خداحافظی با دوستان و خوانندگان
با سلام و تبریک سال نو به تمام دوستان و خوانندگان وبلاگ. شش سال از افتتاح این وبلاگ گذشت. وبلاگی که سال هاست مطالعه می کردید یا به آن نظری می انداختید اینک در پایان کار خود قرار دارد. مدت ها بود که به علت کمبود وقت در فکر بستن وبلاگ بودم اما هر بار دلگرمی های دوستان در بخش نظرات ناخواسته مانع از این کار می شد و دوباره انرژی می گرفتم. دوستان زیادی در طی این مدت از طریق نظرات شان اظهار لطف کردند. خوانندگان می دانند که این وبلاگ صرفا ترجمه از منابع خارجی و بیشتر از یک سایت بوده و گاه در زمینه های دیگر هم ترجمه هایی صورت گرفته است. امیدوارم این مطالب مورد توجه شما بوده و هر چند اندک اطلاعاتی را برای شما فراهم کرده باشد.
همیشه دوست داشتم بتوانم با ترجمه هایم همان حس و حال گزارش ها و یا خبرها را به خوانندگان منتقل کنم. و تا حد امکان به متن اصلی وفادار بودم. می توانستم صرفا خلاصه خبر را بنویسم اما دوست داشتم همان فضای اصلی را در اینجا هم ایجاد کنم. تا جایی که وقتم اجازه می داد ترجمه کردم . پیدا کردن موضوعی مناسب که خوانندگان هم دوست داشته باشند آسان نیست. آنهایی که دستی در ترجمه دارند می دانند که هر قدر هم که آدم در کار ترجمه مهارت داشته باشد باز کاری وقت گیر است. آن هم به گونه ای که مزدی و دستمزدی در کار نباشد. و صرفا عشق و علاقه و تشویق های خوانندگان باعث ادامه کار می شود.
اول کار اصلا نمی دانستم وبلاگ چیست. بعدا که فهمیدم وبلاگی را همین جوری باز کردم و چون کمی ترجمه و زبان بلد بودم مطالبی را ترجمه و در وبلاگ گذاشتم. دیدم خوب استقبال می شود. جمعه ها هم با دوستان به کوه پیمایی می رفتم. گفتم در زمینه کوه نوردی مطالبی را ترجمه کنم. اولین بار وبلاگ آقای زارعی ( کوه قاف) نظرم را جلب کرد. مطالبش برایم جالب بود. از این نظر که موضوعاتی خارجی داشت و مهمتر اینکه ترجمه بود. و این بدرد کار من می خورد. سایت های خارجی زیادی را بازدید کردم تا اینکه اتفاقی آدرس سایت اکسپلوررز وب را در وبلاگ قاف دیدم. با رفتن به این سایت دیدم همان چیزی است که دنبالش هستم. کوه نوردی، ماجراجویی، گزارش ها و ... . یکی از مطالبش را خواندم، اما دیدم چیزی متوجه نمی شوم!
روزی یکی از دوستانم مجله کوه را به من معرفی کرد. اولین بار بود که مجله را می خواندم. برای من خیلی جالب بود. همه چیز داشت! مقاله ای را در مورد آناتولی بوکریف خواندم. خیلی خوشم آمد. این مقاله راه مرا هموار کرد. بسیاری از سوالات خودم را در آن یافتم. خیلی روان و ساده همه چیز را توضیح داده بود. زیر تمام واژه هایی که نمی دانستم خط کشیدم و چند بار آن را خواندم. در ابتدا اصلا نمی دانستم 8000 متری چیست! موضوع جالب تر اینکه دیدم نویسنده مقاله آقای زارعی بود. از همان زمان به نوشته هایش علاقمند شدم و خیلی از نوشته هایش را در وبلاگش خواندم و در آشنایی من با کوه نوردی خارجی بسیار کارساز بود.
کم کم خودم ترجمه کردم و در وبلاگ گذاشتم. تا وقتی که صد در صد از صحت ترجمه هایم مطمئن نمی شدم منتشر نمی کردم. اولین بار آقای زارعی وبلاگم را معرفی کرد و یکی از ترجمه هایم را لینک کرد. همان گزارش خارجی حدود 100 بازدید داشت! دلگرمی خوبی بود. و همیشه قبل از انتشار هر مطلبی به وبلاگ قاف سر می زدم تا تداخلی در کار صورت نگیرد و اگر مطلبی را او منتشر کرده بود دیگر از خیر آن می گذشتم. و این کار همیشگی من بود. بعد از سال ها ترجمه دیگر همه چیز برایم روشن شده است و به هدفی که داشتم رسیده ام.
