تبليغاتX
کوه نوردی، ورزش و سلامتی
ترجمه در مسیر دانایی

                سفری از مرتفع ترین تا عمیق ترین نقطه زمین

22 دسامبر 2009 – پس از ایستادن بر مرتفع ترین کوه روی زمین ( در 21 می 2009 ) ، دو شهروند آفریقای جنوبی ، جان بلک و روبی کوجتین هدف بعدی شان رسیدن به انتهای مخالف یعنی عمیق ترین نقطه زیر سطح دریا و زمین بود.

                             

                                         معدن مپوننگ Mponeng

جان به سایت اکس وب توضیح داد پس از اینکه او و رابی به قله کوه اورست رسیدند ، ماه ها تلاش کردن تا مجوز ورود به عمیق ترین معدن جهان را کسب کنند. در 24 نوامبر بالاخره اجازه یافتند که به پایین این معدن ، یعنی معدن مپوننگ نزدیک ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی بروند. جان توضیح داد ،" پس از
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 دی1388ساعت 16:18  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

         گزارش نهایی کوه نوردی فصل بهار 2009 اورست و هیمالیا ( قسمت هفتم و آخر )

13 – اولین صعود ها در قلل کم ارتفاع تر

۱-Dome Kang به ارتفاع 7264 متر

بانک اطلاعاتی هیمالیا اولین صعود این قله را توسط G O Dyhrenfurth ( آلمانی ) در سال 1930 ثبت کرده است. اما پس از تحقیقی عمیق ، کارلوس سوریا ( اسپانیایی ) توانست بفهمد که در واقع Dyhrenfurth یک قله نزدیک آن را صعود کرد و Dome Kang هنوز زمینی دست نخورده است. پس از دو اکسپدیشن ناموفق قبلی ، در سال 2009 ، کارلوس همراه با Vicente “Tente” Lagunilla ( اسپانیایی) و سه شرپا بالاخره موفق شد.

روح ماجراجویانه رام نشده سوریا ، که امسال 70 ساله شد ، قابل ستایش است.

گزارش نهایی کوه نوردی فصل بهار 2009 اورست و هیمالیا ( قسمت اول )

گزارش نهایی کوه نوردی فصل بهار 2009 اورست و هیمالیا ( قسمت دوم )

گزارش نهایی کوه نوردی فصل بهار 2009 اورست و هیمالیا ( قسمت سوم)

گزارش نهایی کوه نوردی فصل بهار 2009 اورست و هیمالیا ( قسمت چهارم )

گزارش نهایی کوه نوردی فصل بهار 2009 اورست و هیمالیا ( قسمت پنجم )

  گزارش نهایی کوه نوردی فصل بهار 2009 اورست و هیمالیا ( قسمت ششم)

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 23:51  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                مصاحبه با خانم اوه یون – سان : یک گام تا ورود به باشگاه 8000متری ها

4 سپتامبر 2009- نام اوه یون- سان تا قبل از ژانویه امسال بزحمت در جامعه کوه نوردی هیمالیا شنیده می شد : تا اینکه این خانم اهل کره جنوبی اعلام کرد آماده است تا اولین زن صعود کننده به 14 قله 8000 متری شود.

خانم اوه 43 ساله ، که9  قله را قبلا صعود کرده است گفت قصد دارد بقیه را در ظرف چند ماه صعود کند. و بعد سریع تر از بر هم زدن پلک چشم ، کانگچن جونگا ، دائولاگیری ، نانگا پاربات و گاشربروم 1 را صعود کرد.

او که اخیرا در حال آماده شدن برای آناپورنا ، آخرین 8000متری اش است ، دیگر کسی شکی ندارد که خانم اوه چقدر در مورد هدفش جدی است.

غیر از آن ، این خانم یک راز است. او که بناگهان پیدا شد ، اطلاعات اندکی در مورد شاهکارهایش ، سبک ، انگیزه ها و زندگی اش وجود دارد. کیو دام لی خبرنگار سایت اکس وب در کره در سر میز ناهار با اوه یون – سان نشست تا بیشتر با او آشنا شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 23:38  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

               گزارش نهایی کوه نوردی فصل بهار 2009 اورست و هیمالیا ( قسمت ششم)

10- فرود با اسکی از دائولاگیری

دیوید فوجتیک (چک ) کامل ترین فرود با اسکی تا این زمان از دائولاگیری را انجام داد ، که در آن به صورت اسکی  در رخ شمالی از قله تا 7300 متر و از 6700 متر تا کمپ اصلی فرود آمد. فرود های پیشین با اسکی از دائولاگیری ( در 1996 ، 1997 و 2007 ) زیاد کامل نبود. دیوید فوجتیک همچنین دومین فرد پس از ولادیمیر اسمرز ( در 2000 ) از کشور چک است که با اسکی از یک 8000 متری فرود آمد.

11 – کوه NANDA DEVI

ناندا دوی ، یکی از بدنام ترین 7000 متری ها ، کوهی با دو قله می باشد که قله کوچک تر آن 7434 متر و بزرگ تر آن 7816 متر ارتفاع دارد. ناندا دوی شرقی ، که آخرین بار بیش از یک دهه قبل صعود شد ، در این فصل هدف دو اکسپدیشن مختلف بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 14:7  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

 

             گزارش نهایی کوه نوردی فصل بهار 2009 اورست و هیمالیا ( قسمت پنجم )

8- اولین ها و رکورد شکنان

I- اورست

اولین فضانورد – اسکات ادوارد پارازینسکی ( آمریکا )

اولین خانم آرژانتینی – مرسدس ساهورس

اولین خانم بلغاری – پتیا استانیمیروا کولچوا

اولین کوه نورد مبتلا به بیماری ام اس (multiple sclerosis ) – لوری اشنایدر ( آمریکا )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 23:2  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

         گزارش نهایی کوه نوردی فصل بهار 2009 اورست و هیمالیا ( قسمت چهارم )

کوه نوردان بسیار اندکی می توانند چنین افتخاراتی را کسب کنند. با گشایش مسیری جدید و خطرناک در رخ پر خطر جنوب شرق چو اویو که همراه با بوریس ددشکو ( قزاق ) انجام داد ، ورود اوروبکو به این باشگاه اختصاصی با سبکی عالی صورت گرفت که شاهکاری است از یک استاد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 شهریور1388ساعت 13:46  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

           گزارش نهایی کوه نوردی فصل بهار 2009 اورست و هیمالیا ( قسمت سوم)

 

III- دیگر زنان مجموعه دار

با غیبت های زیاد ، تنها کینگا بارونووسکا ( لهستانی ) ، با 6 قله 8000متری صعود کرده ، و آنیتا اوگیان (مجاری ) ، با 4 قله وضعیت را به هم زدند.

آلیکس فون مله ( آلمانی ) و الن میلر ( آمریکایی ) هر دو سومین 8000متری شان را صعود کردند. الیزابت رول (Revol ) ( فرانسوی ) ، پس از عملکردی عالی در سال گذشته در قراقروم ، تلاش جدی را در یال شرقی دشوار آناپورنا انجام داد. و تا آناپورنا شرقی  ( 8051متر) پیش رفت ؛ او اولین زن صعود کننده به  آناپورنا شرقی است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 22:10  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

 

               گزارش نهایی کوه نوردی فصل بهار 2009 اورست و هیمالیا ( قسمت دوم )

2) زنان در رقابتی سخت

I- سه ستاره

ادورنه پاسابان ( اسپانیایی ) کانگچن جونگا را صعود کرد و اولین زن صعود کننده  به 12 قله 8000 متری مختلف شد. در هنگام فرود اوضاع بسیار دشوار شد و ادورنه ناتوان محتاج حمایت دوستانش از Al Filo de Lo Imposible بود. او با مصرف اکسیژن بهبودی یافت.

در همان مکان و در همان زمان ، نایوز مروی ( ایتالیایی ) مجبور شد صعود به قله را جهت کمک به شوهرش رومانو بنت ( ایتالیایی ) رها کند. او دچار HACE شد و لحظات دشواری را هنگام فرود گذراند. در نتیجه ، نایوز فصل بهار را با همان 11 قله 8000 متری به پایان رساند.

چند روز بعد  ، گرلینده کالتنبرونر ( اتریشی ) ، هم همراه با همسرش رالف دوجمویتس ( آلمانی ) به دوازدهمین 8000 متری اش – لوتسه – صعود کرد. او هم به همان سطح ادورنه رسید ، و شانه به شانه او در مراحل نهایی تلاش برای تبدیل شدن به اولین زن صعود کننده به تمام 8000 متری ها بود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 7 شهریور1388ساعت 23:30  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

           گزارش نهایی کوه نوردی فصل بهار 2009 اورست و هیمالیا ( قسمت اول )

                                        تدوین : رودریگو گزانزوتو پرون

1) نمای کلی فصل

ناآرامی ها و تظاهرات مرتبط با پنجاهمین سالگرد تبعید دالای لاما بار دیگر پکن را وارد رفتاری غیر عادی ساخت و مقامات آن قوانین مبهمی را در مورد کوه نوردان اجرا کردند. با دادن مجوز به برخی و امتناع از دادن مجوز به برخی دیگر ، این شیوه بالاجبار سبب تغییر برنامه های کوه نوردان شد مثلا آندرو لاک که تلاش برای صعود به اورست  و شیشا پانگما را بی خیال شد. این سردرگمی ، کوه نوردان زیادی را به سوی جبهه بسیار شلوغ نپال کشاند و حتی مشتریان دائمی سمت شمال ، مانند هیمکس ، امسال به سمت جنوب رفتند.

این فصل با مرگ پیوتر موراوسکی ( لهستانی ) در اوایل آوریل با اشک آغاز شد و با مرگ دنیس ورهوف ( هلندی ) با غم و اندوه به پایان رسید. بین این دو محدوده غم  ، مسیرهای جدید و داستان های جالبی هم پدید آمد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 22:8  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

    گزارش مقدماتی  کوه نوردی پایان فصل  سال 2009 قراقروم

18 آگوست 2009 – در اینجا گزارش مقدماتی صعود های انجام شده به قلل بالای 8000 متری در تابستان  سال 2009  را که توسط  گرانزوتو پرون خبرنگار سایت اکس وب و نویسنده و وقایع نگار  برزیلی  تدوین شده است را می خوانید.

