گاشربروم 2 : گزارش دانیلا پرتقالی
6 آگوست 2009 – دانیلا (Daniela Teixeira ) که با پائولا روکسو هم تیم شده بود در ابتدا قصد داشت تا تلاش پارسال خود در مسیر French Spur گاشربروم 2 را تکرار کند اما شرایط نامساعد بار دیگر صعود را بی نتیجه گذاشت. این کوه نوردان که دو هفته قبل از مسیر نرمال تلاش می کردند در کمپ 1 آگاه شدند که دوستشان لوییس باربرو از تلاش برای قله بازنگشته است. چند روز بعد دانیلا گزارش خود را نوشت . در زیر بخش هایی از آن را می خوانید.
پروژه رویاهای گاشر من متعلق به گذشته است. این پروژه به عنوان خاطره ای از یک واقعیت ناتمام در قلب من جای خواهد گرفت. چیزی که هرگز در یک کوه بالای 8000 متری که " مسیر نرمالش " مسیر خودخواهی است نمی توانست به واقعیت بپیوندد.
به علت مجموعه ای از رویدادهای تراژیک و هوای نامساعد به کمپ اصلی بازگشته ایم. باز چند تلاش برای صعود به گاشربروم 2 توسط یک تیم فدراسیون کوه نوردی ایران ، یک کوه نورد لهستانی و یک اسپانیایی در حال انجام بود. بار دیگر ، هیچ کس به قله واقعی نرسید، آن مرتفع ترین نقطه که از آنجا فرد تنها می تواند پایین بیاید. با وجود این ، تیم ایران در حال جشن گرفتن صعود به قله چند عضو خود بود.
در مورد ما : در 21 جولای پائولو و من بار دیگر از یخچال که کمپ اصلی را از کمپ 1 جدا می کرد عبور کردیم. شایعاتی مبنی بر هوای مساعد در 24 تا 25 آگوست ما را واداشت باور کنیم هنوز هم شانس داریم. این بار عازم مسیر نرمال گاشربروم 2 بودیم. فکر صعود از مسیر French Spur را به علت خروارها برف که باز کردن مسیر را برای تنها دو نفر غیر ممکن می ساخت رها کردیم.
حدود ساعت 11 صبح با حالی خوب به کمپ 1 رسیدیم – تعداد زیادی کوه نورد داشتند از کمپ 3 فرود می آمدند. صحبت این بود که چند تن از کوه نوردان ایرانی در زیر بادهای شدید در روز قبل به گاشربروم صعود کرده اند. کوه نورد لهستانی به نام جاسک تلر ، و یک اسپانیایی بنام لوئیس باربرو – که یکی از دوستان ما بود هم حضور داشتند.
رویای لوئیس صعود به قله گاشربروم 2 بود ، حالا چطوری مهم نبود – او در حال تلاش دومش بود. با نزدیک شدن عصر ایرانی ها کم کم به کمپ 1 رسیدند ، برخی از آنان بابت رسیدن به قله خوشحال بودند ( بعدا با خبر شدیم که با وجود اینکه نزدیک قله رفتند ، اما هرگز موفق به صعود به آن نشده اند.)
درحالی که کنجکاو و نگران بودیم ، حدود یک ساعت بعد از ایرانی ها در مورد جاسک و لوئیس پرسیدیم. بویژه نگران لوئیس بودیم چون می دانستیم که " تب 8000 متری " از همان ابتدا مثل خوره او را می خورد. ایرانی ها گفتند که جاسک در حال فرود بود. بنابه گزارش لوئیس از روز صعود به قله گم شده بود. برای ما عجیب بود که تا قبل از پرس و جوی ما ، هیچ کس در مورد ناپدید شدنش حرفی به زبان نیاورد.
ظاهرا ایرانی ها حدود 50 متری قله توقف کردند ، چون یال قله تیز و خطرناک بود ، و آنان طناب کافی برای تثبیت مسیری امن تا قله نداشتند. با این حال ، آنان شایسته تبریک گویی به خاطر نزدیک شدن بسیار نزدیک به قله در چنین روز پر بادی هستند.
ترجمه از منبع : http://www.mounteverest.net/news.php?id=18543