با وبلاگ ها و دوستان زیادی ( به طور مجازی ) آشنا شدم که هر کدام شیوه خاص خود را داشتند و دارند و کوه نویسانی هم هستند که بسیار عالی می نویسند و آدم غبطه می خورد. از همه این دوستان که به نوعی از این وبلاگ حمایت و یا دلگرمی دادند تشکر می کنم.
چون بیشترین مطالبی که خوانده ام از وبلاگ کوه قاف بوده است دوست دارم برداشت خودم را در مورد آقای زارعی بنویسم. " آقای زارعی خود کاربلد کوه نوردی است. دستی در صعود و تلاش در کوه های مرتفع برون مرزی دارد. کتاب هایی نوشته و مطالب فراوانی در زمینه کوه و کوه نوردی نوشته و ترجمه کرده است. کوچک ترین نکته و مشکل و موضوعی نمی تواند از تور او بگذرد مگر اینکه به صورت نوشتاری جالب در وبلاگش نمایان شود. تنها یک جمله کافیست تا به دست او بیفتد و به پشتوانه تجربه و دانش خود نوشته ای خواندنی از آن تهیه کند. سبک نوشتاری او ساده و راحت است. لینک هایی که در هر مطلب ارائه می کند فرد را از جستجوی وقت گیر برای موضوعاتی که از آن سابقه ذهنی ندارد، بی نیاز می کند. از عکس چندان در وبلاگش استفاده نمی کند و تنها به میزان ضرورت مطلبش را تزیین می کند. با زبان خارجی مشکلی ندارد. آنچه را خوانده به زبانی روان می نویسد. دچار شتاب زدگی نمی شود. سبک و روش خاصی دارد: زمینه موضوع را یاد آوری می کند موضوع را شرح می دهد و نتیجه گیری می کند و گاهی در نوشتارهایی صمیمی و دوستانه از خاطرات و تجربیات خود بنا به موضوع مورد نظر می نویسد. خلاصه اینکه وبلاگ او مجموعه ای بی نظیر را در خود گردآورده است که خود دنیایی است. و می تواند الهام بخش کوه نویسانی باشد که تازه کارشان را شروع کرده اند. ا ما اخیرا به دلیل فیلتر شدن وبلاگ های تحت بلاگ اسپات، وبلاگ او هم گرفتار شده است. اما اصرار او بر ماندن در بلاگ اسپات دسترسی راحت به وبلاگ او را دشوار کرده است. از ایشان به خاطر اظهار لطف و حمایت های شان صمیمانه تشکر و برای شان آرزوی موفقیت می کنم."
خانم فهیمه ریاضی هم اوایل ترجمه هایی را منتشر می کردند اما بعدا فعالیت شان کمتر شد. از او هم تشکر می کنم. خانم حسین زاده (گل کوه) هم فعالیت بسیار چشمگیری در زمینه ترجمه اخبار و گزارش های خارجی دارند و انرژی و پشتکار او قابل قیاس با هیچ کس نیست! و باور نکردنی است. به نوبه خودم از او هم تشکر می کنم. فقط اینکه گاهی سرعت نباید به بهای از دست رفتن کیفیت و دقت کار شود.
پیشتر تعداد وبلاگ های کوه نوردی خیلی زیاد نبود. اما اخیرا رشدی فزاینده داشته است اما همه به یک اندازه فعال نیستند. اما در این بین کار تولید و یا ترجمه متون مفید ساده نیست و نیازمند تلاش و تجربه بیشتر است. به نظر من دنبال کردن این کار می تواند کمک زیادی به افزایش آگاهی خوانندگان داشته باشد.
دیگر اینکه فکر می کنم ظهور کوه نیوز انقلابی در دنیای وبلاگ های کوه نوردی ایجاد کرد. تعداد وبلاگ ها هر روز بیشتر می شد و می شود و حلقه گمشده در این بین همین کوه نیوز بود که متولد شد. با آغاز به کار فید خوان این سایت خدمت بزرگی به دنیای کوه نویسی شد. قبلا مجبور بودیم برای آگاهی از بروز شدن وبلاگی مرتب به آن سر بزنیم. اما کوه نیوز کار را برای همه راحت کرد. همه وبلاگ ها در یک سایت. همه را به هم پیوند داد و وبلاگ هایی را شناساند که شاید اسم آنها آشنا نبود. خود کوه نیوز هم تجربه کسب کرد ،اصلاح کرد، پوست اندازی کرد و به شکل و شمایل فعلی رسید و قوی تر از همیشه پای بر عرصه گذاشت. در اینجا به سهم خودم از مدیر سایت آقای چیتگرها و تیمش تشکر می کنم.
در خاتمه از همه دوستانی که لطف داشتند و حمایت کردند و دلگرمی دادند و در اینجا اسم نبرده ام تشکر می کنم و برای همه شما آرزوی موفقیت و سربلندی و تفاهم و دوستی حداکثری را دارم.