تبليغاتX
کوه نوردی، ورزش و سلامتی - مصاحبه با لنا لالتینا – قسمت دوم
ترجمه در مسیر دانایی

                                  مصاحبه با لنا لالتینا – قسمت دوم

اکس وب : صعود های  روسی ( به ویژه شوروی سابق ) به وسیله کوه نوردان بریتانیایی و آمریکایی به خاطر تهاجمی ، بیش از اندازه سازمان یافته و محدود به فردگرایی بودن مورد انتقاد بوده است در حالیکه هدف کوه نورد رویکردی معتدل ، خود کفایی ، وقار و آزادی شخصی است. نظر شما در مورد این بحث چیست و کوه نوردان روسی در این مورد چه فکر می کنند؟

لنا : کوه نوردی در اتحاد جماهیر شوروی ورزشی تیمی بود. و هنوز هم در روسیه و کشورهای مشترک المنافع همین گونه است. پس کوه نوردان علاقمند به ورزش باید بسیار سازمان یافته می بودند ، این قاعده بازی است. اگر تصمیم دارید در تیم کار کنید ، معنی اش این است که شما قواعد را می پذیرید ، که بعدا به این مفهوم است که یک تیم خوب در مسیر صعود بسیار کارآمد است.

در مورد فردگرایی محدود کننده – بله ، چنین وضعیت هایی ، بویژه در اکسپدیشن های بزرگ ، وجود داشت ، و همیشه درست نبود. اما این جنبه ناخوشایند کار تیمی است. مثلا در اولین اکسپدیشن های هیمالیا شوروی ( نظیر اورست و کانگچن جونگا ) برخی کوه نوردان نمی خواستند از اکسیژن استفاده کنند . با وجود اینکه آنان آمادگی کافی داشتند بدون آن صعود کنند  باز هم مجبور بودند آن را استفاده کنند ، چون تصمیم سرپرست اینگونه بود.

هر چند به عنوان یک قاعده ، هرکس هنوز هم فرصت کافی برای عمل فردی دارد و همانطور که دنیس اوروبکو گفت :" اگر بیش از دو عضو در یک تیم باشند ، همیشه برای شخص محدودیت وجود دارد ، چون وقتی سه نفر مسایل را حل می کنند اغلب دو نفر بر علیه نفر سوم هستند ...

پس این بحث بی فایده است که به طور مستقل ، دو نفری یا انفرادی صعود کنیم یا عضوی از یک تیم بیش از حد سازمان یافته شویم ، چون در نهایت هر کدام بستگی به خودش دارد.

اکس وب : از طرف دیگر ، کوه نوردان شکایت می کنند که کوه نوردی در دریایی از سرگرمی ماجرایی پیش و پا افتاده با اندک نمونه های مغایر از اکتشاف واقعی غرق می شود. مجموعه های " واقعیت " اورست ( شبکه ) دیسکاوری به طور جهانی از جمله در روسیه پخش می شود و بخش دوم آن بهار امسال پخش شد. نظر شما در این مورد چیست ؟

لنا : بله ، در بسیاری از کشورها کوه نوردی تدریجا به نمایشی به رهبری فدراسیون ها ، سیاستمداران ، و تجار تبدیل شده است. تعجبی ندارد که می توان به کوه نوردان معمولی جایزه داد ، تبدیل به قهرمان کرد ، یا در مجموعه های تلویزیونی تبدیل به ستاره کرد : آنان توسط افرادی مورد تشویق قرار می گیرند که منافع شخصی شان فاصله بسیار زیادی با کوه نوردی دارد. این نشانه این روزهاست ، ایامی که همه می توانند به وسیله زندگی شخصی ، عشق و تراژدی ها ی شان بخشی از نمایشی تلویزیونی شوند. این روزها کوه نوردان بسیار کمی کاشفانی هستند که دوست دارند صادقانه تلاش کنند و مرز توانایی انسان را لمس کنند ، خطر واقعی را بپذیرند و به الگوهای واقعی در کوه نوردی تبدیل شوند. دوست دارم در مورد این گونه کوه نوردان بنویسم . امیدوارم افراد کافی در جامعه کوه نوردی دنیا باشند که تفاوت بین نمایش و ماجراهای واقعی را می فهمند.