به تعداد کم صعود های انجام شده به  گاشربروم 2 و کی دو و هیچ صعود به برود پیک توجه کنید. کوه نوردان اندک ، شرایط بد کوه نوردی -  اما مراقبت بهبود یافته  صعود های واقعی همگی در نتیجه 35 صعود امسال ، در مقایسه با 93 صعود  سال 2008 دخیل بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 23:49  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                    مصاحبه با خانم نایوز مروی Nives Meroi

                         

17 آگوست 2009 – عشق واقعی عجیب ترین چیز است و فراتر از شهرت و پول می باشد و برای برخی زوجهای ماجراجو بی همتا ، عشق واقعی به معنی " هر دو ما – یا هیچکدام از ما " است.

بهار امسال ، خانم نایوز مروی ایتالیایی صعود به قله کانگچن جونگا را رها کرد تا به پایین آمدن شوهرش رومانو بنت Romano Benet که دچار ظاهرا ارتفاع گرفتگی شده بود کمک کند. با این کار جایگاه خود را در فهرست 14 قله 8000 متری از دست داد ، اما با روشن شدن مسئله ، او احتمالا جان رومانو را نجات داد. این زوج آرام هرگز نگفتند که وضعیت در کانگچن جونگا چقدر جدی بود. نایوز تقریبا رومانو را برای مدتی در فرود از کمپ 4 حمل کرد. با رسیدن به کمپ اصلی ، رومانو بزحمت حرف می زد. در بازگشت به ایتالیا ، رومانو بهبودی پیدا نکرد و نگرانی شان بیشتر شد. نایوز ماه گذشته به سایت اکسپلوررز وب گفت :" یک هفته بعد به بیمارستان رفتیم ، و او بیش از یک ماه را در آنجا گذراند . دکترها نمی دانستند چه بیماری دارد. همه نوع آزمایش را بر روی او انجام دادند. ترسناک بود. اما در آخر به نظر رسید این بیماری ربطی به ارتفاع ندارد. او قبل از سفر به نپال دچار کم خونی شده بود و کمبود آهن در خونش باعث کاهش سلامت عمومی  او همزمان با بالا رفتن از کوه می شد. "

در این مصاحبه ، نایوز گفت که زنجیره ای از حوادث به او کمک کرد تا بفهمد چه چیزی واقعاً در زندگی آدم مهم است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 23:2  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                                 گاشربروم 2 : گزارش دانیلا  پرتقالی

6 آگوست 2009 – دانیلا (Daniela Teixeira ) که با پائولا روکسو هم تیم شده بود در ابتدا قصد داشت تا تلاش پارسال خود در مسیر French Spur گاشربروم 2 را تکرار کند اما شرایط نامساعد بار دیگر صعود را بی نتیجه گذاشت. این کوه نوردان که دو هفته قبل از مسیر نرمال تلاش می کردند در کمپ 1 آگاه شدند که دوستشان لوییس باربرو از تلاش برای قله بازنگشته است. چند روز بعد دانیلا گزارش خود را نوشت . در زیر بخش هایی از آن را می خوانید.

پروژه رویاهای گاشر من متعلق به گذشته است. این پروژه به عنوان خاطره ای از یک واقعیت ناتمام در قلب من جای خواهد گرفت. چیزی که هرگز در یک کوه بالای 8000 متری که " مسیر نرمالش " مسیر خودخواهی است نمی توانست به واقعیت بپیوندد.

به علت مجموعه ای از رویدادهای تراژیک و هوای نامساعد به کمپ اصلی بازگشته ایم. باز چند تلاش برای صعود به گاشربروم 2 توسط یک تیم فدراسیون کوه نوردی ایران ، یک کوه نورد لهستانی و یک اسپانیایی در حال انجام بود. بار دیگر ، هیچ کس به قله واقعی نرسید، آن مرتفع ترین نقطه که از آنجا فرد تنها می تواند پایین بیاید. با وجود این ، تیم ایران در حال جشن گرفتن صعود به قله چند عضو خود بود.

در مورد ما : در 21 جولای پائولو و من بار دیگر از یخچال که کمپ اصلی را از کمپ 1 جدا می کرد عبور کردیم. شایعاتی مبنی بر هوای مساعد در 24 تا 25 آگوست ما را واداشت باور کنیم هنوز هم شانس داریم. این بار عازم مسیر نرمال گاشربروم 2 بودیم. فکر صعود از مسیر French Spur را به علت خروارها برف که باز کردن مسیر را برای تنها دو نفر غیر ممکن می ساخت رها کردیم.

حدود ساعت 11 صبح با حالی خوب به کمپ 1 رسیدیم – تعداد زیادی کوه نورد داشتند از کمپ 3 فرود می آمدند. صحبت این بود که چند تن از کوه نوردان ایرانی در زیر بادهای شدید در روز قبل به گاشربروم صعود کرده اند. کوه نورد لهستانی به نام جاسک تلر ، و یک اسپانیایی بنام لوئیس باربرو – که یکی از دوستان ما بود هم حضور داشتند.

رویای لوئیس صعود به قله گاشربروم 2 بود ، حالا چطوری مهم نبود – او در حال تلاش دومش بود. با نزدیک شدن عصر ایرانی ها کم کم به کمپ 1 رسیدند ، برخی از آنان بابت رسیدن به قله خوشحال بودند ( بعدا با خبر شدیم که با وجود اینکه نزدیک قله رفتند ، اما هرگز موفق به صعود به آن نشده اند.)

درحالی که کنجکاو و نگران بودیم ، حدود یک ساعت بعد از ایرانی ها در مورد جاسک و لوئیس پرسیدیم. بویژه نگران لوئیس بودیم چون می دانستیم که " تب 8000 متری " از همان ابتدا مثل خوره او را می خورد. ایرانی ها گفتند که جاسک در حال فرود بود. بنابه گزارش لوئیس از روز صعود به قله گم شده بود. برای ما عجیب بود که تا قبل از پرس و جوی ما ، هیچ کس در مورد ناپدید شدنش حرفی به زبان نیاورد.

ظاهرا ایرانی ها حدود 50 متری قله  توقف کردند ، چون یال قله تیز و خطرناک بود ، و آنان طناب کافی برای تثبیت مسیری امن تا قله نداشتند. با این حال ، آنان شایسته تبریک گویی به خاطر نزدیک شدن بسیار نزدیک به قله در چنین روز پر بادی هستند.

ترجمه از منبع : http://www.mounteverest.net/news.php?id=18543

+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 9:14  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                 مصاحبه سایت اکس وب با مدیر سایت کوه نوردی RussianClimb.com

                                           قسمت سوم و آخر

اکس وب : چطور فکر می کنید که سایت RussianClimb.com از وب سایت هایی نظیر Mountain.ru و Risk.ru متفاوت است ؟

لنا : Mountain.ru و Risk.ru حوزه هایی فراتر از کوه نوردی و سنگ نوردی مانند مسابقات ماجراجویانه ، پیاده روی ، base jumping ، کایت سواری ، پاراگلایدر ، اسکی  کوهستان ، اسکی کوه نوردی ، سفر و غیره را پوشش می دهد. Risk فورومی است که خوانندگان می توانند نظرات خودشان را بنویسند. مدیر  Mountain.ru آنا پیونوا سنگ نورد است به این خاطر مقالات زیادی در مورد سنگ نوردی در این سایت وجود دارد.

Russianclimb.com گهگاه در مورد سنگ نوردی و یخ نوردی مطلب می نویسد اما حوزه پوشش اصلی آن کوه نوردی ، بخصوص اکسپدیشن های ارتفاع بالا است. من در مورد افراد و اکسپدیشن هایی می نویسم که مرا مجذوب می کنند و سعی می کنم دیدگاه خودم را در مورد رویدادها ارائه کنم.

مهمتر از همه اینکه ، Russianclimb مستقل از هر نوع فدراسیونی است. فکر من فکر خودم است ؛ می توانم هر چه را که در مورد کوه نوردی روسیه به نظرم می رسد بنویسم. امروزه Risk منتقل کننده دیدگاه های RMF ( فدراسیون کوه نوردی روسیه ) است. فدراسیون همه نوع کارهای بحث برانگیز را انجام می دهد ، و معتقدم که کوه نوردی روسیه را به مسیری سوال برانگیزی پیش می برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 19 تیر1388ساعت 22:3  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                               

                           گزارش ویژه در مورد " گاشربروم های دیگر "

26 ژوئن 2009 – در حال حاضر تعداد اندکی از کوه نوردان بین المللی در حال تلاش در گاشر3 و  4 هستند و بیش از صد نفر گاشر 2 (و یا گاشر 1 ) را امتحان خواهند کرد. اگر چه هدف اکثر کوه نوردان گاشر بروم ، دو گاشر 8000متری  - گاشر1 ( قله پنهان ) و گاشر 2 – است ، دختر عموهای " کم ارتفاع تر " آنها یعنی  گاشر 3 ، گاشر4 و گاشر 5 درجات دشواری بالا به علاوه تعدادی جبهه و یال های صعود نشده دارند. افزون بر آن ، گاشر 4 واقع در کناره این رشته کوه ها احتمالا بکر است. اطلاعات اندکی در مورد گاشر بروم های کم ارتفاع تر وجود دارد ، به این خاطر توضیحی اندک در مورد این رشته کوه ها می آوریم.

                     

گاشربروم 3 ( 7952متر)

دون بووی (کانادا ) ، بروس نورماند ( اسکاتلند) ، گای مک کینون ( نیوزیلند ) ، بیلی پیرسون ( ایالات متحده ) و دیوید فالت ( سوئد) امیدوارند به گاشر 3 صعود کنند. گاشر 3 قله ای است که اولین بار توسط یک تیم قوی لهستانی به رهبری کوه نورد زن افسانه ای واندا روتکویچ صعود شد.

