|
ترجمه در مسیر دانایی
|
صحنه ای کم نظیر از رعدو برق دیشب در گنبد بر فراز برج قابوس

سال نو بر همه کوه نوردان و ورزشکاران مبارک باد
دوعکس از قلعه ماران در آخرین روز سال ۱۳۸۷


عکسی از پناهگاه قلعه ماران در شهرستان رامیان در استان گلستان (18/11/87)
نمایش صعود سال ۲۰۰۷ به کی دو - کوه وحشی از سوی دون بووی Don Bowie
در تاریخ جمعه ۸/۵/۸۷ مراسمی به مناسبت چهلم درگذشت مرحوم کوه نورد ولیار دیبایی در محل سقوط آن مرحوم در آبشار شیرآباد خان ببین با حضور جمعی از اعضای چند گروه کوه نوردی گنبد برگزار شد.
مرحوم ولیار دیبایی حدود دو ماه پیش بر اثر سقوط از بالای این آبشار فوت نمودند.روحش شاد.
در ادامه عکسی را از محل سقوط می بینید.
ولیار جان سه روز از مرگ ناباورانه ات می گذرد، مگر می توان تو را فراموش کرد. هر هفته مهمان خنده ها و مهربانی های تو بودیم . چه زود پر کشیدی و رفتی ..
همراه با عکس هایی از ولیار دیبایی
صعود های تیمی اولیه

در این عکس کوه نوردان و باربران در صعود تیمی 1963 ( 45 سال پیش ) آمریکا عازم صعود به قله اورست هستند.این تیم از 900 باربر برای حمل 27 تن تدارکات به اردوگاه اصلی استفاده کرد. در آخر 6 عضو تیم به قله رسیدند در حالیکه تنها کوله های خود را به همراه داشتند.
عکس از : Barry C. Bishop
منبع : www.nationalgeographic.com
تصاویری از کوه اورست
منبع : www.ericbolz.com
تمام تصاویر کوه اورست در این صفحه توسط اریک بولز برداشته شده اند. در طول چندین سال به تمام جوانب کوه اورست راه پیمایی کرده است و این تصاویر را برای بهره مندی شما ارسال کرده است. تمام این عکس ها با دوربین Canon Elan II (28-138 Ultrasonic IS Lens) با استفاده از فیلم اسلاید Kodak E100S برداشته شده اند.

تصویری از کوه اورست از قله گوکیو ری ( در نپال)

تصویری از کوه اورست از داخل کیسه خواب در چادرم در روی یخچال کانگ شونگ . این اولین چشم انداز من از کوه اورست از یخچال کانگ شونگ است چون ابرها دید ما را در ورود به اینجا گرفته بود.

تصویری از کوه اورست کمی بعد از صبح از یخچال کانگ شونگ .

این تصویر کمی بعد از صبح از یخچال کانگ شونگ گرفته شده است.

تصویری از کوه اورست از Rangpuk Monastery در اوایل صبح .

تصویری از کوه اورست از کمپ اصلی در سمت شمال (تبت ).

تصویری از کوه اورست از Ding boche نپال در هنگام غروب .

در مورخه 7/6/86 به همراه گروه سفری به کوه سیالان در عسل محله شهرستان تنکابن داشتیم. راهنمای ما در این کوه نوردی آقای یونس شاه منصوری از اعضای هیئت کوه نوردی شهرستان تنکابن بودند که جا دارد از زحمات ایشان تشکر نمایم . فردی با تجربه ، قوی ، صبور و جدی بودند. ارتفاع این کوه 4250 متر است و حقیقتاً مناظر کوه و اطراف آن بی نظیر است. کوهی بسیار زیبا و دیدنی که به همه علاقمندان توصیه می کنم. در این جا عکس هایی از این سفر را می بینید.امیدوارم خود از نزدیک این مناظر را شاهد باشید.
جمعه 27/7/86 برای اولین بار پس از ماه رمضان به کوه قلعه ماران رفتیم. پاییز هم زیبایی های مخصوص به خود را دارد. با مناظر بسیار زیبایی مواجه شدم که چشم ها از تماشای آنها خسته نمی شود.شما هم چند عکس از این زیبایی های بی نظیر را ببینید.

برای ادامه عکسها کلیک کنید.




