داریم از طریق بخش اخبار وب سایت Asian Trekking ، شما را از رویدادهایی گه در طی این دوره اکسپدیشن رخ می دهد با خبر سازیم. "

" آپا شرپا ، با 18 صعود به اورست ( رکورد جهانی ) به عنوان سرپرست کوه نوردی Eco Everest Expedition 2009 برای تلاش جهت نوزدهمین صعود به کوه اورست باز می گردد. "

                                    جوایز نقدی برای پاکسازی

با اینکه مدیریت کلی Eco Everest Expedition 2009 را پسرم داوا استیون بر عهده خواهد داشت ، پرتمبا شرپا که اورست را از سه مسیر مختلف صعود کرد ، مدیر کمپ اصلی برای تمام اکسپدیشن های اورست و لوتسه Asian Trekking در بهار خواهد بود. "

" Eco Everest Expedition 2009 بار دیگر به تمام کوه نوردانی که هر نوع زباله بر جای مانده از اکسپدیشن های قبلی را به پایین بیاورند جوایز نقدی خواهد داد. به هر کیلو زباله 100 Rs خواهیم داد. به عنوان بخشی از Eco Everest Model ، Eco Everest Expedition 2009 از مستراح های صحرایی Clean Mountain و کیسه های Restop استفاده خواهد کرد تا اطمینان حاصل کند هیچ فضولات انسانی توسط تیم در کوه برجای نماند.

                     کیسه های Restop و Imja Tsho Action Event

" به همین نحو ، تمام اکسپدیشن های Asian Trekking به مقصد دیگر کوه ها هم جهت پاکیزه نگاهداشتن کوه ها از کیسه های Restop استفاده خواهد کرد. داوا استیون از دیگر تیم های اکسپدیشن مستقر در کمپ اصلی اورست بازدید خواهد کرد تا آنها را هم ترغیب کند از این کیسه ها استفاده کنند. او کیسه های اضافی را هم همراه خواهد برد تا از کسانی که علاقمند به استفاده از آنها هستند بدهد. "

" همچنین مفتخریم که اعلام می کنیم Asian Trekking تا حدی Imja Tsho Action Event 2009 را در ژوئن امسال پشتیبانی مالی می کند. این رویداد ابتکاری است از Sherwi Yondhen Tshokpa ( گروه Sherpa Students Group ) که بوسیله iDEAS حمایت می شود. iDEAS سازمانی غیر انتفاعی است که جهت ترغیب جوانان و اعضا جوامع کوه به فعالیت بیشتر در زمینه مراقبت از محیط زیست مان توسط داوا استیون تاسیس شده است. "

" Asian Trekking امیدوار است که پشتیبانی ما این رویداد را موفق و راه را برای ابتکارهای بیشتر توسط جوامع کوه هموار خواهد ساخت. در صورت تمایل به شرکت در این رویداد به وب سایت ما مراجعه کنید. (http://www.asian-trekking.com/  )

               شرپاها در زمینه امداد کوهستان و فیلمبرداری آموزش دیدند

" اخیرا یک دوره Climbing Refresher را برای 28 نفر از شرپاهای مان در اینجا در دیواره سنگ نوردی ASTREK خودمان در کاتماندو برگزار کردیم. این دوره 10 روزه به آنها کمک کرده است تا مهارت های شان را افزایش دهند و قبل از عزیمت به کوه های مرتفع به صورت یک تیم کار کنند. برخی از مهارت های ارائه شده ، امداد و نجات ، سنگ نوردی فنی ، کار با طناب و ایجاد گره ، کارگاه و دیگر موضوعات مهم مرتبط با ایمنی بودند. "

به عنوان بخشی از طرح iDEAS ، سه نفر از شرپاهای مان دوره آموزشی فیلمبرداری را گذراندند. امیدواریم که بزودی افراد بیشتری از کارکنان میدانی ما در فیلمبرداری جهت مشتریان در طی راهپیمایی ها و اکسپدیشن ها مهارت پیدا کنند. "

" امیدواریم این خدمت را به برنامه های مان اضافه کنیم تا مشتریان ارزشمند مان خاطرات شان را بر روی DVD به خانه های شان ببرند. البته ، نیت ما فراتر از این است : داشتن مهارت های فیلمبرداری نه تنها به افزایش درآمد معمول شرپا کمک می کند بلکه کمک بسیار زیادی هم به حفظ فرهنگ و میراث مان خواهد کرد. "

" این کار به تمرکز انرژی ، بخصوص جوانان ، در چیزی خلاق کمک خواهد کرد ، و روزنه هایی را به روی آنها خواهد گشود تا به بررسی امکاناتی بپردازند که ممکن است در گذشته به آنها فکر یا حتی تصورش را هم نکرده باشند. "

" در انتظار دیدار شما در نپال هستیم . اگر من ، خانواده ام ، و تیم ام می توانیم به هر شکلی به شما کمک کنیم ، لطفاً درنگ نکنید و به ما اطلاع دهید. "

 

                                                                        با بهترین آرزوها

                                                                       آنگ شرینگ شرپا

                                                                         مدیر و بنیانگذار

 

توضیحات :

Asian Trekking در میان قدیمی ترین آژانس های راهپیمایی در هیمالیا قرار دارد. آنگ شرینگ شرپا سازمان دهنده عمده اکسپدیشن در نپال است که تجربه آن به تاریخ اولیه کوه نوردی اورست و هیمالیا بر می گردد.

منبع : http://www.mounteverest.net/

+ نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 19:48  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

     نوبت خانم هاست ! وضعیت 14 ، 8000 متری خانم ها نایوز ، گرلیند ، و ادورن

5 مارس 2009 – خانم ها ادورن پاسابان ، گرلیند کالتن برونر و نایوز مروی همگی در 11 ، 8000 متری با هم برابر هستند و به عدد 14 نزدیک می شوند ، فهرستی که 14 مرد به آن دست یافته اند اما تا بحال هیچ خانمی به آن دست نیافته است.

با نزدیک شدن فصل صعود آتی ، نویسنده دائمی سایت ExWeb ، نویسنده و وقایع نگار برزیلی رودریگو گرانزوتو پرون مطالب بروز زیر را جمع آوری کرده است .

                                

                 دور بعدی مسابقه زنان در رسیدن به تمام 14 ، 8000متری

ادورن پاسابان اسپانیایی ( اهل باسک ) Edurne Pasaban  ، گرلیند کالتن برونر اتریشی Gerlinde Kaltenbrunner و نایوز مروی ایتالیایی Nives Meroi سه زنی هستند که برای اولین زن صعود کننده به تمام 8000 متری ها شدن مبارزه می کنند ، هر کدام به 11 کوه 8000 متری صعود کرده اند. ادورن هنوز کانگچن جونگا ، آناپورنا ، و شیشا پانگما ؛ گرلیند اورست ، لوتسه و کی 2 ؛ نایوز کانگچن جونگا  ، ماکالو و آناپورنا  را پیش رو دارند.

بهار امسال زنان اسپانیایی و ایتالیایی به کانگچن جونگا دورافتاده و دشوار ( 8586 متر ) عزیمت خواهند کرد که قبلا تنها دو زن ( جینت هاریسون  Ginette Harisson  و گرلیند ) آن را فتح کرده اند. پس این کوه مرحله بعدی مسابقه زنان خواهد بود.

با وجود اینکه همه این زنان بطور علنی بیان کرده اند که نه بحث و جدلی با هم دارند و نه با یکدیگر مسابقه می دهند ، ادورن اخیرا به Desnivel  گفت :" اما همه ما دوست داریم اولین باشیم . "

در حالیکه ادورن و نایوز در قله کانگچن جونگا متمرکز خواهند شد ، گرلیند اتریشی هم با اورست و هم با لوتسه مبارزه خواهد کرد. او پس از آن احتمالا در کی 2 تلاشی دیگر خواهد کرد که کاری جاه طلبانه در زمانی کوتاه است. شکست در کی 2 به این معنی است که شانس بعدی او برای تکمیل این رقابت تنها در تابستان 2010 خواهد بود. از طرف دیگر ادورن برنامه هایش را به این صورت اعلام کرد : کانگچن جونگا در بهار 2009 ؛ شیشا پانگما در پائیز 2009 ؛ و آناپورنا در بهار 2010. این برنامه ممکن است با برنامه نایوز یکی باشد ، که در آن آناپورنا خطرناک برای آخر کار در بهار 2010 موکول شده است.