اکس وب : آیا این روزها مردم عادی روسیه از موفقیت های کوه نوردی ملی تان آگاه هستند و احساس غرور می کنند ؟

لنا : خارج از جامعه کوه نوردی ، علاقه زیادی به کوه نوردی در روسیه وجود ندارد. رسانه های جمعی ترجیح می دهند در مورد فوتبال ، هاکی ، تنیس و غیره بنویسند. داستان ها و فیلم ها در مورد صعود های بزرگ و اکسپدیشن های جاه طلبانه بسیار کم هستند بجز زمانیکه شخصی در کوه ها بمیرد. در صورت وقوع مرگ وزارت شرایط اضطراری از تمام ظرفیت های اطلاعاتی اش برای انتشار اطلاعات در مورد حادثه در گسترده ترین حالتی که می توانند استفاده می کنند ، که در کل نگرش منفی را نسبت به کوه نوردان سبب می شود. اما البته برخی اکسپدیشن ها و صعود های بزرگ از طرف ملت و افراد مورد تقدیر قرار می گیرد و نسبت به قهرمانان احساس غرور می کنند.

اکس وب : ارتباط کوه نوردان روسی با کوه نوردان شوروی سابق مثل قزاق ها چگونه است؟

لنا : کوه نوردان روسی همکاران خود در اوکراین ، بلاروس ، قزاقستان ، مولداوی و دیگر جمهوری های شوروی سابق را به صورت خویشاوندان خود می بینند ، هنوز هم فکر می کنیم همه اعضای یک خانواده هستیم.

وقتی دولت ها جدا و مستقل شدند عبور از مرزها و کوه ها دشوارتر شد و کوه هایی که کوه نوردان اتحاد جماهیر شوروی همیشه مال خودشان می دانستند اکنون در خارج از کشور قرار گرفته اند. البته ناراحت کننده است ، اما نمی توان جلوی آن را گرفت و مانعی بین کوه نوردان کشورهای مشترک المنافع نیست.

بدون توجه به نزاع های سیاسی بین مثلا روسیه و اوکراین یا گرجستان ، همه ما به کوه نوردی در کنار هم ادامه می دهیم. رقابت ها و فستیوال های مشترکی را سازماندهی می کنیم ، در مورد طبقه بندی های مسیر تصمیم گیری می کنیم و با همدیگر کتاب می نویسیم ، در مورد موفقیت ها ، چالش ها و مشکلات در وب سایت های مشترک بحث می کنیم و برای آنها که در مسیر ( در حال کوه نوردی ) هستند دعا می کنیم ...

اکس وب : شماها تبریخ طلایی خودتان را برقرار کردید ؛ قضیه اش چگونه است ؟

لنا : قبلا در دو نوبت در 2007 و 2008 برگزار کردیم. در صورتیکه فدراسیون کوه نوردی روسیه به صحبت های کارشناسان گوش کند ، این جایزه می تواند واقعا خوب ظاهر شود. تعدادی صعود های روسی عالی در 2007 اتفاق افتاد که این وضعیت را نجات داد . رهبران تیم های قوی توانستند بهترین  صعودها را انتخاب کنند و فکر " Hamburg Score " عالی بود.

هر چند پارسال اولین صعود های زیادی ( مسیرهای جدید ) نداشتیم به این خاطر تیم های بسیار مختلفی با چند اولین صعود ( نظیر بابانوف – آفاناسیوف یا آلکسی بوتولوف ) کاندید شدند اما بقیه تنها صعود های دوم مسیرهای معروف ، صعود های سوم یا حتی صعود های کاملا عادی بودند.