بدست آوردن منابع و مجوز ها برای لهستان کمونیستی در طی جنگ سرد کار آسانی نبود و این تیم مدت ها پیش از رسیدن به کمپ اصلی برای صعود جنگید. مطالب بیشتر در مورد این صعود را در SummitPost بخوانید. صعود دوم  29 سال بعد توسط آلبرتو اینوراتگی و جان بلوکی اهل باسک ( اسپانیا ) کامل شد.

تیم بین المللی سال 2009 امیدوار است در یال جنوب غرب از مسیری جدید تلاش کند.

گاشربروم 4 ( 7925متر)

کوه نوردان 2009 همچنین امیدوارند جبهه شرقی گاشر 4 را از طریق مسیری جدید صعود کنند. ویژگی  معروف گاشر 4 که اولین بار در 1958 توسط بوناتی و ماوری از طریق یال خطرناک شمال شرق آن صعود شد ، جبهه غربی آن به ارتفاع 3000 متر است.

صعود به این دیواره که بواسطه منعکس کردن آفتاب عصرگاهی به " دیواره درخشان " معروف است ، به علت زمین ترکیبی بسیار دشوار است. تنها صعود کامل به آن توسط کورتیکا و شاور در 1985 انجام شد. این کوه نوردان از هر چیزی برای صعود استفاده کردند و در هوای نامساعد خسته و درمانده به خط الراس قله رسیدند. آنان عملا به بلندترین نقطه خط الراس قله نرسیدند بلکه برای صعود به خط الراس شمال تراورس کردند که سه روز طول کشید.

نظر فران لاتوره در مورد گاشربروم 4 : راهی به گذشته

در هر صورت شما به آن صعود می کنید ، " گاشربروم های دیگر " دشواری ، جدایی و احتمالات نادر صعود به قله را به شما ارائه می کنند. پاداش آن ماجراجویی واقعی و برخی از بهترین صعود های ارتفاع بلند در پاکستان – اگر نه  در جهان است.

فران لاتوره اسپانیایی ، که پارسال مسیر آمریکایی  در بالای یال شمال غرب تا یال قله را صعود کرد می گوید :" صعود به گاشر 4 بازگشتی به گذشته هاست. شبیه صعود به یک 8000 متری ( تنها 75 متر کوتاه تر ) در دوران پیشگامان بود. "

هم تیمی فران ، آلبرتو اینوراتگی ( که پس از صعودش به گاشر 3 به این رشته کوه بر می گشت) ، خوان والجو ، خوزه کارلوس تامایو و مایکل زابالزا بودند. فران اضافه کرد:" در این کوه تنها بودیم ، زمین را بررسی می کردیم ، مجبور بودیم روش نسبتا سبکی را در قالب تیمی از دوستان خوب و کوه نوردان تراز اول انتخاب کنیم. گاشر 4 همچنین یکی از زیباترین کوه های روی زمین است ، نه تنها به خاطر شکل آن ، بلکه به این خاطر که در مکانی ممتاز ، درست در قسمت بالای کونکوردیا واقع شده است. در واقع ، جای خوشبختی است که گاشر 4 یک 8000متری نیست – این کوه خارج از این دایره قرار گرفته و در دسترس کوه نوردانی است که انگیزه شان زیبایی محض قله ای بی نظیر است که صعود به آن از هر سمت دشوار است. "

لاتوره هفته گذشته به سایت اکس وب گفت :" در نهایت ، خوب ، این کوه بوناتی است. این جذابیتی فوق العاده برای عاشقان کوه نوردی مثل من است."

گاشر بروم 5 (7100متر)

بنابه BlankontheMap ، گاشر 5 چندین قله دارد. تنها قله شرقی آن (7100متر ) توسط موکایده ، ساکاگوچی و ساتو ژاپنی در سال 1978 صعود شده است. BlankontheMap گفت:" قله های مرکزی آن در زمان آخرین آپدیت های این سایت صعود نشده باقی مانده است."

گاشر بروم 6 (7003متر) : صعود نشده

وب سایت فرانسوی ، که در قلل پاکستان تخصص دارد ، هم می گوید تا جایی که می داند صعود کاملی به گاشر 6 (7003متر) که به قله چوچوردین هم معروف است ، صورت نگرفته است. بنابه گفته وزارت گردشگری پاکستان ، امسال دیرک گرونرت همراه با سه نفر دیگر تقاضای مجوز گاشر 6 ؛ به علاوه گاشر 1 و 2 را نموده است.

 

گاشربروم ها که در قلب رشته کوه قراقروم ( در انتهای شمال شرق یخچال بالتورو و جنوب برود پیک ) واقع شده اند ، نیم دایره ای را بدور یخچالی به همین نام شکل می دهند. شش قله گاشر بروم  وجود دارد که همگی بیش از 7000 متر ارتفاع دارند. گاشر 1 / قله پنهان ( 8068متر ) ، و گاشر 2 (8035متر) بیشترین بازدید را داشته اند. گاشر 4 (7925متر) که در وسط قد برافراشته است ، در تمام مسیر از دوردست های بالتورو قابل مشاهده می باشد. نام این رشته کوه ها در زبان بالتی به معنی کوه های زیبا می باشد.

گاشر 2 را که یکی از " آسان ترین " 8000 متری ها می دانند ، همانگونه که سقوط بهمن در 18 جولای 2007 نشان داد ،  به هیچ وجه ایمن نیست. با  لغزشی که  در بالای کمپ 2 در ارتفاع حدود 6700 متر اتفاق افتاد چهار کوه نورد گرفتار و 2 نفر دیگر کشته شدند.

منبع : http://www.mounteverest.net/news.php?id=18439

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 تیر1388ساعت 14:2  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                           مصاحبه با لنا لالتینا – قسمت دوم

اکس وب : صعود های  روسی ( به ویژه شوروی سابق ) به وسیله کوه نوردان بریتانیایی و آمریکایی به خاطر تهاجمی ، بیش از اندازه سازمان یافته و محدود به فردگرایی بودن مورد انتقاد بوده است در حالیکه هدف کوه نورد رویکردی معتدل ، خود کفایی ، وقار و آزادی شخصی است. نظر شما در مورد این بحث چیست و کوه نوردان روسی در این مورد چه فکر می کنند؟

لنا : کوه نوردی در اتحاد جماهیر شوروی ورزشی تیمی بود. و هنوز هم در روسیه و کشورهای مشترک المنافع همین گونه است. پس کوه نوردان علاقمند به ورزش باید بسیار سازمان یافته می بودند ، این قاعده بازی است. اگر تصمیم دارید در تیم کار کنید ، معنی اش این است که شما قواعد را می پذیرید ، که بعدا به این مفهوم است که یک تیم خوب در مسیر صعود بسیار کارآمد است.

در مورد فردگرایی محدود کننده – بله ، چنین وضعیت هایی ، بویژه در اکسپدیشن های بزرگ ، وجود داشت ، و همیشه درست نبود. اما این جنبه ناخوشایند کار تیمی است. مثلا در اولین اکسپدیشن های هیمالیا شوروی ( نظیر اورست و کانگچن جونگا ) برخی کوه نوردان نمی خواستند از اکسیژن استفاده کنند . با وجود اینکه آنان آمادگی کافی داشتند بدون آن صعود کنند  باز هم مجبور بودند آن را استفاده کنند ، چون تصمیم سرپرست اینگونه بود.

هر چند به عنوان یک قاعده ، هرکس هنوز هم فرصت کافی برای عمل فردی دارد و همانطور که دنیس اوروبکو گفت :" اگر بیش از دو عضو در یک تیم باشند ، همیشه برای شخص محدودیت وجود دارد ، چون وقتی سه نفر مسایل را حل می کنند اغلب دو نفر بر علیه نفر سوم هستند ...

پس این بحث بی فایده است که به طور مستقل ، دو نفری یا انفرادی صعود کنیم یا عضوی از یک تیم بیش از حد سازمان یافته شویم ، چون در نهایت هر کدام بستگی به خودش دارد.

اکس وب : از طرف دیگر ، کوه نوردان شکایت می کنند که کوه نوردی در دریایی از سرگرمی ماجرایی پیش و پا افتاده با اندک نمونه های مغایر از اکتشاف واقعی غرق می شود. مجموعه های " واقعیت " اورست ( شبکه ) دیسکاوری به طور جهانی از جمله در روسیه پخش می شود و بخش دوم آن بهار امسال پخش شد. نظر شما در این مورد چیست ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 23:15  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

               مصاحبه سایت ExWeb با لنا لالتینا مدیر سایت RussianClimb.com

                                                          قسمت اول

اکس وب : کی و چرا (سایت ) RussianClimb.com را تاسیس کردید ؟

لنا : در سال 2001 برای راهپیمایی به کمپ اصلی اورست رفتم و با کوه نوردانی مانند تیم ملی روسیه ( اکسپدیشن Lhotse Middle ) به سرپرستی ویکتور کوزلوف ، سیمونه مورو ، دنیس اوروبکو ، سیلویو موندینللی ، ادورنه پاسابان ، ماریو مارللی ، ری یریتسیان و بسیاری دیگر  ملاقات کردم ... ماجرای هیجان انگیزی  بود.

به داستان های کوه نوردان  گوش کردم و به وضعیت واقعی در کمپ اصلی نگریستم. در برگشت به خانه ، شروع به خواندن اخبار  سایت های کوه نوردی در مورد دوستان جدیدم کردم – سایت های ExWeb ، Planetmountain ، Everestnews ، Desnivel را می خواندم – اما اطلاعات بسیار اندک و ناچیزی را در مورد اکسپدیشن های روسی می یافتم.

روسیه تاریخ طولانی و غیرمعمولی در کوه نوردی جهان دارد. صعود های انجام شده در هیمالیا در این ایام نتیجه این فرهنگ است و فکر  کردم ممکن است اینها برای جامعه کوه نوردی جهان جالب باشند. ابتدا نسخه انگلیسی ، و بدنبال آن 6 ماه بعد نسخه روسی سایت را راه اندازی کردم.