یادداشت نویسنده : در حالیکه " اولین تمام کننده " بیشترین شهرت را بدست خواهد آورد ، برخی از این زنان – از نظر معیار شخصی – قبل از فهرست 14 قله 8000 متری ،  شیوه کوه نوردی و مسیرهای غیر معمول را در اولویت قرار داده اند.

در پایان ، این جایگاه احتمالا از آن کسی می شود که آن را بیشتر می خواهد ( و نه ضرورتا کسی که بیشترین استحقاق آن را دارد.) در هر صورت ، این سه زن نماینده کوه نوردان ارتفاع بلند زن شاخص و زنده زمان حال هستند.

منبع : http://www.mounteverest.net/

+ نوشته شده در  شنبه 17 اسفند1387ساعت 21:57  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                         ارتفاع  ،چالشی عمده برای کوه نوردان

مرز ایمنی در کوهی مانند اورست به نازکی لبه تیغ است. برخی خطرات ، نظیر ریزش بهمن ها ، طوفان های غیر منتظره و شکاف های یخی پنهان خارج از کنترل کوه نورد می باشد.

اما بسیاری از مرگ ها و تجربیات نزدیک مرگ نتیجه اشتباهات انسان است که به وسیله اثرات ارتفاع زیاد ایجاد می شود یا در اثر آن تشدید می شود. کوه نوردان وقتی بالای 2400 متر صعود می کنند در برابر کوه گرفتگی آسیب پذیر هستند. منطقه بالای 7600 متر را منطقه مرگ می نامند.

کوه نوردانی که خطر می کنند و به این منطقه می روند  نمی توانند از اثرات بالقوه مرگبار محرومیت از اکسیژن فرار کنند ؛ آنها تنها می توانند تلاش کنند که اثراتی را که تنفس هوای رقیق در ارتفاعات بالا بر بدن شان می گذارد به حداقل برسانند و کنترل کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 13:19  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                         وقایع پایان فصل 09/2008 آکونکاگوا

بدنبال گردآوری وقایع پایان فصل اورست/هیمالیا و K2/قراقروم ،  رودریگو گرانزوتو پرون  همکار سایت ExWeb ، نویسنده  و وقایع نگار برزیلی  ، هم اکنون گزارش پایان فصلی از آکونکاگوا – یک مقصد پر طرفدار قبل از صعود به اورست جمع آوری کرده است.

                     

                             وقایع پایان فصل 09/2008 آکونکاگوا

نویسنده : Rodrigo Granzotto Peron  رودریگو گرانزوتو پرون

در فصل تابستان در نیمکره جنوبی ، آکونکاگوا ( 6965متر) – دومین قله بلند از هفت قله Seven Summits – خیل عظیمی از کوه نوردان را به خود جلب می کند. این فصل یکی از شلوغ ترین  و  نیز یکی از فاجعه بارترین در چند سال گذشته  بود.

تا این زمان شش کوه نورد در آکونکاگوا جان داده اند که دو برابر میزان مرگ و میر معمول سالانه است.

                    میزان تلفات در آکونکاگوا  در فصل 2009-2008

-         استفان جارومین آلمانی 42 ساله تلاش می کرد صعودی انفرادی به آکونکاگوا انجام دهد اما در دومین تلاش خود مرتکب  اشتباه شد. جارومین در 3 ژانویه مرده یافت شد.

-         در 6 ژانویه تیم نجات آکونکاگوا خبر دار شد که چهار ایتالیایی و یک راهنمای  آرژانتینی در مسیر “Glaciar de los Polacos” گم شده اند. بنابه گزارش های داده شده توسط کوه نوردان ، آنها از طریق مسیر کلاسیک صعود کردند اما مسیرشان را بر اثر یک طوفان ناگهانی گم کردند و اشتباها از مسیر فنی لهستانی ها فرود آمدند.

در حالی که منتظر فروکش کردن طوفان در 6700متری در “Cuello de la Botella” (Bottleneck) بودند ، یکی از مشتریان ( النا سنین 38 ساله ) و راهنما ( فدریکو کامپانی نی 31 ساله ) بر اثر سقوط کشته شدند. بقیه  - مارکو آفاسیو ، مارینا آکانازیو و ماتئو رفریجراتو – توسط بالگرد نجات یافتند.

-         در 9 ژانویه حادثه دیگری رخ داد. میشل فریمان کوه نورد بریتانیایی 42 ساله ، تنها چند متر با قله فاصله داشت که از حال رفت و بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت.

-         پیر – امریک بنتین 35 ساله مهندس تیم Red Bull´s Formula One مسئول ماشین مارک وبر ، در مسیر “Glaciar de los Polacos” در اوایل ژانویه در تلاشی انفرادی به قله ناپدید شد. تیم های نجات نتوانستند این کوه نورد را بیابند.

-         در 16 ژانویه آرتور مایکل للیسل 51 ساله بر اثر سقوط و شدت جراحات وارده در مسیر عادی فوت کرد.

تمام این حوادث ناگوار چندین گروه و انجمن را در آرژانتین در تلاش برای تامین وسایل بهتر نظیر چادر ، طناب و کیسه خواب گرد هم آورد تا کمک سریع تر به کوه نوردان تسهیل شود. چندین نفر هم داوطلب شدند تا اطلاعات شان را ارائه دهند و به بهبود خدمات یاری رسانند.

                                   موفقیت ها در آکونکاگوا

اما همه خبرها بد نبودند.

-         چهار نفر از پرسنل معلول نظامی - Cel Gabriel Cardona, Cb Juan Loaiza, Sd Edgar Cardona and Sd Bernard Prieto – که همگی یک پایشان را بر اثر انفجار های مین در وطن شان کلمبیا از دست داده بودند ، سه سال تمام صرف کردند تا از جراحات شان بهبودی یابند. مزد تمرینات سخت شان را در ژانویه با صعود به قله آکونکاگوا دریافت کردند.

-         آنتونیو په ره تی ( تام پری ) کوه نورد ایتالیایی ، به احترام Loreto´s Virgin مقدس  پوتین هایش را در آورد و پا برهنه به مدت 20 دقیقه در دمای 5- درجه در قله آکونکاگوا ایستاد.

-         در 16 دسامبر 2008 ، ماتیو مونیز بچه کوه نورد آمریکایی در 10 سالگی به قله آکونکاگوا صعود کرد ، وی کم سن ترین  فردی است که تا بحال به مرتفع ترین نقطه قاره های آمریکا پای گذاشته است. ماتیو امیدوار است تا کم سن ترین فردی شود که به تمام 7 قله صعود می کند( آکونکاگوا سومین پیروزی او بعد از صعود به البروس و کلیمانجارو می باشد. )

 

مدرک قابل توجهی وجود دارد که اینکاها تا ارتفاع بالای این کوه صعود کرده اند. در 1947 ، اسکلت شتر بی کوهان آمریکای جنوبی (guanaco ) ، خویشاوند وحشی لاما ، در امتداد خط الراس بین قله شمالی و جنوبی یافت شد. باستان شناسان شک دارند که این حیوان خود به تنهایی تا این ارتفاع آمده باشد !

برجسته ترین یافته در 1985 روی داد ، که در آنجا یک ماموت ، که به وسیله هوای سرد خشک نگهداری شده بود ، در ارتفاع 5299 متر در طول خط الراس جنوب غربی Cerro Pyramidal ، یکی از قله های فرعی آکونکاگوا ، پیدا شد.