اما حدود یک ماه پیش فدراسیون کوه نوردی روسیه معیارهای نوبت امسال را تدوین کرد و تنها از اولین صعود ها ثبت نام به عمل آورد ، پس گام خوبی است . همچنین فکر می کنم بهتر است نام دیگری برای جایزه بهترین صعود روسیه انتخاب شود. مثلا نبرد تیتان ها یا تبر یخی تیتانیوم ( آنگونه که پاول شابالین پیشنهاد کرد. )

اکس وب : تبر یخ طلایی بین المللی  اکنون دوباره به صحنه آمده است. نظرت در این مورد چیست ؟

لنا : کلنگ طلایی توسط ژان کلاود مارمیر خلق شد ، و از دنیا رفت  چون تبدیل به نمایش شد. برازنده بسیاری از کوه نوردان نبود و گمان می کنم که کلنگ طلایی جدید بزودی به مضحکه  ای جدید تبدیل شود.

معیار اصلی ، بنا به اظهار برگزار کنندگان ، سبک است. اگر چه صعود های آلپی زیبا و جدید هستند ، در کوه نوردی سبک همه چیز نیست . این سنگ نوردی نیست و سبک  ،بازی است برای آنانی که نمی خواهند بپذیرند کوه نوردی در مورد غلبه کردن است. نه تنها غلبه بر مسیر ، بلکه غلبه بر خویشتن هم هست ، که نمی توان بوسیله تنها سبک سنجیده و توصیف شود.

قضاوت حقیقی در یک رقابت کوه نوردی ظاهرا تقریبا غیرممکن است ، اما کارشناسان سطح بالا می توانند برای دستیابی به آن تلاش کنند . باید صادقانه قبول کنیم که تمام " صعود های سبک آلپی " در این طبقه بندی صحیح نیستند و به علاوه " صعود های انفرادی " بسیار کمتری از آنچه که معمولا اظهار می شود وجود دارد.

اگر کوه نوردی دو سوم مسیری را در یک سال صعود کند و سال بعد آن را تکرار کند البته که سبک آلپی به حساب نمی آید ، چون هر کوه نوردی می داند که صعود مسیرهای آشنا چقدر آسان تر است. سبک آلپی درست ، صعود یک مسیر در تلاش واحد است. صعود بخش هایی از مسیر ، بعد فرود ، و برگشت در یک یا چند سال بعد چندان تفاوتی با سبک هیمالیایی ندارد. شما از قبل با مسیر آشنا هستید ، و این مسئله کلیدی است.

و بعد مسئله  " احترام به نسل های آتی کوه نوردان با برجای گذاشتن این امکان که همین ماجراها را ادامه دهند . " می باشد . تیم کوه نوردان اتحاد جماهیر شوروی مسیرهای فنی زیبایی را در دهه های 70 و 80 ، البته با وسایل ابتدایی آن زمان صعود کردند. صادقانه می گویم ، کسی را ندیده ام که از " فقدان امکان ادامه  ماجراهای مشابه " در برخی از این مسیرها مثلا رخ جنوبی قله کمونیزم یا دیواره چاتین در قفقاز رنج ببرد. در واقع ، چیزی که می بینم این است که هیچ کس نمی تواند در این زمان چنین مسیرهایی را صعود کند ، صرفا به این خاطر که بیش از حد دشوار هستند. اگر کسی علاقمند به صعود جبهه شمال جانو یا جبهه غربی کی دو به سبک آلپی باشد ، مطمئن هستم فرصت های زیادی خواهد داشت که ماجرای پیشگامان روسی را ادامه دهند. در مورد کلنگ طلایی امسال ، از فکر اهدا جایزه به بوناتی و کوه نوردان ژاپنی که برنده شدند خوشم آمد. آنان مسیر عالی را صعود کردند.

Jun 19, 2009

منبع : http://www.mounteverest.net/news.php?id=18422

مترجم : فریدون شیرمحمدلی

مصاحبه سایت ExWeb با لنا لالتینا مدیر سایت RussianClimb.com – قسمت اول

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 23:15  توسط نویسنده /مترجم : فریدون شیرمحمدلی  |