اکس وب : آیا خودتان کوه نورد هستید؟

لنا : در 1977 کوه نوردی را شروع کردم و در 1989 با ظهور پروسترویکا در اتحاد جماهیر شوروی متوقف کردم. من و بسیاری از دوستانم مجبور شدیم کوه نوردی را به مدت حدود یک دهه متوقف کنیم  ، باشگاه های کوه نوردی مان بسته شدند و کل نظام کوه نوردی مان از هم پاشید. واقعیت جدید دشواری های زیادی را به همراه آورد که تنها مسائل مالی نبود. سالها بعد به راهپیمایی در کوه ها برگشتم ؛ و همراه با نیکلای شوستروف ، دوست قدیمی و هم باشگاهیم ، رقابت سالیانه البروس را سازماندهی کردیم. سپتامبر امسال پنجمین رقابت بین المللی البروس را برگزار خواهیم کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 29 خرداد1388ساعت 18:16  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                                           مصاحبه با سیمونه  مورو :

             " استراتژی و تجربه مان عوامل کلیدی موفقیت ما بودند. " 

                                                 قسمت دوم

1 می 2009 – تنها سیمونه  مورو  ایتالیایی بود که توانست با صعود زمستانی شیشاپانگما در سال 2005 طلسم لهستانی ها ( یعنی انحصار صعود های زمستانی ) را بشکند. منتقدانش این کار را به حساب خوش شانسی او گذاشتند ، اما سیمونه این کار را در زمستان قبل در ماکالو تکرار کرد.

سیمونه در بازگشت به وطنش با یک رشته حوادث غمبار مواجه شد. همنوردش ( پیوتر موراوسکی ) در صعود به شیشا پانگما در دائولاگیری از دست رفت و کشورش بر اثر زمین لرزه آسیب دید .

سایت ExWeb مصاحبه ای را در ایالات متحده با او ترتیب داد که در ادامه می خوانید.

ExWeb: شیشاپانگما را با پیوتر موراوسکی ، که در اوایل این ماه بر اثر یک حادثه کشته شد صعود کردید. چه احساسی نسبت به این حادثه دارید؟

سیمونه : ناراحتم . واقعاً و عمیقا در مورد پیوتر ناراحتم. ما با هم دوست بودیم ، با هم صعود های تاریخی را انجام دادیم و در مورد پروژه های آتی صحبت کردیم. او دو بار همراه با همسرش برای دیدن ما به برگامو ( زادگاه سیمونه ) آمد ، چند روزی پیش ما ماند و در مورد عشق دو طرفه مان نسبت به زندگی پر جنب و جوش ، کوه ها ، ماجراجویی و اکتشاف ها صحبت کردیم.

خبر این حادثه را زمانی شنیدم که پس از ماکالو داشتم همراه با همسرم در کنار دریای سرخ استراحت می کردم. این خبر مرا بهت زده کرد. در دو سال قبل دوستان بسیار زیادی را در هیمالیا از دست دادم : کارل  اونترکیرچر در نانگا ؛ ایناکی اوچوا در آناپورنا ؛ مارتین میناریک در آناپورنا ؛ کریستین کونتنر در آناپورنا ؛ سریگو دالا لونگا در دائولاگیری و بسیار دیگر. باور کردنی نیست....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 23:13  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                                            مصاحبه با

                       سیمونه مورو کوه نورد ایتالیایی

                                                    قسمت اول

2 می 2009 – سیمونه مورو 41 ساله  ورزشکار شرکت North Face  می باشد که مجموعا 40 اکسپدیشن را در طی 16 سال قبل انجام داده است. برخی از موفقیت هایش در ارتفاعات بلند از این قرار است : اولین صعود زمستانی به شیشاپانگما (8027 متر) ؛ تراورس اورست سمت جنوب به شمال ، رسیدن به قله در 15/3 صبح و فرود به کمپ اصلی تنها در 5 ساعت ؛ گشایش چند مسیر جدید مانند رخ شمالی بارونتس ؛ شماری صعود های زمستانی و سرعتی در قلل معروف کوه نوردی ؛ تلاشی دشوار در تراورس اورست-لوتسه همراه با دنیس اوروبکو قزاق که منجر به نجات موفقیت آمیز یک کوه نورد جوان شد و این کار برای سیمونه تعدادی جایزه به خاطر روح واقعی کوه نوردی را به همراه داشت.

قبل از اولین صعود زمستانی اش به ماکالو همراه با اوروبکو ، اولین صعود را در تابستان گذشته به Beka Brakai Chhok به ارتفاع 6940 متر در پاکستان  به شیوه کاملا آلپی و با رفت و برگشت 43 ساعت  انجام داد.

سایت ExWeb مصاحبه ای را با او پس از صعود موفق زمستانی به ماکالو انجام داده است که در ادامه می خوانید:

                            

                                                سیمونه در ماکالو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 8:47  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                  در جستجوی آندره ایروین – قسمت سوم و آخر

در اینجا قسمت سوم گزارش تام هولزل را می خوانید. همراه با جزئیات تعجب برانگیز در مورد ساعات آخر مالوری و ایروین و پاسخی احتمالی به راز اورست 1924. مکان احتمالی آندرو ایروین بی پاسخ می ماند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 8:33  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                   در جستجوی آندرو ایروین  ( قسمت دوم )

تام هولزل مورخ آمریکایی پارسال در مقاله اش توضیح داد که چگونه به این نتیجه رسیده بود که مالوری و ایروین در سال 1924 کوه اورست را صعود نکردند. برای تایید نظریه تام مبنی بر اینکه این کوه نوردان در حال فرود پس از کنار گذاشتن حمله به قله ، سقوط کردند ، یافتن ایروین و دوربین هنوز هم  حیاتی می باشد.

در این مجموعه سه قسمتی ، هولزل به طور کامل تمام سرنخ ها و چاپ های اورتوفوتوگرافیک با رزولوشن بالا ( عکس های هوایی تصحیح شده جهت اندازه گیری مسافت های واقعی ) را جهت محدود کردن منطقه ای که جسد ایروین ممکن است یافت شود تجزیه و تحلیل می کند. در اینجا قسمت دوم این مجموعه سه قسمتی را می خوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 23:44  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                         در جستجوی آندرو ایروین  ( قسمت اول )

16 آوریل 2009 – رخ شمالی اورست ، سال 1999 : در تراس برفی در ارتفاع 8200 متری ، یک تیم کوه نوردی بین المللی از کوه نوردان جسد مالوری را پیدا کردند. این جسد جراحات حاصل از کشیده شدن طناب به دور کمر را نشان می داد ، که بیانگر این بود که احتمالا در حالیکه با طناب به همنوردش آندرو ایروین بسته شده بود بر اثر سقوط کشته شده است.

هر چند هیچ نشانه ای از ایروین یا دوربینی که این دو در آخرین صعود شان همراه داشتند پیدا نشده است. این ماجرا تبدیل به یکی از بزرگترین اسرار تاریخ کوه نوردی شد که هنوز هم برخی افراد دامنه های بایر را به خاطر دو سرنخ گمشده جستجو می کنند.

هدف نهایی یافتن پاسخی به سرنوشت واقعی پیشگامان 1924 ، و احتمالا تغییر تاریخ با توجه به اولین صعود به اورست است. پس چرا تمام تیم های جستجو تا این زمان شکست خورده اند؟ شاید علت این باشد که بنا به گفته تام هولزل مورخ آمریکایی  آنان دقیقا نمی دانند  کجا را بگردند.

تام هولزل در مقاله ردیابی واقعیت همراه با مدرک در کوه اورست ، که پارسال در سایت ExWeb منتشر شد ، نتیجه گیری کاملا مبتنی بر حقیقت را در مورد صعود نهایی مالوری و ایروین جمع آوری کرد. در پرسش و پاسخ زیر ، او همچنین پیکارش را با رسانه ها و موسسه کوه نوردی بریتانیا بر ملا کرد.

این بار ، با پیگیری مطالعه نظام مند شواهد ، هزاران تصویر و یک اکسپدیشن میدانی 1986 ، تام چیزی بیشتر از یک سرنخ در مورد مکان احتمالی ایروین پیدا کرده است. یافته های وی در سه قسمت منتشر خواهد شد. در اینجا بخش اول را می خوانید که ارائه دهنده دلایلی است که چرا جسد ایروین هنوز کشف نشده باقی مانده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 21:58  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                         مصاحبه با کارلوس پاونر

7 آوریل 2009 - کارلوس پاونر اسپانیایی 8 ، 8000 متری را صعود کرده است و به علاوه تعداد بسیار زیادی که در آنها تلاش کرده است. وقت آن است تا با سایه روشن های کوه نوردی – پیروزی ها و شکست ها و ریسک ها – آشنا شویم.

                        

در سال 2003 ، پاونر به طور معجزه آسایی پس از دو روز گم شدن در دامنه های بالای کانگچن جونگا نجات یافت. چند سال بعد به سختی توانست از حادثه تصادم بالگرد بگریزد ، و بهار گذشته بر روی لوتسه خطر دیگری از بیخ گوشش رد شد. ادم ریوی باعث لغو صعود در 300 متری زیر قله شد. او را تا کمپ اصلی پایین آوردند و در آنجا به او گفتند که دوستش ایناکی اوچوا چند لحظه پیش در آناپورنا جان داده است.

با این وجود کارلوس پاونر هدفش برای صعود به تمام 14 ، 8000 متری را کنار نخواهد گذاشت. امروز او کمپ اصلی را در 8000 متری پر از برف دیگری – ماناسلو 0 بر پا کرد و به صورت تلفنی در مصاحبه ای کوتاه با آنجلا بناویدس خبرنگار سایت ExWeb به سوالات او پاسخ گفت. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 14:15  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

 

                          مصاحبه با دنیس اوروبکو – قسمت آخر

- زمستان گذشته ، تو و سامویلوف از نزدیکی های قله برگشتید. این حد را چگونه حس می کنید ؟ چه چیزی " نقطه بازگشت " را تعیین می کند؟

- می دانید که این حسی است که با تجربه به تکامل می رسد  و حسی درونی است. مثل کش دادن آدامس است ، پس از مدتی این حس را بدست می آورید که چه موقع قبل از پاره شدن آدامس ، کش دادن را متوقف کنید. این زمانی است که باید برگردید.