در 1883 پاول گوسفلد آلمانی اولین اروپایی بود که تلاش کرد در " شرایط کاملا اسکاتلندی " با وسایل نامناسب و اطلاعات بسیار اندک به کوه بزرگ صعود کند ، وی نتوانست به قله برسد اما موفق شد به ارتفاع 6500متر برسد.

این اکسپدیشن قابل توجه بود چون مسیر را برای اکسپدیشن های بعدی گشود. در 14 ژانویه 1897 ، ماتیاس زوربریگن اولین فردی بود که به طور انفرادی به قله رسید. ( متن از وب سایت Peak Freaks outfitters).

 منبع : http://www.mounteverest.net/

مترجم : فریدون شیرمحمدلی

29 ژانویه 2009

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 21:36  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                  آمار  تلاش های صعود به ماکالو در زمستان

در این جا Marcelo Espejo آرژانتینی تلاش های انجام شده در زمستان برای صعود به ماکالو را جمع آوری کرده است : یک تلاش توسط تیم بریتانیایی در 1981 انجام شد : شش کوه نورد به سرپرستی Ron Rutland به ارتفاع 7350 رسیدند.

در مورد تلاش انجام شده در مورد کوه نوردان لهستانی Krzysztof Wielicki ، Anna Czerwiñska ، Ryszard Pawlowski ، و Ingrid Bayens بلژیکی ، این اکسپدیشن نه در 1998 بلکه در 91-1990 انجام شد. در پنجم ژانویه 1991 ویلیکی بطور انفرادی تا 7300 متر در صخره حایل غربی صعود کرد ، اما در نهایت به علت هوای وحشتناک آن را رها کرد.

رودریگو گرانزوتو وقایع نگار برزیلی این تصحیح را تایید کرد و افزود : " ویلیکی تلاش کرد تا ستون غربی ماکالو را در دو فصل زمستان صعود کند: 1991-1990 و 2001-2000 . "

مارسلو اکسپدیشن های زمستانی باز هم بیشتری را اضافه کرد اما رودریگو گرانزوتو نوشت که این اکسپدیشن ها در زمستانی تقویمی نبود. رودریگو نوشت :" یقینا به همین دلیل است که سیمون آنها را به حساب نیاورده است – سیمون در مورد " حدود " زمستان واقعی " به همان اندازه  سایت ExplorersWeb سختگیر است. "

در اینجا تلاش های نزدیک به زمستان برای صعود به ماکالو که توسط Marcelo Espejo فهرست شده است :

1982 : اولین تلاش انفرادی زمستانی به یک 8000 متری ، توسط ایوان گیراردینی فرانسوی ، که به ارتقاع 7000متری در مسیر اصلی فرانسوی رسید.

7/1996 : یک اکسپدیشن اسپانیایی به سرپرستی مانوئل گونزالز ( صعود زمستانی به چو اویو در 1993 ) به ارتفاع 7200متری رسید.

1985 : تلاش تیم 7 نفره ژاپنی به سرپرستی هیرویوکی بابا که  به ارتفاع  متر7250 در خط الراس شمال غرب رسید.

1986: نوبورو یامادا و یاسوهیرا سایتو ژاپنی به ارتفاع 7150 متر در خط الراس جنوب شرق رسیدند. هر دو قبلا در دسامبر 1985 به ماناسلو صعود کرده بودند و اولین صعود از جبهه جنوبی آناپورنا را در دسامبر 1987 انجام دادند ؛ در این تاریخ سایتو در کوه کشته شد.

منبع : http://www.mounteverest.net/

23 ژانویه 2009

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 11:59  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

           تاریخچه زمستانی نانگا پاربات

                          

                                            بادها ی قوی در نانگا پاربات

9 دسامبر 2008 –

اولین تلاش زمستانی در نانگا پاربات در سال 89/1988 توسط یک تیم لهستانی تحت سرپرستی Maciej Berbeka انجام شد. شرایط بد آنها را مجبور به تغییر مسیر از هدف اولیه جنوب شرق Buttress به مسیر مسنر در جبهه روپال نمود. تلاش برای صعود به قله در در ارتفاع 6800متری متوقف شد.

بربکا برای دور دیگر صعود در 91/1990 بازگشت. پس از شکست دوباره در مسیر مسنر ( 6800متر) ، تصمیم به امتحان مسیر طولانی Schell نمود. اما در آن فصل دیگر خیلی دیر شده بود و این تیم در 6600 متری تسلیم شد.

در سال 96/1995 یک اکسپدیشن لهستانی دیگر ، اکنون تحت سرپرستی Maciej Pawlowski تلاش جدی را تا 7850متر در جبهه دیامیر ( مسیر کینشوفر) انجام داد. دو کوه نورد که به بالاترین نقطه رسیدند - Zbigniew Trzmielو Krzysztof Pankiewicz – دچار یخ زدگی شدند و به وسیله چرخبال از از ارتفاع 3900 متر نجات داده شدند.

در سال 97/1997 ویکتور ساندرز بریتانیایی همراه با رافائل جنسن دانمارکی سوئدی و غلام حسن پاکستانی در مسیر کینشوفر تلاشی را آغاز کردند. این سه در اوایل دسامبر این کار را رها کردند.

در سال 98/1997 آندرزج زاوادا ، که در آن زمان 69 ساله بود ، رهبری تیمی از ستارگان لهستانی را بر عهده گرفت که شامل ریسزارد پاولوسکی ، جرزی ناتکانسکی و داریوسز زالوسکی بود. مسیر انتخاب شده کینشوفر در جبهه دیامیر بود. پس از یک پیشروی سریع اولیه مشکلات کم کم بیشتر شدند. کمپ 1 نابود شد ؛ کمپ اصلی دو روز بعد به مخروبه ای تبدیل شد و دو هفته بعد پای پاولوسکی شکست. این اکسپدیشن بالاخره لغو شد.

در سال 2005/2004 دوباره تلاشی در مسیر کینشوفر در جبهه دیامیر آغاز شد – این بار توسط برادران اتریشی گرفرید گوشل و رینر ولفگانگ گوشل همراه با حصل شاه و مهربان شاه پاکستانی . مشکلاتی چند ، برف زیاد و بادهای قوی باعث لغو زود هنگام این اکسپدیشن شد.

در سال 2007/2006 کرزیستوف ویلیکی  به همراه تیمی قوی و با تجربه (Jan Szulc ، آرتور هاجزر ، Krzysztof Tarasewicz و داریوسز زالوسکی و بقیه ) از راه رسید تا مسیر Schell در جبهه دیامیر را صعود کند. آنها در 6800متری تسلیم برف هایی به ارتفاع زانو و بادهای طوفانی شدند.

                             

کرزیستوف ویلیکی که به 14 کوه 8000متری صعود کرده ، شب بدی را در کمپ 2 در طی تلاش زمستانی سال 2007/2006 داشت.

در 2007 اسب سیاه ایتالیایی  سیمون لا تررا همراه با مهربان کریم پاکستانی مسیر کینشوفر را به مبارزه طلبید. این تلاش هم بر اثر از بین چادر آشپزخانه بر اثر باد های قوی  و آسیب دیدن همه وسایل و به تاراج رفتن تدارکات به وسیه باد در ارتفاع 6000 متری ناکام ماند.

                           

                       اکسپدیشن زمستانی لهستانی  به نانگا پاربات در2007/2006 .

در حالیکه 8 اکسپدیشن در فصل سرما در نانگا پاربات صورت گرفت ؛ تنها سه مورد در زمستان واقعی انجام شد – اولین ، سومین و پنجمین – که همگی لهستانی بودند. بقیه تلاش هایی  به طو جزئی در زمستان  یا تلاش هایی در " اواخر پائیز " بودند. تا این زمان مرتفع ترین نقطه دست یافته به وسیله اکسپدیشن سوم به سرپرستی Maciej Pawlowski می باشد.