همایش کوه نوردی به مناسبت ارتحال امام خمینی از سوی هیئت کوه نوردی خان ببین
امروز جمعه 11/3/86 به مناسبت ارتحال امام خمینی همایش کوه نوردی از سوی هیئت کوه نوردی خان ببین به منطقه آبشار شیر آباد برگزار شد. در این همایش گروه هایی از خان ببین ، مینودشت ، کلاله ، گنبد ، گرگان ، بهشهر، آزاد شهر ، رامیان و ... حضور داشتند. ابتدا در ساعت 7 صبح در محل پارک ملی خان ببین جمع شدیم و پس از هماهنگی های لازم با مینی بوس به طرف منطقه راه پیمایی حرکت کردیم . منطقه زیبا و سرسبزی بود. پس از صرف چای به طرف مقصد حرکت کردیم. در محل تجمع بچه های واحد مرکزی خبر هم مصاحبه هایی می کردند و این رویداد بزرگ را پوشش می دادند. جیره غذایی اهدایی را گرفتیم و از یک سربالایی بالا رفتیم . هوا واقعا گرم و دم بود و عرق همه را در آورد. می گفتند 3 ساعت راه پیمایی داریم . اکثر مسیر از داخل جنگل بود و مقداری از مسیر را از جاده شنی حرکت کردیم . گرما قیامت بود. اما تقریبا در انتهای مسیر با دیدن دریاچه ای زیبا و وسیع خستگی از تن مان در آمد. مناظر حیرت آور و فوق العاده زیبا بودند. در طول مسیر کشاورزان مشغول برداشت توت فرنگی بودند. چقدر توت فرنگی کاشته بودند!توت فرنگی ها را دست چین کرده و در ظروف یک بار مصرف بسته بندی می کردند. بالاخره رسیدیم. چشمه ای خنک و روان و آبی دلچسب و گوارا ! هر کس به همراه گروهش در جایی نشسته بودند و حسابی معرکه بود. صبحانه ای و ناهاری و استراحت و حدود ساعت 1 بعد از ظهر خوش آمد گویی و معرفی منطقه که نفهمیدم جایی که هستیم چه نام دارد. آخر سر هم قرعه کشی شروع شد . تمام دلخوشی من به این قرعه کشی بود چون در همایش قبل در فاضل آباد یک ساک برنده شدم! اما این بار از گروه شوکا گنبد تنها یک نفر برنده شد و آن هم بهترین جایزه یعنی کوله پشتی بود. در راه اکثر کوه نوردان توت فرنگی به دست بودند ! خلاصه پس از نشستن به انتظار مینی بوس در کنار دریاچه ساعت 4 عازم خانه مان گنبد عزیز شدیم و برنده کوله پشتی همه را به بستنی دعوت کرد و خلاصه با کلی خوشی و خاطره زیبا به خانه رسیدیم . و به انتظار همایشی دیگر منتظر می مانیم .
جا دارد از تمام دست اندر کاران این همایش تشکر کنیم هر چند ممکن است کاستی هایی داشته باشد اما اداره این همه جمعیت هم کار ساده ای نیست ، انشاالله شهری دیگر در استان سر سبز گلستان با هیئت کوه نوردی دیگر به همایشی دیگر روانه خواهیم شد.
در ادامه به صورت تصویری این همایش و مناظر را شاهد باشید.