                      

با اینحال گاهی اوقات آدامس جا دارد تا بیشترین حد خود کش بیاید در این زمان اندکی فرصت می یابید که آن را بیشتر کش دهید – و این زمانی است که ادامه خواهم داد. عوامل زیادی " نقطه بازگشت " را تعیین می کنند : هوا، سلامتی ، حدود صبر و تحمل  ، تجربه همراهان و کسانی که مسئولش هستید ، ناشناخته های مسیر پیش رو و غیره .

- ژان کریستف لافائل در سال 2007 جان داد و در جایی در شب قبل در ارتفاع 7500 متری گم شد. فکر می کنید چه اتفاقی ممکن است برای او اتفاق افتاده باشد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 فروردین1388ساعت 14:25  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                     مصاحبه با دنیس اوروبکو – قسمت دوم

RussianClimb : شاید صبر و حوصله اساسی ترین مهارت برای صعود به ماکالو در زمستان است ؟

- دنیس : بله ، شاید همینطور است. منتظر مساعد شدن هوا در کمپ اصلی به مدت یک هفته مشکل بود. برای این بازی ها راه حل پیدا می کردیم. مثلا شرط می بستیم دقیقا چه زمانی آفتاب به چادر و وسایل خواهد تابید.

 هوا در کمپ اصلی بسیار خاک آلود همراه با شن های ریز بود که داخل ریه ها می شدند. در ارتفاع 6800 متری هم هوا واقعا سرد بود. پاهایم یخ می زدند اما نمی خواستم بلند شوم و دوری در اطراف بزنم چون برفک ها و چیزهای دیگر رویم می پاشید. روی مژه هایم یخ می بست و فقط می خواستم تنها باشم. و به محض طلوع خورشید ، هوا خیلی سریع گرم می شد. در 7600 متر دما به منهای 40 همراه با بادهای شدید می رسید. قبل از حمله به قله از اینجا تنها 3 ساعت خوابیدم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 14:27  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

مصاحبه با دنیس اوروبکو : " ما در مکان درست در زمان درست بودیم . "  قسمت اول

2 آوریل 2009 – دنیس اوروبکو و سیمونه مورو زمستان قبل ( 2008 ) موفق شدند صعود زمستانی به ماکالو را با موفقیت انجام دهند. لنا لالتینا مدیر سایت RussianClimb مصاحبه مفصلی را با او انجام داده است. که در ادامه می خوانید.

RussianClimb : صعود اخیرت به ماکالو ، شانزدهمین 8000متری تو محسوب می شود. چیزی را از زمانی که اولین بار به هیمالیا رفتی ، یعنی نه سال پیش به یاد می آوری ؟ آن قلل عظیم را دیدی و در مورد آن کوه نوردان مشهوری که آنها را صعود می کردند فکر کردی. اولین تاثیرات اغلب بسیار روشن هستند ، بعد کم کم محو می شوند. به این ترتیب امروز که به هیمالیا و قراقروم می روی چه چیزی تو را به هیجان می آورد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 22:18  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

               

                   صعود زمستانی به برود پیک : مصاحبه با آرتور هاجزر

                        " در زمستان فقط باید شانس بیشتری داشت. "  

                                               قسمت  دوم

                      

                          از چپ به راست : روبرت - آرتور- دون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 فروردین1388ساعت 11:56  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

صعود زمستانی به برود پیک : مصاحبه با آرتور هاجزر : " در زمستان فقط باید شانس بیشتری داشت. "  --- قسمت اول

31 مارس 2009 – با وجود تلاش های فراوان تاکنون هیچ کدام از کوه های 8000 متری واقع در پاکستان در فصل زمستان صعود نشده است.

در برود پیک ، در دوسال گذشته شرایط نامساعد باعث عقب نشینی سیمونه مورو ایتالیایی به همراه کوه نوردان پاکستانی شاهین بیگ و قدرت علی شد. زمستان گذشته ، آرتور هاجزر کوه نورد کهنه کار لهستانی ، روبرت زیمزاک و دون بووی کانادایی تصمیم گرفتند در این کوه تلاش کنند.

                                                          تشکیل تیم

کوه نوردان لهستانی شاهان زمستان در هیمالیا هستند. آرتور سرپرست اکسپدیشن برود پیک  صعود به 5 کوه 8000 متری را در کارنامه خود دارد که سه تا آنها از مسیرهای جدید صعود شده اند و اولین صعود زمستانی در آناپورنا مرگبار. دو سال قبل وی در تلاش زمستانی برای صعود به نانگاپاربات توسط لهستانی ها همراه شد که زیمزاک هم در آن به عنوان پزشک اکسپدیشن حضور داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 فروردین1388ساعت 22:4  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

     مصاحبه با خانم ادورن پاسابان : از خاکسترهای k2 به خط مقدم 14 ، 8000 متری – قسمت دوم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 فروردین1388ساعت 13:54  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

     مصاحبه با خانم ادورن پاسابان : از خاکسترهای k2 به خط مقدم 14 ، 8000 متری – قسمت اول

26 مارس 2009 – می گویند که چیزی که ما را نمی کشد ما را قوی می کند. ادورن پاسابان کوه نورد زن اهل باسک وقتی دختری جوان بود صرفا می خواست همراه دوستانش کوه نوردی  و تفریح کند.

K2 همه اینها را تغییر داد. در سال 2004 ، قله کی 2 به بهای از دست دادن دو انگشت پا ، هفته ها بستری در در بیمارستان و یک سال افسردگی تمام شد.

ادورن نگاهی عمیق به درون خود انداخت و هوشیارتر ، با تدبیرتر و مطمئن از هدف خود بازگشت تا اولین زن صعود کننده به 14 ، 8000 متری در جهان شود. قبل از عزیمتش در روز دوشنبه به مقصد کانگچن جونگا ، مصاحبه ای با آنجلا بناودیس خبرنگار سایت  ExWeb انجام داد که در ادامه می خوانید.

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 15:6  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

                  صعود به ستون غربی ماکالو : مصاحبه با خوان واله خو

24 مارس 2009 – خوان واله خو Juan Vallejo حرفه صعوبه به کوه های هیمالیا را با پشتیبانی Juanito Oiarzabal و اکسپدیشن های بزرگ اجرا شده به وسیله مجموعه های تلویزیونی Al Filo de lo Imposible آغاز کرد. خوان پس از صعود به 8 ، 8000 متری به مسیرهای سخت تر ، تیم های کوچک تر و شیوه ای سبک تر همراه با آلبرتو اینوراتگی اهل باسک که 14 ، 8000 متری را صعود کرده است ، گرایش پیدا کرد. این دو دوست همسن ( هر دو نزدیک به 40 سال سن ) از آن زمان به بعد شماری اکسپدیشن های بزرگ ، نظیر Everest Supercouloir و آخرین مورد در سال قبل دیواره Shining Wall گاشربروم 4 (GIV ) را سرپرستی کردند. صعود به ستون غربی ماکالو به شیوه آلپی برنامه بعدی آنهاست. آنجلا بناویدس خبرنگار سایت ExplorersWeb قبل از عزیمتش با او مصاحبه ای را در اسپانیا ترتیب داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 12:52  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

             گزارش پیمایش صحرای ربع الخالی عمان : سکوت و سادگی زندگی

27 فوریه 2009 – مارک اوانس Mark Evans  و جان اسمیت 28 روز را با زندگی و سفر در عرض شن های ربع الخالی در عمان گذراندند. این سفر با ماشین هایی که بطور ویژه ای برای صحرا سازگار شده بود انجام شد و به بررسی صحرا و تعامل با مردم صحرانشین پرداختند. در طی این اکسپدیشن صحرایی آنها اغلب صحرای شن را با صحرای برف و سفر دریایی مقایسه کردند.

                           

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 21:26  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

         گزارش برگزیده سال 2008 سایت ExWeb – رتبه دوم در میان 8 گزارش

        روح کوه نوردی ، تیم نجات ایناکی اوچوا

" صحبت کردن در کافه هزینه ای ندارد."

" اکثر رسانه های عمومی این آموزش یا آگاهی را ندارند که درک کنند چه چیزی ارزش توجه را دارد و چه چیزی ندارد."

آسایش ، امنیت ، و پول سه الهه جدید جامعه متمدن غربی ماست."

دوستی بسیار با معنی تر از کوه ها ست."

ایناکی با " عشق به زندگی و آزادی " در راس و " پول " در قعر فهرست اولویت هایش آنچه را که دوست داشت انجام داد و گفت.

                            

بالا ا ز چپ : هوریا کولیباسانو رومانیایی ، یولی استک سویسی  و سیمون آنتاماتن ، سرگئی بوگومولوف روسی. وسط از چپ : آلکس گاوان رومانیایی ، سنگ یادبود ایناکی ، دنیس اوروبکو قزاق . پایین از چپ : میهنی رادولسکو رومانیایی ، روبرت زیمزاک لهستانی ، آلکسی بوتولوف روسی ، و دون بووی کانادایی .

 

اما او به هیچ وجه کوه نوردی انتحاری نبود. این اسپانیایی بیش از آنچه که تعداد صعود هایش (12) نشان می داد به کوه های 8000متری بسیار بیشتری صعود کرده بود. او سریع و جسور بود ، اما در صورت بسیار بالا بودن خطر سرسختانه با خود صادق بود.

مثل همیشه ایناکی به آناپورنا برگشته بود – ظاهرا به موقع – او و دوست همیشگی اش آقای هوریا ( Horia ) 16 ساعت بدون توقف در حال کوه نوردی بوده اند. ایناکی از کمپ 4 با خانه تماس گرفت و توضیح داد " طناب ما تمام شده است ، و هنوز بخش دشواری در مسیرمان به سمت قله وجود دارد ، پس بر می گردیم."

اما یک و نیم ساعت بعد ، ناگهان علائمی شبیه به سکته مغزی در وی پدیدار شد. هوریا که  درمانده و تنها در ارتفاع بالای مرگبارترین کوه جهان قرار داشت ناامیدانه با تلفن ماهواره ای با دکتر ها تماس گرفت.