منبع : http://www.mounteverest.net/

نویسنده : رودریگو گرانزوتو پرون

مترجم : فریدون شیرمحمدلی

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 دی1387ساعت 13:22  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

   مصاحبه سایت ExWeb با سیمون مورو – قسمت سوم و آخر

ExplorersWeb :می ترسیدی جامعه اشکالاتی را نسبت به خطوط و آمار بگیرند. این قضه چطور شد؟

سیمون : بجر چند اصلاح جزیی برخی خطوط که بطور دقیق علامت گذاری نکرده ام . صادقانه بگویم حتی یک بازخورد یا گزارش منفی در مورد اشتباهات ( احتمالی ) در یافت نکرده ام.

ExplorersWeb : کتاب آینده ات در مورد چی خواهد بود؟

سیمون: به نوشتن اکسپدیشن های زمستانی فکر می کنم. خودم 10 تا را انجام داده ام و شمار زیادی را هم با دیگران بوده ام. و موضوعات بی نظیر زیادی ( واقعا زیادی) در ذهنم هست. هنوز هم دنبال ویراستار خوبی برای انتشار نسخه انگلیسی زبان اکسپدیشن تراژدیک کریسمس 1997 به همراه آناتولی بوکریف در آناپورنا هستم. ترجمه انگلیسی انجام شده است پس انتشار آن باید کار ساده و سریعی باشد.

ExplorersWeb : چه احساسی در مورد فصل اورست و پاکستان گذشته با تمام  وضعیت های ناراحت کننده حول و حوش چین و K2 و مرگ کوه نوردان بزرگ دارید؟

سیمون : چیز خاصی در مورد اورست به یاد نمی آورم ( شاید من اشتباه می کنم) . چیز جدیدی نیست ؛ تنها فهرست ساده اکسپدیشن های تجاری و ردیفی از کوه نوردان در طول مسیر عادی که از اکسیژن استفاده می کنند.

من هم زمانی جزو آنها بودم ( با وجود اینکه هرگز راهنمایی یا مساعدت نشده ام) . هنوز هم ، زمانی که در مورد آن تجربیات فکر می کنم – با اینکه سه بار به اورست صعود کرده ام و در سال 2006 تراورس انفرادی را انجام داده ام – خاطرات آن به جای اینکه مرا سربلند کنند ناراحتم می کنند.

در مورد K2 باید بگویم که واقعاً جشنواره ای از اشتباهات ، دروغ ها و قهرمانان کاذب را دیدیم ، در کنار مردان فروتن و آرامی که عملکرد های استثنایی داشتند اما متاسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفتند.

ترجمه از منبع : http://www.mounteverest.net/

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 7:40  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

     مصاحبه سایت ExWeb با سیمون مورو – قسمت دوم

11 دسامبر 2008 – اوایل امسال ، کتاب جدید سیمون منتشر شد –کتابی دو زبانه پر از تصاویر خیره کننده  و کاملا بی نظیر به همراه عکس ها و توضیحات تمام مسیر ها  در غول های هیمالیا. امروز ، بخش پایانی مصاحبه  سایت ExplorersWeb را با این کوه نورد ایتالیایی می خوانیم.

                         

ExplorersWeb : وضعیتت تا این اواخر چطور بوده است ، آیا اصلا اقتصاد ضعیف فعلی تاثیری بر روی شما داشته است؟

سیمون : صادقانه بگویم زیاد نه ، چون قراداد های اسپانسر من تا 2-3 آینده منقضی نخواهد شد. من یک اسپانسر قدیمی  یعنی شرکت Salice shades و دو اسپانسر کوچک  یعنی شرکت Belt و شرکت مشهور و پر آوازه Manfrotto ، شرکتی بزرگ در تولید سه پایه های فیلمبرداری و عکسبرداری را از دست دادم. زیاد احساس بدی ندارم.  

در دوران مالی ضعیف ، برخی شرکت ها تنها ورزشکاران بسیار حرفه ای را انتخاب می کنند ، و به جای حمایت از رویاهای افرادی که می خواهند برای آنها کار کنند بر عملکردها تمرکز می کنند. این هم دلیل دیگری است که چرا نگران وضعیت نیستم.

 ExplorersWeb : کتاب جدید شما منتشر شده است ، و بیشتر راجع به کوه هاست تا خودتان – چه چیزی باعث شد آن را بنویسید؟

سیمون : به این دلیل آن را نوشتم چون سال ها خودم  دنبال چنین کتابی بودم. این جور کتاب وجود نداشت پس خودم آن را نوشتم.

این اولین و تنها کتابی است که در آن واقعا می توانید هر جبهه از تمام قلل 8000 متری را با تمام مسیرهای تا به حال صعود شده آن ببنید که بر روی آن علامت گذاری شده است. همچنین عکس هایی از جبهه های صعود نشده باقیمانده  آورده شده است و پروژه هایی که باید در 8000 متری ها به واقعیت بپیوندند به روشنی توضیح داده شده است.

پس این کتاب برای تمام کوه نوردان و نسل های آینده بسیار الهام بخش است.

ExplorersWeb : در مورد کدام بخش ها بیشترین احساس سربلندی  را دارید؟

سیمون : از این بابت احساس سربلندی می کنم که به اندازه کافی توانا و ( شجاع ) بوده ام که  کار و تحقیق بزرگ را که این طرح طلب می کرد بر عهده بگیرم. رینهولد مسنر ایمیلی برای من فرستاد و در آن از من بابت انجام این کار بزرگ تشکر کرد و  نوشت که  تمام جامعه کوه نوردان از این کتاب بهره مند خواهند شد. از این رو من هم در این مورد احساس سربلندی می کنم.

ExplorersWeb : الان چند ماهی است که کتاب منتشر شده است ،با چه واکنش هایی مواجه شده اید؟

سیمون: ویراستار آن بسیار کوچک است ، و در چاپ کتاب های با قطع بزرگ با عکس های با کیفیت بسیار بالا تخصص دارد. حوزه توزیع کتاب محدود است و عمدتا بر کشور خودم ( ایتالیا ) متمرکز است. اما چون کتاب به دو زبان ایتالیایی و انگلیسی نوشته شده است ، در هر جایی از دنیا می تواند فروخته و خوانده شود.

به هر کس که دوست دارد این کتاب را بخرد برای من یک ایمیل بفرستد تا نسخه امضا شده را مستقیما برایش بفرستم.

وب سایت سیمون http://www.simonemoro.com/

ترجمه از منبع : http://www.mounteverest.net/

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آذر1387ساعت 13:52  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

     مصاحبه سایت ExWeb با سیمون مورو – قسمت اول

                        

10 دسامبر 2008 – بدنبال دو سال تلاش زمستانی در برود پیک ، سیمون مورو به زمستان هیمالیا بازگشته است : این بار با هدفی دیگر و با یک دوست قدیمی.

در مورد این کوه نورد ایتالیایی  ، این صعود پرسشی در مورد اصول – و دوستی است.

تیمی دیگر می خواهد در برود پیک تلاش کند ، از این رو سیمون به سوی تنها 8000 متری نپالی که در زمستان صعود نشده است ، یعنی ماکالو می رود. سایت ExplorersWeb مصاحبه ای را با وی ترتیب داده است که در ادامه می آید.

ExplorersWeb : شما در زمستان دو سال گذشته تلاش کرده اید به برود پیک صعود کنید. چطور شد این بار قصد ماکالو را کرده اید؟

سیمون : چون در زمستانی که می آید برود پیک آزاد نیست . این دیوانگی است که در یک کوه با دوستان لهستانی ام " رقابت " کنم. من بهترین آرزوهایم را برایشان فرستاده ام ، و امیدوارم بتوانیم از کمپ اصلی از طریق  تلفن ماهواره ای با هم صحبت کنیم. آنها از من دعوت کرده اند که به آنها بپیوندم و بابت این دعوت صمیمانه از آنها ممنونم.