گزارش صعود به کوههای روستای وطن به مناسبت سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر
توسط گروه کوه نوردی شوکا گنبد
طبق برنامه قبلی مقرر شد که بار سفر را دور از هرگونه هیاهوی شهرها و دود و آلودگی ماشینها که برای از بین بردن خود ما انسانها ست ببندیم و گام در طبیعت زیبای "وطن" که یکی از زیبایی های گلستان در بهار زیبایی هاست نهیم.
ساعت 5 صبح روزجمعه 4/3/1386 گنبد را به قصد وطن به همراه همنوردان عزیز در گروه و به سرپرستی آقای ملا خانی ( گروه شوکا گنبد) و همنوردان راهنما، عظیم و سعید که قبلا به این طبیعت زیبا پای نهاده بودن ترک کردیم .حدود بیست کیلومتر بعد از نوده خاندوز به محل مورد نظر که همه مشتاق دیدن آن بودیم ، رسیدیم از مینی بوس که پیاده شدیم کوله پشتی هایمان که سالهای سال است رفیق خوشی ها و خاطرات صعودهایمان در جنگلها و دشتها بودند به پشت انداختیم و هر کس عصای جادویی خویش را که کمک رسان او در مسیر های سخت و طاقت فرسا بود برداشت و به راه افتادیم.
همان اول مسیر به رودخانه ی خروشانی رسیدیم که به جز چند تکه سنگ بزرگ که بومیان منطقه برای عبور خود گذاشته بودند چیز دیگری نبود . ما و تعدادی از بچه ها از روی همان سنگ ها عبور کردیم ولی بعد از چند دقیقه از بخت خوش یک کامیون حمل شن و ماسه از راه رسید که می خواست از رودخانه عبور کند و دیگر همنوردان ما با همان کامیون از رودخانه گذر کردند .
اوایل مسیر را از روی جاده ای که به یک معدن زغال سنگ ختم می شد با مسیری پر پیچ و خم و زیبا که ازیک طرف به کوه واز طرف دیگر به پرتگاهی پر از درختان انبوه شمال همچون گیلاس وحشی ، بید ، انگور وحشی، گردو و... ختم می شد ،ادامه دادیم .
هرازگاهی روستاییان خون گرمی که بیل به دست به کشاورزی مشغول بودند به ما خوش آمد می گفتند و برایمان دست تکان می دادند . در این میان به فکر فرو رفتم که چرا ما انسانها به هر جا که پا می نهیم این طبیعت زیبا را با وسایلی که می سازیم به ویرانه ای تبدیل می کنیم چون به قول یکی از کوهنوردان به نام منطقه "طبیعت در هیچ زمانی ما را دعوت نمی کند و این ما هستیم که خودمان را به طبیعت تحمیل میکنیم" . پس وای بر ما اگر کوچکترین آسیبی به این طبیعت بزنیم و اثری نا بجا از خود بر جای بگذاریم حتی اگر شکستن یک شاخه ی درخت کوچکی باشد .
بعد از چند دقیقه توقف در معدن که بیشتر شبیه محل جمع آوری هیزم بود براه افتادیم . از این مسیر به بعد باید از پاکوب ها و بی راهه ها می رفتیم. آقای عظیم راهنمای ما شد و ما هم پشت سر او، بعد از پشت سر گذاشتن چند سر بالایی تیز و اندکی طولانی و سراشیبی های کوتاه و گذر از نهرهای کوچک با آبی سرد کوچک به محوطه ای باز روی یکی از کوه های کم ارتفاع منطقه رسیدیم ، مکان بسیار زیبایی بود و همه ی منطقه بصورت کاملا واضح دیده می شد . روستای وطن نیز در دامنه ی کوه با نمای بسیار زیبا خود نمایی می کرد .
مسیر را در داخل زمینهای کشاورزی که احتمالا با گاو آهن شخم میزدند ادامه دادیم وبا یکی از اهالی همان منطقه که در داخل زمین کشاورزی مشغول تلاش بود، هم صحبت شدیم و ایشان هم مشتاق بود که با ما به چشمه و سرچشمه آن بیاید ، و بعد از توقف چند دقیقه ای در آن محل در مسیر سرچشمه براه افتادیم .
دراین منطقه ودر میان جنگل های انبوه نسیم ملایمی صورت ما را نوازش می کرد و شاخ و برگ های درختان بوسه بر اندام ما می انداختند و در مسیر وجود هیزم های کوچک و بزرگ نشان از بکر بودن منطقه می نمود چه زیباست این طبیعت و چه زیبا تر است آفریننده این زیبایی ها که توانسته این چنین گلستانی را برای زیستن و آرامش ما به وجود آورد . دیگر خبری از اشعه های سوزان خورشید و روزهای گرم خرداد ماه نبود و تنها در مکان هایی احساس گرما می کردیم که خبری از درخت نبود و بشر خاکی ، تغییراتی را بوجود آورده و خود را بر طبیعت تحمیل کرده بود بله درست متوجه شدید؛ داخل زمین های کشاورزی ، وقتی چند لحظه از جنگل خارج می شدیم این آفتاب سوزان بود که با گرمای خود به استقبال ما می آمد و به ما خوش آمد گویی می کرد .
بعد از چند ساعت پیاده روی در دامنه های پرشیب منطقه و گذر از مکانهای جنگلی به محل مورد نظر رسیدیم ، و چند ساعتی همان جا بودیم و بعد از خوردن نهار و انداختن عکس در این طبیعت زیبا به سمت پای کوه رهسپار شدیم . بعد از رسیدن به پای کوه جالب ترین و خنده دار ترین محل ،گذر از رودخانه بود و هر کس به طریقی از رودخانه عبور می کرد یکی از روی همان تخته سنگ ها و یکی دیگر کفش هایش را از پا در می آورد تا اگر خدای ناکرده داخل آب افتاد دیگر کفش هایش خیس نشود خلاصه تعدادی به آب افتادند و تعدادی نیز سر خوردند و ... ماجرا نیز در همین جا به پایان رسید و یک روز دیگر و یک کوهنوردی دیگر به خاطرات ما اضافه شد.
نویسنده:قدیر امانبائی