                              یولی استک و سیمون آنتاماتن

آلکسی بوتولوف روسی هم تیمی ایناکی و هوریا زمانی که این دو کوه نورد به پایین برگشته بودند به مسیر خود به طرف بالا ادامه داده بود. بوتولوف ، ناآگاه از وضعیت پیش آمده ، اکنون در جایی بالا در صعودی تنها به سوی قله بود. هوریا از تنها کوه نوردان باقیمانده در این قله وحشتناک یعنی یولی استک سویسی و سیمون آنتاماتن درخواست کمک کرد.

یولی استک به سایت ExWeb گفت :" وقتی تقاضای کمک را از هوریا دریافت کردیم ، بلافاصله می دانستیم که برای کمک می رویم. نمی توانستیم با این حقیقت زندگی کنیم که کمک نکردیم و به جای آن به صعود خود ادامه دادیم."

دیواره پر از برف بود.وسایل و لباس های ارتفاع بالای آنها در یک کمپ بالا یا مسیر دیگری قرار داشت . آنها می دانستند که علائم ایناکی فرصتی برای رفتن و آوردن این وسایل و  لباس ها باقی نمی گذارد. این دو کوه نورد بدون تاخیر در حالیکه تنها لباس های کمپ اصلی شان را به تن داشتند به سوی هوریا شتافتند.

آنها با آلکسی ، تنها با فاصله ای کم تا صعود به قله ، در کمپ 3 برخورد کردند. متوجه شدند که شماره کفش او با شماره کفش یولی یکی است ؛ آنها کفش هایشان را تعویض کردند و آلکسی را به پایین به کمپ 2 فرستادند. در ضمن وضعیت ایناکی اوچوا بحرانی شد. می توانست بخورد و بنوشد اما نمی توانست راه برود یا صحبت کند.

                         " او نمی توانست ایناکی را تنها بگذارد."

یولی به سایت ExWeb گفت :" می دانستیم  که حال هوریا هم بدتر می شد. از او خواستم که پایین برود ، اما او نمی خواست ایناکی را تنها بگذارد. آن شب ، در اوایل پنج شنبه ، سیمون اولین علائم ارتفاع زدگی را بروز داد. این ، همراه با این واقعیت که وسایل مناسبی نداشت ، ما را واداشت که به این نتیجه برسیم که من باید به تنهایی پیش بروم."

رسیدن به این دو نفر یک مسئله بود و پایین آوردن ایناکی مسئله ای دیگر بود. درخواست کمک سایت ExWeb را روبرت زیمزاک لهستانی و آلکس گاوان و میهنی رادولسکو (Mihnea Radulescu ) رومانیایی دیدند. این سه نفر در زمانی کوتاه پس از آن همراه با شرپاهای نپالی وانگچو ، اونگچو ، پمبا اونگچو ، و چیرینگ فینجو به وسیله بالگرد به بالا انتقال داده شدند.

لنا لالتینا از RussiaClimb هم در حال سازماندهی یک تیم نجات پشتیبانی به سرپرستی سرگئی بوگومولوف بود. این تیم شامل دنیس اوروبکو قزاق و دون بووی کانادایی بود که پس از آنکه بالگرد آنها بر اثر هوای نامساعد زمین گیر شد ، پای پیاده به سمت کوه و تا کمپ 2 شتافتند.

                         

    میهنی و چهار شرپا در حال استراحت در مسیر کمپ 2 . در عقب جبهه جنوبی آناپورنا .

همه کوه نوردان ، اکثر آنها با زخم های تازه ناشی از صعود های اخیرشان به بالای 8000متر ، در نبردی ناامیدانه با زمان به سمت بالای جبهه مشکل شمالی آناپورنا رفتند.

آرتور هاجزر کوه نورد لهستانی صعود کننده به آناپورنا در زمستان جزئیات مسیر را فراهم کرد و خاویر گ. کوریپیو پیش بینی کننده کهنه کار هوای هیمالیا گزارش های هواشناسی اصلاح شده را جمع آوری کرد.

                              

 ( چپ به راست ) میهنی ، نانسی دوست دختر ایناکی و روبرت ، زمانیکه هنوز جای امیدواری بود.

                               بردن هوریا به محل امن با فریب او

در زمانی که یولی استک نزدیک می شد ، ایناکی و هوریا یک هفته را در لبه منطقه مرگ گذرانده بودند.  در ارتفاعی معادل با کمپ 3 در اورست ، هوریا به مدت 3 روز از دوست در حال مرگش مراقبت کرده بود.

                           

            آلکسی بوتولوف ( چپ) و دنیس اوروبکو

یولی استک به سایت ExWeb گفت :" وقتی به خط الراس رسیدم با هوریا تماس رادیویی گرفتم ، به او گفتم که بیایید و مرا ببیند و مسیر را مشخص کند. او همین کار را کرد ، که این جان او را نجات داد."

                       

    با وجود اختلافات قبلی ، دون بووی کانادایی با پای پیاده به کوه و تا کمپ 2 شتافت.

" یک ساعت و نیم با هم بودیم ، بقدری خسته بود که بزحمت می توانست راه برود. من به او دگزا ، غذا و آب ذوب شده دادم تا بخورد و بعد یک قرص کافئین دادم. حال او بهتر شد و پس از مدتی قادر بود بدون خطر به کمپ 3 ، که در آنجا سیمون منتظر او بود ، فرود آید.

              

دنیس اوروبکو ( چپ ) نزدیکترین فرد به یولی و ایناکی به هنگام درگذشت ایناکی بود. آلکس گاوان ( چپ ) در 10 ساعت مشقت بار به کمپ اصلی بازگشت.

 

                 ایناکی از اینکه او را تنها نگذاشته اند خوشحال بود

یولی حدود 4 عصر به ایناکی رسید. " او صدای مرا تشخیص داد ، به او گفتم که دنیس اوروبکو و دون بووی در راه هستند تا به پایین آوردن او کمک کنند. "

" او به سختی می توانست حرکت کند و قادر به نشستن نبود. به او آب دادم تا بنوشد و یک دگزامتازون به او تزریق کردم. با تزریق دگزا حال ایناکی کمی بهتر شد ، اما نمی توانست جلوی استفراغش را بگیرد."

                       

            سرگئی بوگومولوف (چپ) و میهنی رادولسکو

" فکر می کنم می دانست کمک در راه است ، اما نمی دانم واقعاً این را می دانست. فکر می کنم که ایناکی از اینکه او را تنها نگذاشته اند  و تمام این مدت از او مراقبت کرده اند خوشحال بود. "

                    

  نانسی و هوریا . در 23 ماه می ، ایناکی در حالی که یولی در کنارش بود درگذشت

                                            میراث ایناکی

در صبح جمعه ، میهنی ، روبرت ، سرگئی و شرپاهای نپالی به کمپ 2 رسیدند. دنیس اوروبکو تنها چهار ساعت با کمپ 4 فاصله داشت ، که در آنجا ایناکی به ناگهان درخواست قهوه کرد.

یولی گفت :" اما آنجا قهوه ای وجود نداشت. فقط آب داشتم. و چند ساعت بعد درگذشت."

                          

   یولی استک( راست) و سیمون آنتاماتن  پس از وضع دشوار آناپورنا.

خطر این ماموریت آشکار شد. آلکس گاوان – خسته از صعود اخیرش به ماکالو – از مسیری نا آشنا در ده ساعت پر مشقت به کمپ اصلی بازگشت. ( او بعدا گفت :" من شخصا نقش بسیار ناچیزی را در این عملیات نجات داشتم.)

وضعیت آب و هوایی یولی را مجبور کرد تا یک شب دیگر را در کمپ وحشتناک بالا بگذراند. تمام شب برف می بارید. یولی یکه و تنها در دیواره  بهمن خیز جنوبی آناپورنا ، در صبح روز بعد در شرایط طاقت فرسا کمپ 4 را ترک کرد. " نمی توانستم بیشتر از 2 تا 3 متر جلوی خودم را ببینم ، و پاکوب از بین رفته بود."

                        کار عادی بود که باید انجام می دادیم  

تمام نجات گران موفق شدند به پاین برگردند ، از جمله یولی که از GPS برای فرود استفاده کرد. آرزوی زنده ماندن ایناکی از آنها قهرمان ساخته بود ؛ و نمونه زیبایی از مهارت ها و روح کوه نوردی واقعی را به بقیه جهانیان نشان داد.

                        

      یولی استک ( چپ) در حال دریافت جایزه 2008 آیگر

در مورد ایناکی ، تلاش جسورانه او برای نجات جانش ، میراث او شد. نجات گرانش آنچه را که او همیشه بر آن تاکید می کرد از خود نشان دادند ؛ چیزی که همه کوه نوردان واقعی آن را انجام می دهند.

ایناکی گفت :" عزت و آزادی – در صعود های به قله ، موفقیت ها و زندگی – هیچ چیز بدون آن ارزش انجام دادن را ندارد. او در برابر کارهای خیر بدون عزت و احترام و دروغ های صعود به قله ، خود خواهی در اورست خشم خود را ابراز می کرد.

شرپا نیما نورو به یاد می آورد :" همیشه چشم های بسیار درخشان او را به یاد خواهم داشت. ما همیشه با مشتری های مان به مانند مهمان برخورد می کنیم ، اما ایناکی به گونه ای دیگر رفتار می کرد. او در نپال خوشحال بود ، و احساس می کرد در خانه اش است – و به گونه ای رفتار می کرد که احساس می کردیم مثل بقیه اعضای تیم هستیم. او دوست ما بود. "

                            

خانواده ایناکی در نامه ای  سرگشاده  نوشتند :" با دیدن کمکی که همه شما می خواستید قبل از مرگش انجام دهید ، ما را به این باور و احساس رساندید که دلایلی برای فراموش نکردن خوشحالی او وجود دارد ، و امیدواریم که روش او به دیگران در بنای عشق شان به آزادی کمک کند. " تیم نجات آناپورنا مدال Gold Medal to Merits in Sport را دریافت کردند و خاطره او را در Pamplona گرامی داشتند.