در هر صورت ، دوست دارم در قالب تیم های بسیار کوچک صعود کنم و در این مورد که قبل از 21 دسامبر ( زمستان تقویمی ) صعودم را آغاز نکنم مصصم هستم. از این رو تصمیم گرفتم اهدافم را تغییر دهم و به جای آن به ماکالو بروم. قسمتی از وجودم  ناراحت است ، پس از دو سال ، دوست داشتم بازی ام را در برود پیک به اتمام برسانم – اما از طرف دیگر هم وقتش رسیده است که کسانی دیگر شانس شان را در آنجا امتحان کنند.

ExplorersWeb : تو و دنیس دوباره کنار هم هستید. این چطور اتفاق افتاد؟

سیمون : فقط با یک تماس تلفنی. من از او حمایت کرده بودم که کار در هیمالیا را شروع کند: دنیس اولین اکسپدیشنش را در 1999 انجام داد ، و در سال 2000 به اتفاق هم به اورست صعود کردیم. پس از صعود مان به  شمال بارونتز در 2004  ، او مختار بود که در مورد اهداف و دوستان  آینده اش تصمیم گیری کند ، و من به راه خودم رفتم. در هر حال ، ما همیشه در تماس بودیم ، و من او را به چند اسپانسر ایتالیایی معرفی کردم.

در چهار سال اخیر " پیشرفت زیادی " کرده است ، و به اهداف قابل توجهی دست یافته و تجربه کسب کرده است. الان وقتش است که دوباره همراه هم صعود کنیم. او قصد دارد 14 کوه 8000 متری اش را تکمیل کند اما ، در ضمن ، این عالی است که برگشته است تا با دوست قدیم و اولین همنوردش صعود کند.

ExplorersWeb : خاطره انگیز ترین صعود هایت با دنیس کدام ها هستند؟

سیمون : پروژه پلنگ برفی در 1999 ( در تین شان و پامیر ) و مسیر جدید در جبهه شمالی شمال بارونتز ( خالی هیمال Khali Himal ) به ارتفاع 7056متر.

 ExplorersWeb : ماکالو ارواح هایی را پیش روی شما آشکار خواهد کرد – ژان کریستوف پس از اختلاف نظر در مورد صعود زمستانی به شیشا پانگما در آنجا جان سپرد. این چه احساسی به شما می دهد؟

سیمون : مطمئنا من به ماکالو نمی روم که چیزی را اثبات کنم . اختلاف نظر در مورد ژان کرستوف تمام شده است – به علاوه این موضوع داستانی قدیمی است و ترجیحا بهتر است از یاد آوری آن اجتناب کنیم ، چون لافائل به طرز ناراحت کنندهای از دنیا رفت.

فکر می کنم جامعه کوه نوردی این نکته را به خوبی درک کرده است. همه توافق داشتند که تقویم های زمستانی موضوع تفسیر ها نیست  - به طور علمی بیان شده است که این فصل از 21 دسامبر آغاز و در 21 مارس به اتمام می رسد. پس معنی ندارد در مورد اینکه صعود زمستانی چیست بحث کنیم. پیوتر موراوسکی و سیمون مورو اولین صعود زمستانی به شیشا پانگما را به انجام رساندند. ژان کریستوف لافائل صعود انفرادی حیرت انگیزی را که قسمتی از آن مسیری جدید بود در همان قله در اواخر فصل پائیز انجام داد. داستان همین طور بود و چیزی است که همیشه همین گونه خواهد بود.

ExplorersWeb : شما کوه نورد زمستانی بسیار با تجربه ای هستید – آیا قصد دارید این بار کار متفاوتی انجام دهید؟

سیمون : به طور ساده تلاش خواهم کرد در مناطق مختلف هم هوایی را انجام دهم – تا از تماشای کوهی که هنوز نمی توان صعود کنم خسته نشوم. این نهمین اکسپدیشن زمستانی من  خواهد بود ؛ با این تجربه ، فصد دارم به محض اینکه هوا چند روزی خوب شود ( امیدوارم)  سریع صعود را انجام دهم.

ExplorersWeb : انتظار دارید ماکالو چه تفاوتی با شیشا پانگما و برود پیک داشته باشد؟

سیمون : احتمالا ماکالو " گرمتر "  اما نسبت به برود پیک پرباد تر خواهد بود. نسبت به شیشا پانگما  کمتر منزوی  و تنها است  اما ارتفاع بیشتری دارد. 28 سال تلاش های زمستانی ناکام حاکی از آن است که شرایط در زمستان ماکالو واقعا باید بی رحمانه باشد ...

ExplorersWeb : چطور خودتان را آماده کرده اید؟

سیمون : این بار بیش از معمول تمرین کرده ام. هر روز مسافت های زیادی را با سرعت زیاد می دوم. همچنین سخت سنگ نوردی می کنم. به علاوه : صعود اخیرم به Beka Brakai Chhok (6940m) پاکستان به سبک آلپی پاداش خوبی از آخرین اکسپدیشنم به برود پیک بود.

ExplorersWeb : بزرگترین ترس ؟

سیمون : ترس بخصوصی ندارم. می دانم که صعود زمستانی یعنی چه و چه چیزی را باید انتظار داشته باشم. فقط امیدوارم که همیشه درضعیتی باشم که قبل از آمدن طوفان تصمیم درستی را بگیرم ....

 

 منبع : http://www.mounteverest.net/

مترجم : فریدون شیرمحمدلی

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آذر1387ساعت 10:0  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                          تاریخچه صعود زمستانی به ماکالو

27 نوامبر 2008 - اولین تلاش زمستانی در ماکالو در 1980 توسط رناتو کاساروتو و ماریو کورنیس انجام شد که به ارتفاع 7400 متری رسیدند. در 86/1985 رینهولد مسنر موفق شد به معبر منتهی به گذرگاه ماکالو لا برسد. این اکسپدیشن فیلمبرداری شد و پس از مرگ کوه نورد فرانسوی و انداختن جسد او به داخل یک شکاف در معرض اختلاف نظر قرار گرفت.

در 88/1987 ، شش کوه نورد لهستانی و دو آمریکایی به سرپرستی آندرزج ماچنیک به همراه چهار باربر دو هفته به سوی این کوه راه پیمایی کردند. با برپایی کمپ اصلی در 10 دسامبر ، هوای نامساعد باعث شد این اکسپدیشن هم در ارتفاع 7400 متری در 28 ژانویه 1988 لغو شود.

ده سال بعد ، در 1998 ، کرزیستوف ویلیکی لهستانی به همراه Anna Czerwiñska ، Ryszard Pawlowski و Belgian Ingrid Bayens از راه رسیدند. کارنامه درخشان ویلیکی شامل صعود های زمستانی کوه اورست ، کانگچن جونگا و لوتسه ،  از جمله مسیرهای جدید 24 ساعته از پایه تا قله در غول های هیمالیا می باشد.

ویلیکی گفت :" هدف واقعا بلند بود ، فکر می کردیم همه چیز امکان پذیر است ، حتی حمله زمستانی چهار نفره به چنین کوه بزرگ و پربادی. ما مسیر شناخته شده از طریق ماکالو لا را انتخاب کردیم ، که به علت طول آن دشوار به نظر می رسید. در یک بوران گم شدیم ، و در نیمه ژانویه از این شرایط زیاد داشتیم. اما مدرسه بزرگی در کوه نوردی هیمالیا بود."

ویلیکی تلاش زمستانی ناکام دیگری را در 2001/2000 درماکالو انجام داد – آخرین بار قبل از صعود 2006/2005 نافرجام ژان کریستف لافائل و تلاش 2008/2007 قزاق/ایتالیایی که در سوم فوریه امسال به اتمام رسید.

ترجمه از منبع : http://www.mounteverest.net/

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 19:22  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

 

گزارش ویژه ExWeb : جستجو برای رسیدن به همه ۱۴ قله ۸۰۰۰ متری چقدر خطرناک است؟

۹اکتبر ۲۰۰۸ (MountEverest.net/K2Climb.net ) در ادامه مقاله وقایع پایان فصل ۲۰۰۸ قراقروم که هفته گذشته منتشر شد ، رودریگو گرانزوتو پرون مقاله ای را در مورد کوه نوردانی که در جستجوی رسیدن به ۱۴ قله ۸۰۰۰ متری هستند با تاکید بر کوه نوردانی که حداقل 7 قله را رفته اند جمع آوری کرده است .

                      

 

" با صعود به ۱۴ قله ۸۰۰۰متری بسیار داغون بودم. اکنون ، پس از ۱۴ سال از خودگذشتگی خسته کننده ، و لحظات بسیار زیادی که بودن پیش خانواده ام را برای همیشه  از دست دادم – بالاخره این کار را تمام کردم. "

عکس سیلویو موندینللی  ، برنده سال ۲۰۰۷ بهترین های انتخابی سایت ExWeb .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 20 مهر1387ساعت 13:56  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

          وقایع پایان فصل ۲۰۰۸ قراقروم

30 سپتامبر 2008

((K2Climb.net) اسمش را بارها در اینجا دیده اید و و در ادامه وقایع پایان فصل هیمالیا او را می خوانید ؛ هفته گذشته نویسنده ExWeb  و وقایع نگار برزیلی  رودریگو گرانزوتو پرون  گزارش آخر فصل جالبی را از فصل گذشته پاکستان جمع آوری کرده است. شما هم از آن لذت ببرید!تصویر کوه نورد بالتورو

وقایع پایان فصل ۲۰۰۸ قراقروم

 نویسنده : Rodrigo Granzotto Peron

1- رقابت کنندگان :

در تابستان 2008 ، بیش از فصول قبل تعداد زیادی از کوه نوردان از مزیت نزدیکی بین کی دو ، گاشربروم 1 و 2 و برود پیک  استفاده کردند تا چندین قله را در زمان کوتاهی صعود کنند.

تنها فرد با شرایط واقعی که این رقابت را تکمیل کرد Veikka Gustafsson فنلاندی  بود که به سه قله صعود کرد. همراه با هیروتاکا تاکه اوچی و کازویا هیراید به گاشربروم 2 ( هشتم جولای ) و برودپیک ( 31 جولای ) صعود کرد اما گاشربروم 1 را نتوانستند. تلاش برای صعود به قله را  به همراه فرناندو گونزالز – روبی و جوز باررا کلمبیایی ، استر سابادل اسپانیایی و حسن پاکستانی  ترتیب دادند اما آنها در ارتفاع 7800 متری با وقوع طوفانی تمام عیار متوقف شدند.

سه زن کوه نورد که تلاش جدی می کنند تا اولین زن صعود کننده به تمام 14 هشت هزار متری باشند در این فصل ظاهر نشدند ( گرلیند در حال بهبودی از سینه پهلو است و نایوز و ادورن هم قبلا تمام 8000 متری های پاکستان را فتح کردند. ) . این فصل برای  خانم گو مین – سان کره ای  خوب بود ، این ستاره در حال ظهور به کی دو  ، ششمین 8000 متری اش در فاصله  زمانی بسیار کوتاهی ( اول آگوست )  صعود کرد ( اولین 8000 متری اش چو اویو – 2006 – بود و بعد ، در تنها 22 ماه ، با موفقیت به اورست EV، برودپیک BP ، شیشاپانگما SH ، لوتسه LH و اکنون K2  صعود کرد. ) . او هنوز فاصله  زیادی با  “The Three Sopranos” کوه نوردی دارد ، اما به سرعت به آن نزدیک می شود.

وضعیت فعلی رقابت کنندگانی که در این فصل موفق به صعود به قله شدند : *

13 Veikka Gustafsson (FIN)
11 Hirotaka Takeuchi (JAP)
11 João Garcia (POR)
09 Jorge Egocheaga Rodriguez (SPA)
09 Mario Panzeri (ITA)
07 Peter Hamor (SLK)
06 Alberto Zerain (SPA)
06 Dodo Kopold (SLK)
06 Go Mi-Sun (S-K)
06 Marco Confortola (ITA)
06 Piotr Morawski (POL)
05 Kim Jae-Soo (S-K)
05 Martin Ramos (SPA)

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 13 مهر1387ساعت 8:12  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

           معرفی شیوه آلپی در هیمالیا

این صعود کلاسیک را به عنوان اولین صعود به شیوه آلپی در کوه های هیمالیا می دانند. دیگران ، مانند هرمان بول و کورت دیمبرگر قبلا اکسپدیشن های کوچک و با سرعت زیاد را امتحان کرده بودند ، اما وقتی همه چیز در نظر گرفته می شود – این اولین صعود آلپی در یکی از چهارده کوه 8000 متری است.

ما به شیوه ای که در کوه های آلپ صعود می کنیم در اینجا هم صعود خواهیم کرد

در سال 1975 ، رینهولد مسنر از پیتر هابلر دعوت کرد تا در اکسپدیشن به گاشربروم 1 ، که به قله پنهان هم معروف است ، ملحق شود. رینهولد اظهار داشت که به شیوه کاملا آلپی بر گرفته از کوه های آلپ صعود خواهند کرد. آنگاه شیوه آلپی در کوه های هیمالیا معرفی خواهد شد. یعنی اینکه آغاز صعود از ابتدای کوه انجام می شود و در راه تمام وسایل توسط فرد حمل می شود ، اگر کسی بیواک کند ، در مسیر یافت خواهند شد. آماده سازی  مسیر انجام  نمی شود. اکسیژن مکمل استفاده نمی شود.

قبل از عزیمت شان ، چندین کوه نورد مطرح ارتفاعات بالا اظهار داشتند که این دیوانگی محض است و هرگز جواب نخواهد داد. افراد زیادی حتی آن را خود کشی نامیدند. اما برای رینهولد این تنها شیوه ای منطقی برای ادامه پیشرفت به عنوان یک کوه نورد و عقب راندن محدودیت هایش بود.

سبک ، سریع و بدون طناب

در 8 آگوست 1975 ،  صعود شان را شروع کردند. آنها  جز وسایل کوه نوردی شخصی  هیچ طناب ، و اکسیژن مکملی همراه خود نداشتند. شیوه کار همین بود. روز دوم خودشان را زیر 1000 متر شیب یخی و سنگ های شیشه ای یافتند. آنها برنامه ریزی کرده بودند که بیواک بعدی را بالای آن انجام دهند. آنها با اعتماد به کرامپون های 12 میخی خود در هر گام ، سریع به طرف بالا صعود کردند. پس از صعود به یک  دودكش یخی (ice chimney ) بسیار دشوار و خطرناک ، به زمین آسان تر و بالاخره به محل بیواک رسیدند. برپا کردن چادر هم درآنجا بسیار دشوار بود.

روز بعد تمام وسایل شان به جز تبر یخی ، کرامپون ها ، دوربین ها و دارو را در داخل چادر گذاشتند و به سوی قله حرکت کردند. پیتر هابلر اول به قله رسید ؛ رینهولد هم چند دقیقه ای عقب بود. او از پیتر به هنگام صعود فیلم برداری کرده بود. هوا عالی بود و همدیگر را بغل کردند!

این دومین صعود به این کوه و اولین صعود به یک کوه 8000 متری به شیوه کاملا آلپی بود. با صعود به گاشربروم 1 ، اکنون رینهولد اولین فردی بود که سه 8000 متری را صعود کرده بود.

پس از صعود ،آنها تلگرافی را از والتر بناتی دریافت کردند :"یک کوه نوردی شگرف. شما دو نفر در سال های اخیر تنها افرادی هستید که از مرزهای کوه نوردی  گذشته اید. "

" این نوع کوه نوردی ساده ترین نوعی است که می توانید تصور کنید . تنها مورد این است که باید همه چیز را در نظر بگیرید ، تمام چیزهای قابل پیش بینی – و نیز غیر قابل پیش بینی – در غیر این صورت زیاد زنده نخواهید ماند. "

                                                                                         -رینهولد مسنر

منبع : http://www.jerberyd.com/ - by Per Jerberyd © 1997 – 2002

مترجم : فریدون شیرمحمدلی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 23:22  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                                           فاجعه ماناسلو

در سال ۱۹۷۲، رینهولد مسنر در یک اکسپدیشن تیرولی (Tyrolean expedition ) به سرپرستی ولفگانگ نایرز شرکت کرد. قصد آنها صعود از جبهه جنوبی ماناسلو بود.