یولی استک بارها و بارها گفت :" هرگز نباید امیدت را از دست بدهی چون همیشه احتمال اندکی وجود دارد که شرایط بهتر شود. باید تکرار کنم سیمون و من نمی توانستیم با این واقعیت زندگی کنیم که کمک نکردیم. این فقط یک کار عادی بود که باید انجام می دادیم."

                  

ایناکی اوچوا د اولزا (  Iñaki Ochoa de Olza  ) زمانی به سایت ExWeb گفت :" مسیری جلوی من بود ، و باید  تنها همین مسیر را  بدون ترس ، و بدون تاسف  ادامه می دادم. این بسیار آسانتر از آن چیزی بود که بسیاری از مردم ممکن است فکر کنند ، و هرگز پشت سرم را نگاه نکردم."  

منبع : http://www.mounteverest.net/ - سی دسامبر 2008

مترجم : فریدون شیرمحمدلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 دی1387ساعت 10:53  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

گزارش چهارمین  مسابقه بین المللی صعود سرعتی  البروس ( 5642متر)

14 اکتبر 2008 – مسابقه 2008 البروس در 16 سپتامبر 2008 با سازماندهی  TOP SPORT TRAVEL www.sklon.ru و وب سایت کوه نوردی  http://www.russianclimb.com/ برگزار شد.

امسال  34 ورزشکار برای مسابقه البروس ثبت نام کرده بودند که این رقم بیش از شرکت کنندگان مسابقات سالهای قبل ( در 2005 ، 2006 ، 2007 ) بود.  شرکت کنندگان در این رقابت کوه نوردانی از روسیه ، قزاقستان ، اکراین ، بلاروس ، آلمان ، هند و اندونزی بودند. کوه نوردان روسی از مناطق مختلف این منطقه آمده بودند.

ادامه همراه با تصاویر این رقابت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 22:21  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

بهترین اکسپدیشن برنده جایزه ExplorersWeb در سال 2007 : صعود به جبهه غربی K2 

نزدیک به هزار اکسپدیشن را در سال 2007 گزارش کرده ایم . انتخاب بهترین آن دشوار است ، چون همه آنها به روش خودشان کمک کردند ، و داستان شان را - یا در واقع روح شان – را با ما  و با جهان سهیم شدند. با این حال ، گزارش هایی هستند که مدت های طولانی پس از انتشار شان در ذهن مان مانده اند. ما هشت اکسپدیشن را که به شیوه ای فوق العاده به روح ماجرا در سال 2007 کمک کرده اند ، برگزیده ایم .

 

                          شماره 1 : اولین صعود به جبهه غربی K2

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 مرداد1387ساعت 23:39  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

صعود سرعتی بوکریف : آیا می توانید از پدر الکساندر جلو بزنید؟

 

18 ژانویه 2008 ( MountEverest.net ) کوه نورد سوئدی به رسانه های جمعی کشورش این طور گزارش کرد:" دلقک دیگری اینجا هست ، این آماتور روسی ، با کفش های کتانی دیواره لوتسه را صعود می کند."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 22:25  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

مرگ در اورست : داستان مایکل متیوس – توسط بنیانگذاران   Explorerweb

تصویر مایکل متیوس بریتانیایی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 9:9  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

گزارش صعود اکتشافی شدیدا سرد: اکتشاف زمستانی و اولین صعود ها در منطقه دور دست شمال شرق  کلاه یخی پاتاگونیا Patagonia Ice Cap

 

مترجم : فریدون شیرمحمدلی

 

 

 

10:28 pm EST  12 فوریه 2008  ( ThePoles.com/MounEverest.net ) او اولین عبور کامل از جنوب کلاه یخی پاتاگونیا و بعدا اولین عبور کامل زمستانی از شمال کلاه یخی را سرپرستی کرد.

در جولای پارسال ( فصل زمستان در شیلی ) پابلو بسر جراح ارتوپد دوباره برگشته است  و سرپرستی دوستانش را برای سیاحت و صعود به سمت شمال شرق کلاه یخی به عهده گرفته است. این تیم از طریق گردنه کریستال به بالای فلات صعود کرد و سورتمه ها را به بالای قلل کشیدند و در غروب های سحرانگیز اسکی – کوه نوردی کردند. آنها تعدادی اولین صعود زمستانی از جمله سررا لارگو Cerra Largo  فنی را به انجام رساندند و کلبه های برفی را برای اقامت ساختند.

در اینجا گزارش پابلو را به همراه مجموعه  ای از عکس های حیرت آور تقدیم می کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 9:15  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

گزارشی از کوه  موستاق آتا : برگه ای که روی آن "HELP " نوشته شده بود.

 

موستاق آتا که در زبان محلی به معنی " پدر کوه های برفی " است در منتهی الیه غربی کونلون در ایالت سین جیانگ چین واقع شده است. قله ای عظیم و زیبا که مراتع سرسبز آن را در بر گرفته اند و در نزدیکی جاده باستانی ابریشم قد برافراشته است.

 

  موستاق آتا ۷۵۴۶ متر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 7:41  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

گزارش توماس هومر(Tomaz Humar ) از مسیر جدید صعود شده  به صورت  انفرادی و به شیوه  آلپی  در جبهه جنوبی آناپورنا

 

 

منبع : www.mounteverest.com  16 نوامبر 2007

مترجم : فریدون شیرمحمدلیتوماس هومر

 

در 28 اکتبر 2007 توماس هومر مسیر جدیدی را به طور انفرادی به شیوه کاملا آلپی در طول سمت راست جبهه جنوبی آناپورنا طی نمود. او مسیر دست نخورده ای را تا ارتفاع 7500 متری صعود کرد که در آنجا با مسیر خط الراس شرقی برخورد نمود و با ادامه آن از سمت قله شرقی به ارتفاع 8047 متری رسید. در اینجا گزارشی را بطور مستقیم از زبان خود او می خوانیم که همراه با آن عکس های حیرت انگیزی را می بینید.

این گزارش از طرف تیم C.A.M.P  ارسال شده است که در زیر می خوانید:

 

مسیر

هومر گزارش سفر خلاصه ای را به صورت روز شمار تنظیم کرده است تا به روشن شدن مسیر کمک کند که این یقینا در تاریخ به عنوان یکی از جدید ترین و برجسته ترین صعود های هیمالیایی ثبت خواهد شد. مسیر هومر کاملا جدید است و به صورت انفرادی به شیوه کاملا آلپی در ناحیه ای از دیواره انجام شد که در گذشته تنها یک بار صعود شده بود. ( تیم لهستانی Hajzer-Kukuczka در سال 1988 مسیری را در این جبهه صعود کرده است ) .توماس هومر درست قبل از قله ( دائولاگیری و نیلیگیری در پشت سر )

با ترسیم جزئیات مسیر و پس از تائید آرتور هاجزر ، روشن است که این دو مسیر کاملا جدای از هم هستند و ناحیه کاملا متفاوتی را در بر می گیرند. تنها نقطه تلاقی میان این دو مسیر در ارتفاع 5800 متری در سکوی یخ است که در آنجا هومر اولین کمپ موقتش را برپا کرد. اطلاعات بیشتر در مورد مسیر 1988 لهستانی را می توان در مجله American Alpine Journal سال 1989 ( صفحات 219-217 ) پیدا نمود.

هومر می گوید:" من مسیر جدیدی را به شیوه کاملا آلپی صعود کردم و اطلاعی نداشتم که تیمی در سال 1988 این دیواره را در فاصله ای نه چندان دور از مسیر جدید من صعود کرده است. این مسیر را تنها در دو روز ( صعود و فرود ) در شرایطی وحشتناک صعود کردم. هوا در تمام طول سپتامبر به جز چند وقفه شدیدا بارانی و برفی بود. وقتی صعود را شروع کردم بادی که از شمال – شمال غرب – که Jet Stream نامیده می شود -   شکل وحشیانه ای به خود گرفت و به سرعت 150-100 کیلومتر در ساعت رسید. در سال 1997 همان نوع باد علت مرگ همنوردم جانز جکلیک بود. "خط قرمز مسیر توماس هومر (7500 -6000 متر ). خط زرد مسیر لهستانی

 

صعود

 

24 اکتبر

" من با دوستم جاگات لیمبو راهی این سفر شدم. از یخچال عبور کردیم و راهمان را به صورت پیچ در پیچ از میان ستون هایی از سنگ و یخ در زیر دیواره در ارتفاع 5800 متری ادامه دادیم. اولین کمپ موقت مان را بر روی سکوی یخ کوچکی در ارتفاع 5800 متری بر پا کردیم. شب مانی اول (5800 متر ) بر روی سکوی یخ کوچک Rock Island ( بخشی از صعود بین 5000 و 5800 متر ) .

 

25 اکتبر

" به علت بادهای شدید و ناراحتی معده تمام روز را در کمپ موقت مان در ارتفاع 5800 متری باقی ماندیم. به علاوه ، من هم هم هوا نشده بودم. به عنوان تمرین فقط به Thapu Chuli  (5890 متر ) صعود کرده بودم و در ارتفاع بیش از 5300 متر شب مانی نکردم. این  ارتفاع ها برای هم هوایی مناسب برای قله ای به ارتفاع 800 متر ناکافی  است."شب مانی اول (5800 متر ) بر روی سکوی یخی کوچک .

 

26 اکتبر

"کوه نوردی را در ساعت 6 صبح آغاز کردم- نه کلاهی ، نه طنابی ، نه بندی – فقط وسایل خواب ، مقداری غذا و گاز همراه بردم. .وسایل  دیگر را پیش جاگات گذاشتم که در صورتی که بر نگشتم فرود را بایستی به تنهایی انجام می داد. در ساعت 3 عصر ، شروع به کندن حفره ای در یخ در ارتفاع 7200 متری کردم . این دومین کمپ موقت من است."