قبلا هیچکس از جبهه جنوبی صعود نکرده بود و آنها مسیر جدیدی را گشایش کردند. رینهولد پس از اینکه همنوردش فرانز جاگربا این احساس که شانسی برای صعود ندارد و فقط سرعت رینهولد را کم می کند به عقب برگشته بود ، تنهایی به قله رسید.

به هنگام فرود از قله ، طوفانی سریعا به طرف بالا می آمد. در حالیکه دید در حد صفر بود و با وجود بادهای بسیار شدید ، رینهولد در فلات بالا بین ۷۵۰۰ و ۸۰۰۰ متر مسیر خود را گم کرد. چطور می توانست مسیر برگشت به چادر را پیدا کند؟ جایی در میان کولاک صدای دوستش فرانز را شنید که او را صدا می زند. او حتما آمده بود تا در میان این بوران رینهولد را به طرف چادر هدایت کند. رینهولد که هنوز هم مسیر را نیافته بود و در حالت تقریبا وحشت زده توانست دریابد که مسیر درست باید به طرف باد باشد چون دیده بود که هوای بد از مسیری معین می آمد. تعداد افرادی که بتوانند در تحت چنین شرایطی به روشنی فکر کنند اندک هستند ، و بار دیگر ذهنی روشن و تصمیمی سریع و درست جانش را نجات داد. او به زحمت در میان طوفان پیش رفت و  کمپ بالا و چادر را پیدا کرد.

وقتیکه بالاخره  وارد چادر شد ، فرانز آنجا نبود که به او خوشامد بگوید. در عوض هورست فرانک هاوزر و اندی اشلیک از او استقبال کردند. فرانز کجاست ؟؟؟ بیرون در میان طوفان است! رینهولد ۱۰۰ % مطمئن بود که صدای او را شنیده بود که او را به طرف پایین کوه راهنمایی می کرد. فرانز چادر را ترک کرده بود تا رینهولد را در میان طوفان به پایین هدایت کند. هورست و اندی چادر را ترک کردند تا به جستجوی فرانز بروند. رینهولد در وضعیت بدی به سر می برد و درازکش در داخل چادر ماند در حالیکه برف از میان پارچه چادر به داخل می وزید. دیری نگذشت که ۱۰ سانت برف روی کیسه خوابش را پوشاند. در این زمان ناامیدانه داشت  بر اثر سرما یخ می زد و بدون اراده می لرزید.

هورست و اندی بیرون در میان طوفان بودند. باد به طور وحشتناکی می وزید و تاریکی و بارش برف سنگین دید را غیرممکن ساخته بود. آنها بسیار جستجو کردند اما چیزی نیافتند. به ناگهان متوجه شدند که خودشان هم گم شده اند ! آنها یک بیواک اضطراری حفر کردند و پناهگاه قابل قبولی را مهیا کردند. در این جا بود که هم هانس و هم اندی مطمئن بودند که می توانند صدای فرانز را بشنوند که فریاد می زد و در خواست کمک می کرد!  هورست و اندی حفره برفی شان را ترک کردند تا بار دیگر دنبال او بگردند  ، اما چیزی جز تاریکی و برف پیدا نکردند ... آنها حفره  بیواک دومی را کندند و داخل آن خزیدند.

اندی از این وضعیت  که دوستش فرانز جایی درآن بیرون ناامیدانه نیازمند کمک بود راضی نبود ، و به ناگهان حفره برفی را ترک کرد و تلو تلو خوران در تاریکی پیش رفت. هورست هم به دنبال او روانه شد ، اما دیگر نمی توانست جای او را پیدا کند. هورست به بیواک برگشت و صرفا توانست  در طول شب جان خود را نجات دهد. هورست که به طور ناجوری یخ زده بود صبح روز بعد پیش رینهولد و چادر برگشت. اکنون هم فرانز و هم اندی گم شده بودند! این مصیبت اتفاق افتاده بود و واقعیت داشت ! رینهولد و هورست نومیدانه به جستجوی دوستان گم شده شان پرداختند. بیش از یک متر برف باریده بود و نشانه ردپایی پیدا نکردند.

با برگشت آنها به خانه ، مقالات زیادی توسط افرادی که هرگز کوه نوردی نکرده بودند و یا هیچ کوه ۸۰۰۰ متری را صعود نکرده بودند نوشته شد ، همه آنها رینهولد را به خاطر این اتفاقات مقصر می دانستند. رینهولد به طور بدی به وسیله این اتهامات جریحه دار شد ، هر چند تمام اعضای این اکسپدیشن حقیقت واقعی را می دانستند و در این ماجرا از او حمایت  کردند. این دومین ۸۰۰۰ متری رینهولد بود و نیز دومین باری بود که همنورد صعودش را گم می کرد. رینهولد از این به بعد تصمیم گرفت به همراه هیچ اکسپدیشن بزرگی نرود. هرگز!

" زنجیره ای از شرایط نامساعد منجر به فاجعه ماناسلو شده بود؛ و اگر رینهولد تمام کارهایی را که برای نجات جانش انجام داده بود انجام نمی داد ، وضع حتی از این هم بسیار بدتر می شد ."

-         ولفگانگ نایرز 

منبع : http://www.jerberyd.com/               مترجم : فریدون شیرمحمدلی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 0:40  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                                      دختران کوه

                               

در سال ۱۸۰۸ ، یک دختر جوان فرانسوی به نام ماری پارادیس اولین زنی شد که به قله مون بلان صعود می کرد. در گزارش او آمده است که چگونه راهنما ژاکوز بالمات و دو نفر دیگر او را کشان کشان به بالای کوه بردند حتی با وجود اینکه به آنها التماس می کرد که او را داخل یک شکاف یخی بندازند و بدون او مسیر را ادامه دهند.  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 23:49  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                             آشنایی با پشه ها

متاسفانه ، پشه ها در تمام مناطق جهان یافت می شوند و تقریبا 170 گونه مختلف پشه وجود دارد. و بدتر از همه اینکه ، مسئول شیوع بسیاری از ویروس ها از جمله مالاریا ، انسفالیت ( التهاب مغز ) ، تب زرد ، تب دنگی و ویروس West Nile هستند. اکثر بیماری های خطرناک  با منشا پشه توسط پشه ها انتشار می یابند ، که در وقت غروب بلند می شوند و تا سپیده دم به حملات خود ادامه می دهند. شما همیشه باید اقدامات احتیاطی را در برابر نیش پشه  انجام دهید تا احتمال نیش زده شدن را به حداقل کاهش دهید ، که این کار رنج نیش های خارش آور را می کاهد.

حقایقی در مورد پشه ها

تنها پشه های  ماده  نیش می زنند چون برای تخم گذاری نیاز به خون دارند. پشه های نر بسیار بزرگ تر از ماده ها هستند اما نکته خوب این که نرها نیش نمی زنند. بلکه از شهد گل ها و نه خون پستانداران تغذیه می کنند. پشه ها عمدتا در صبح زود یا در شب نیش می زنند. آنها جای ما را با احساس کردن دی اکسید کربن و اسید های لاکتیک که از بدن مان ترشح می کنیم پیدا می کنند. پشه ها می توانند  از فاصله 60 متری مکان ما را مشخص کنند. عطر ، صابون ها و لوسیون ها هم می توانند  توجه پشه ها را  جلب کنند.

پشه ها برای تکثیر به آب راکد جهت تخم گذاری نیاز دارند.  بزرگسالان و افراد بزرگ هیکل یا آدم های چاق احتمال بیشتری دارد که توسط پشه ها نیش  زده شوند. علت آن عمدتا به این  خاطر است که توده بدنی بزرگتری دارند و دی اکسید کربن بیشتری از پوست  شان دفع می شود.

نیش پشه ها

انواع زیادی از واکنش ها در برابر نیش پشه ها وجود دارد و برخی از آنها می تواند بسیار جدی باشد. بچه های زیر یک سال به علت میزان آنتی بادی ها و پاسخ  آنها به نیش زدگی بندرت واکنش های شدیدی به نیش پشه دارند. معمولا افراد با واکنش بسیار حساس به نیش پشه ، برآمدگی های بسیار بزرگ ، باد کرده و قرمزی در محل گزش خواهند داشت. این برآمدگی ها بسیار خارش دار  هستند و می توانند به بزرگی یک سکه باشندکه علت آن واکنش به آنتی بادی ها و عوامل  است. خاراندن شدید می تواند منجر به عفونت شود. در شرایط بسیار نادر ، زخم های پوستی می تواند تا ماه ها باقی بمانند. معمولا سیستم ایمنی این افراد به طور عادی عمل نمی کند.

درمان نیش پشه

هیدروکورتیزون  که نیازی به نسخه پزشک ندارد می تواند در کمک به رفع خارش بسیار موثر باشد. همچنین کمپرس های سرد و نیز کنترل ناحیه گزش از جهت نشانه های عفونت می تواند بسیار مفید و موثر باشد.

ترجمه از : www.outdoor.com

فریدون شیرمحمدلی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 22:57  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                              بقا در نانگا پاربات

 

 

    

 

نویسنده :پر جربرید

مترجم : فریدون شیرمحمدلی

 

نانگا پاربات  ، که به " کوه قاتل " هم معروف است  یکی از خطرناک ترین کوه ها برای صعود است. قبل از اولین صعود هرمان بول در 1953 ، 31 نفر جان خود را در این غول خطرناک بهمن خیز از دست دادند. هر سال این کوه قربانیان خود را می گیرد. هنگام خواندن آمار کوه های 8000 متری ، تنها آناپورنا نسبت مرگ بالاتری دارد. بیش از هر کوه دیگری ، نانگا پاربات  رینهولد را به کوه نوردی برجسته تبدیل کرد.

 

1979 – جبهه روپال

در سال 1970 دو برادر یعنی رینهولد و گونتر مسنر در اولین صعود تیمی هیمالیا شرکت کردند. آنها با موفقیت مسیر مختلط جبهه روپال به قله نانگا پاربات را صعود کردند. مسیر دشوار بود و صعود به قله خود شاهکاری عظیم بود. به علت شرایط  بسیار بد آب و هوایی ، دیر شدن و خستگی بسیار شدید گونتر ، تصمیم گرفتند از زمینی ناشناخته کنار جبهه غربی با شیب کمتر فرود بیایند.

پس از سه روز فرود ، هر دو برادر از لحاظ جسمانی کاملا از پا در آمده بودند.  بویژه گونتر ، که  همگام شدن با  رینهولد را بسیار دشوار می دید. نزدیک دامنه کوه رینهولد از جلو حرکت می کرد تا راهی را از میان شکاف های یخی پیدا کند. وقتی به بالا برگشت تا به برادرش ملحق شود ، گونتر مرده بود! تنها  مخروط بهمنی عظیم جایی را که احتمالا گونتر در آنجا می بود را نشان می داد! رینهولد ناامیدانه تمام روز را به جستجوی برادرش پرداخت.

رینهولد وگونتر

اصلا نمی توانست باور کند که برادرش ، که همراه با او ماجرا های کوه نوردی بسیاری را در کوه های آلپ سهیم بود مرده باشد! این اولین باری بود که رینهولد از مرز نزدیک بین فروپاشی ذهنی ، جسمانی و دیوانگی آگاه شد. با آخرین توان باقیمانده اش سکندری خوران به سوی اردوگاه اصلی سرازیر شد. رینهولد که بد جوری یخ زده بود مجبور شد شش تا از انگشتان پا و چند انگشت دستش را قطع کند. این سومین صعود به نانگا پاربات ( تا آن زمان ) بود که انجام شد و فاجعه ای شخصی برای رینهولد مسنر که سال های سال طول کشید تا بر آن غلبه کند.

تا این زمان ( سال 2002 ) ، جبهه روپال هنوز هم منتظر صعود دوم است ....

 

1971 – جستجوی گونتر

سال بعد ، رینهولد به نانگا پاربات بازگشت تا برادر گمشده اش را جستجو کند. نشانی از او پیدا نشد ....

 

1973 – تلاش برای صعودی انفرادی

مجددا ، در سال 1973 ، رینهولد به نانگا پاربات بازگشت. این کوه تا این زمان همیشه در ذهن و رویاهایش حضور داشت. ذهن او به طور مداوم مشغول ایده صعود انفرادی آن بود – و تلاش کرد – و شکست خورد.

 

1977 – تلاش برای صعودی انفرادی

در سال 1977 ، در خلال بحرانی شخصی ، رینهولد بار دیگر به کوه " خودش " بازگشت ، و بار دیگر در برنامه ریزی کرد تا آن را به طور انفرادی صعود کند. این بار هرگز جرات نکرد تا تلاشی 100% متعهدانه را انجام دهد ، چون می ترسید که – " جایی در آن بالا ، به شدت عصبانی شوم و نتوانم بر آن فائق آیم . "

 

1978 – جبهه دامیر

بالاخره رینهولد  با نیروی درونی و اعتماد به نفس در ذهنش ، به طور موفقیت آمیزی مسیری جدید بر روی جبهه دامیر را صعود کرد.

صعود به شیوه کاملا آلپی انجام شد. هیچ وسیله کوه نوردی غیر از کلنگ یخ و کرامپون هایش را در این سفر همراه خود نداشت. این تا این زمان اولین باری بود که یک کوه هشت هزار متری به طور انفرادی صعود می شد. در مسیر صعود به بالا ، زمین لرزه ای سبب ریزش بهمنی عظیم شد که امکان هر نوع عقب نشینی را از مسیر انتخاب شده مسدود کرد. رینهولد  بلافاصله بهمن را در ذهنش در پشت سر خود گذاشت؛ این بار او آماده بود و هرگز ذره ای در مورد عقب نشینی به ذهنش خطور نکرد.

روز سوم رینهولد به قله رسید! فرود خود شاهکار بود ، که از زمینی ناشناخته انجام شد.

مسیری جدید به بالا ، مسیری جدید به پایین – تنهایی بر روی نانگا پاربات !

 

2000 – 30 سال بعد

30 سال پس از اولین صعود موفقش ، در تابستان سال 2000 رینهولد بار دیگر به نانگا پاربات بازگشت تا مسیری بسیار دشوار و صعود نشده را صعود کند. همراه او برادرش هوبرت ، هانس پیتر ایسندل و ولف گانگ توماست بودند. مثل همیشه در مورد کارهای رینهولد تصورات زیادی از طرف دیگران صورت می گرفت که چرا او اکنون برگشت به ارتفاعات بلند را انتخاب کرد ، شایعه ای ( احتمالا اشتباه ) می گفت که قصد  این صعود تیمی  جستجوی برادر گمشده اش گونتر بود. پس از رسیدن به ارتفاعات بالا بر روی دیواره ، ادامه مسیر در خط ا لراس قله را بسیار خطرناک دیدند.

 

" من حتی بر این باورم که دیگر برای هیچ کس امکان تراورس نانگا پاربات به شیوه ای که من و گونتر در 1970 انجام دادیم وجود ندارد. شاید اگر هزار کوه نورد تلاش کنند ، یک نفرشان ممکن است موفق شود. مطمئن هستم که هرگز نمی توانم برای بار دوم از ( شرایط ) آن روز ها  جان سالم در ببرم."

- رینهولد مسنر

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 مرداد1387ساعت 23:57  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  |