" تمام روز را در داخل حفره یخی سپری کردم تا بیشتر هم هوا شوم – نمی خواهم خطر ادم برای من پیش بیاید. باد واقعاً قوی است و سرعت آن بیش از 100 کیلومتر در ساعت است. مسیر قله شرقی آناپورنا ( 8047 متر )

 

28 اکتبر

" ساعت 6 صبح زنگ به صدا در می آید. نخوابیده ام. تنها انتظار می کشیدم که لحظه خوب فرا برسد و بیرون بروم.آسمان صاف است. باد قوی و ... سرد است. ( هواشناسی سویس به من هشدار داده بود که به علت باد های قوی Jet Stream از خط الراس عبور نکنم ). خیلی سبک صعود می کنم همراهم فقط 2 لیتر آب میوه می برم که در همان ساعت اول یخ می زند. پس از دو ساعت ، موفق می شوم به خط الراس شرقی در 7500 متری که Loretan و Joss در سال 1984 از آنجا عبور کردند برسم. علیرغم باد بسیار شدید ، حرکت به طرف قله شرقی را ادامه دادم. تا ساعت 10 صبح بیشتر قسمت های خط الراس شرقی را پیمودم و قله را بسیار دم دست احساس می کردم. هر ساعت که می گذرد ، باد قوی می شود. با صعود به ارتفاع بالاتر ، سقوط های یخ و برف از نظر شدت و فراوانی افزایش پیدا می کند و خطر سقوط بهمن جدی تر می شود.قبل از ساعت 3 عصر بر فراز قله شرقی در ارتفاع 8047 متری ایستاده ام. به خدا توکل می کنم  ، دعا می کنم ، احساس ایمنی می کنم! ولو اینکه هوا خوب باشد هرگز جرات نمی کنم به طرف قله اصلی در ارتفاع 8091 متر ادامه مسیر دهم چون خداوند  قبلا یک بار در سال 1995 این امکان را به من داد که به آنجا برسم. آن اولین 8000 متری من بود ، این تنها جوابی است که به این سوال دارم که چرا آناپورنا را انتخاب کردم ، (چون) 20 سال از زمانی که کوه نوردی " روش زندگی ام " شد می گذرد.منظره از بالای خط الراس شرقی. کمپ اصلی بین ابرها و هیون چولی قرار گرفته که می توان در پشت سر قرار گرفته است

بلافاصله فرود را شروع کردم. به جاگات زنگ می زنم تا بگویم من دارم بر میگردم. او از شنیدن صدای من واقعاً خوشحال می شود. آخرین تماسی که داشتیم 10 صبح بود و از آن زمان مشغول دعا برای من بود. با تاریک شدن هوا به ابتدای خط الراس شرقی می رسم.

خیلی خسته هستم ، از زمانی که توانستم  چیزی بخورم یا بنوشم وقت خیلی زیادی می گذرد. هوا کاملا تاریک است و نمی توانم  هیچ کدام از رد پاهایم را ببینم . گم شدم ، اما در روح خود می دانم که خدا با من است. به علت درجه حرارت پایین ، چراغ پیشانی ام کار نمی کند و در سرما و تاریکی قبل از ادامه مسیر باید در انتظار در آمدن ماه بمانم. در ساعت 25/8 شب به کمپ موقتم در ارتفاع 7200 متری می رسم. کاملا از نفس افتاده ام.

این پیام کوتاه را می فرستم :

" سعادتمند ، در کمپ موقت. مسیر جدید تا 7500 متر+ بعد طولانی ترین سفر به درون خودم . آناپورنای شرقی 8000 متر+ و برگشت پس از 14 ساعت به وقت زمینی. همه چیز خوب بود ، اما اگر این باد 60 کیلومتر در ساعت بود ، آهسته تر رانندگی می کردم. "Rock Island ( بخشی از صعود بین 5000 متر و 8500 متر )

به فکر فرو می روم و به هنگام انتظار برای فرا رسیدن سپیده دم یک فنجان چای آماده می کنم.

 

29 اکتبر

در ساعت 8 صبح ، فرود خود را به کمپ اولم در 5800 متر شروع می کنم. پس از چهار ساعت فرود ( 1400 متر ) جاگارت را می بینم. به دکترم ، آندا پردان ، که در کمپ اصلی منتظرم است  زنگ می زنم. همچنین به والدینم ، دوست دخترم ، بچه هایم و آژانس زنگ می زنم... همه چیز ok است ، من به قله رسیدم و به سلامت پایین آمده ام ! همان روز به طرف کمپ اصلی (4150 متر) می رویم و ساعت 30/8 شب به آنجا می رسیم.

پس از توضیح جزئیات صعود تا ساعت 2 صبح ، وسایل مان را در کمپ اصلی جمع   و برای برگشت به خانه آماده می کنیم. بعدازظهر ، نجات سه عضو سفر اکتشافی کره ای در Annapaurna Fang  را سازماندهی می کنیم. بعد به چومر ونگ در ارتفاع 2100 متری می رویم.منظره از دیواره جنوبی آناپورنا از ارتفاع 5800 متری.

 

2 نوامبر

پس از یک روز اقامت در Pokhara به کاتماندو می رسیم. چهار ساعت با الیزابت هاولی و ریچارد سالیسبوری  ملاقات می کنم و یک گزارش رسمی را به آنها می دهم – همان جزییاتی که در بالا آمد."

 

7 نوامبر

به زادگاهم اسلونی بر می گردم.

 

توماس هومر در 18 فوریه 1969 در Ljubljana اسلونی به دنیا آمد. او در حال حاضر در Stranje زندگی می کند و در اداره گمرک Ljubljana   مشغول به کار است. او از سال1987  عضو شاخه Kamnik باشگاه      Alpine Club بوده است و 1500 صعود را انجام داد ، که 70 مورد آن اولین صعود ها در داخل و خارج از کشور بود.منظره از کمپ موقت دوم در 7200 متری

قابل توجه ترین صعود های توماس ، صعود های دشوار در ارتفاعات اندکی پایین تر بوده است: مسیرهای جدید بر روی Ama Dablam ، Lobuche ، Nuptse west ، دائولاگیری (بدون صعود به قله ) ، جبهه جنوبی آکونکاگوا و غیره.

 

 

 

 

 

جاگات و من در حال فرود به  کمپ ABC در ارتفاع 5100 متری. بالا خره سالم برگشتیم.

آناپورنا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کمپ اصلی از چادر من.

خط قرمز : توماس هومر سال 2007 . خط زرد: هاجزر-کوکوزکا سال 1988 .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای توضیحات هر عکس علامت موس را روی عکس قرار دهید.

تمام عکس ها توسط خور هومر گرفته شده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 13:42  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

کریستین استانگل کوه نورد سرعتی اورست در 9 ساعت و 10 دقیقه به کوه وینسون صعود کرد

 

منبع : www.mounteverest.net ۱۲ دسامبر 2007

مترجم : فریدون شیرمحمدلی

 

( thepoles.com ) سال قبل کریس استانگل جبهه شمالی اورست را از کمپ ABC (6400متر) بدون اکسیژن در 16 ساعت و 42 دقیقه صعود کرد. پاییز امسال ، Cho Oyu را در 15 ساعت و 6 دقیقه از کمپ BC تا قله صعود کرد.

این ماه در قطب جنوب امیدوار بود تلاش خود برای صعود به هفت قله را در سریع ترین زمان ممکن به پایان برساند.

روز یکشنبه آپدیتی از وین رسید : کریستین استانگل  در نه ساعت و ده دقیقه فاصله بین  بیس کمپ تا قله وینسون را – مرتفع ترین کوه قطب جنوب با 4892 متر ارتفاع –   صعود کرد.

 

58 ساعت و 45 دقیقه

کریستین جمعه گذشته حدود ساعت چهار عصر به وقت محلی به مرتفع ترین نقطه قطب جنوب رسید. گزارش افزود که رکورد سابق متعلق به کوه نورد اهل اسلوونی است که موفق شد این کار را در 19 ساعت انجام دهد.

استانگل از BC در ارتفاع حدود 2200 متر در سرمای  منهای 15 درجه سلسیوس شروع کرد. هشت کیلومتر اول تا پای کوه وینسون را با اسکی رفت. از آنجا به بعد اسکی ها را روی شانه خود گذاشت و کرامپون ها را پوشید و با سرعت زیاد به حرکت به بالا ادامه داد.

کریستین گزارش کرد:" مشکلی نبود ، همه چیز طبق برنامه پیش رفت.  فقط  سمت سایه کوه شدیدا آزار دهنده بود چون روی بینی و دهانم قندیل روئید." در 200 متر زیر قله ، باید از دیواره ای شیب دار و صخره ای عبور می کردم. بالاخره در درجه حرارت مطلوب منهای 15 ، بدون باد و آسمان آبی صاف به قله 4892 متری رسیدم."

 

فرود با اسکی غیر ممکن بود

آنگونه که از قبل برنامه ریزی شده بود فرود از خود قله به وسیله اسکی نا ممکن بود. استانگل اسکی های خود را در زیر صخره پوشید و چند ساعت بعد به کمپی در پای کوه وینسون رسید و در آنجا با تیمی از کوه نوردان اتریشی برخورد کرد. بنا به گزارش ، همکاران به گرمی و با ابراز احساسات از او پذیرایی کردند. هوا خراب تر شد. اما ، استانگل این طور به پایان می برد که " برای کوه نورد اسکی سوار یک لحظه هوای خوب کافی است ، و این دقیقا همان مورد در وینسون بود."

طبق گزارش اکنون کریستین دارنده رکورد جهانی تمام هفت قله می باشد:  بنابه گفته هم تیمی اش او این کار را در مجموع 58 ساعت و 45 دقیقه انجام داد – کوه نوردان عادی برای انجام این کار به 500 ساعت وقت نیاز دارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 15:48  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  | 

طولانی ترین صعود

من همیشه علاقمند به چیزهایی هستم که از تجربه خودم متفاوت باشد تا مرزهای جدید را پیدا و کشف کنم. آدم باید اشتباه کند تا خودش را امتحان نماید و نحوه موفقیت را یاد بگیرد. این موضوع در کوه نوردی و تجارت صدق می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 12:57  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  |