کوه نوردی بزرگ درگذشت

کلاودیو کورتی CLAUDIO CORTI در سوم فوریه 2010 در سن 81 سالگی در LECCO درگذشت. وی به خاطر وقوع فاجعه در رخ شمالی آیگر در سال 1957 بر سر زبان ها افتاد.
قبل از این حادثه مرگبار ، کورتی به صورت موفقیت آمیزی مسیرهای دشوار زیادی را صعود کرد ، مسیرهای سختی را تکرار کرد و مسیرهای دشوار خودش را باز کرد ، که امروزه هنوز هم مورد توجه می باشند ، مانند مسیر رخ شرقی Pizzo Badile در آلپ های مرکزی. در آن زمان رخ شمالی آیگر صعود کننده ایتالیایی نداشت. کورتی تمام تابستان مشغوول تمرین بود و در سوم آگوست به همراه استفانو لونگی Stefano Longhi کوه نورد بسیار با انگیزه اهل لکو عازم شد.

آیگر 1957 نجات کلاودیو کورتی
اما آنچه که بایستی صعودی دشوارمی بود تبدیل به رنج و عذاب ، پر از رویدادهای پیش بینی نشده و هوایی وحشتناک شد. این دو کوه نورد خودشان را بخشی از بدنام ترین وقایع روی این دیواره یافتند که به خاطر حوادث مرگبار هم مشهور بود. آنان مسیر را اشتباهی آغاز کردند ، و یک روز را از دست دادند. وقتی به مسیر درست آبسیل ( راپل ) کردند ، کوه نوردان آلمانی گونتر نوتدورف Günther Nothdurft و فرانز مایر Franz Mayer با آنان روبرو شدند.

دیواره شمال شرق/ شرق Pizzo Badile
اوضاع برای آلمانی ها در حال دشوار شدن بود ، به این خاطر این چهار نفر تصمیم گرفتند همگی با هم به سرپرستی کورتی صعود کنند ، اما آنان فوف العاده آرام حرکت کردند که علت آن شرایط نامساعد هم بود. در 9 آگوست ، پس از 7 روز تلاش ، آنان در White Spider ، ورقه ای از یخ شیب دار چسبیده به دامنه های تاریک " monster " قرار داشتند. به خاطر تلاش زیاد و سرما ضعیف شده بودند. استفانو لونگی چند متر سقوط کرد و قادر نبود به علت سردی دستانش به بالای طناب برگردد یا حتی یک گره پروسیک بزند. دوستانش او را با حمایت به پایین به یک طاقچه بردند.

Cima Scingino South Wall in the big dihedral 1971 Corti'route
در این نقطه تنها 300 متر با قله فاصله داشتند و کورتی می خواست در سریع ترین زمان ممکن این قسمت را صعود کند و بعد برای سازماندهی نجات استفانو دوباره فرود بیاید. اما در این بخش پایانی بود که سرنوشت شوک دردناک دیگری وارد کرد. هنگام بالا رفتن ، سنگی در حال سقوط به سرش خورد و به طرزی ناجور حدود 30 متر سقوط کرد. اوضاع باز هم هراس انگیرتر شد ، و دو آلمانی ، که تا این لحظه تاره نفس ترین بودند ، او را محکم بستند و بالاخره به قله رسیدند.

اما بدشانسی شان تمام نشده بود ، چون هنگام فرود بر اثر خستگی زیاد جان دادند. اجساد آنان چهار سال بعد در مسیر فرود از قله رخ غربی پیدا شد. در ضمن یکی از حیرت انگیزترین عملیات نجات ، تحت نظر کامل رسانه ها در حال انجام بود. با استفاده از سیستمی پیچیده ، به کلاودیو کورتی رسیدند ، و با جرثقیل کابلی ، به طرزی ناجور اما زنده او را به قله آوردند. متاسفانه ، برای استفانو لونگی ، کمک بسیار دیر رسید.

دیواره شمالی آیگر
آنچه که پس از آن برای کلاودیو کورتی اتفاق افتاد ، بیشتر شبیه به محاکمه ای با چندین مدعی پیگرد و بدون دفاع بود ، و او که هنوز تحت شوک حاصل از جراحاتش بود ، به طعنه های خفیف برخی عقل کل ها پاسخی نداد. بلافاصله پس از این حادثه ، بهبودی کورتی ، زمانی که هنوز هم دچار انواع کابوس های شبانه می شد ، مطمئنا چندان روشن نبود. و زمانی که پاسخ هایش اندکی شک بر جای می گذاشت ، کوهی از نیش و کنایه و بدگمانی های وحشتناک بر روی او انباشته می شد. غیرمنصفانه ترین و تهاجمی ترین آن بیان مقصر بودن وی در مرگ آلمانی ها به علت تاخیر در صعود بود. بار سنگین از دست رفتن 3 زندگی ، و با گناه تنها بازمانده بودن ، که او را از خوردن باز می داشت ، تحت این این یورش غیر قابل تحمل بود.

آیگر ۱۹۵۷ نجات کلاودیو کورتی
گروه " او گناهکار است " به سرپرستی هاینریش هارر Heinrich Harrer ، یکی از اولین صعود کنندگان رخ شمالی آیگر بود. در کتاب " The White Spider " اش ، که در سال 1959 منتشر شد ، این کوه نورد اتریشی به صورت مکتوب اتهاماتش را در مورد کورتی شرح داد. تنها 4 سال بعد ، در سال 1961 ، با کشف اجساد گونتر نوتدورف و فرانز مایر در رخ جنوبی ، سخنان کلاودیو کورتی معنای دیگری به خود گرفت ، وحتی منتقدانش منطق گزارش او را پذیرفتند. در ضمن با وجود این ، زندگی اش تباه شده بود. آنان ( منتقدانش ) او را با کرامپون لگدمال کرده بودند و منکر زخم های ایجاد شده بودند.

دیواره شمال شرق Pizzo Badile
در کتابی دیگر ، کتاب " صعود تا جهنم " جک اولسن آنچه که واقعا در آن روزهای وحشتناک اتفاق افتاده بود را کمی بیشتر روشن ساخت. اما تنها با انتشار کتاب " زندانی آیگر " گیورگیو اسپریفیکو Giorgio Spreafico ، در سال 2008 ، 50 سال پس از این فاجعه بود که بالاخره روایت کورتی ، توانست به طور مناسبی اوضاع را توضیح دهد و تاریکی را که سال ها او را در برزخ خوب و بد قرار داده بود به کنار بزند.

گراند کاپوچین
کلاودیو کورتی یکی از قوی ترین کوه نوردان اهل لکو نسل خودش بود. او اولین تکرار مشکل ترین و دشوارترین مسیرهای آن زمان و نیز اولین صعود مسیرهای به خوبی انتخاب شده را به سبکی خوب و با حداقل وسایل انجام داد.
جسارت و بی باکی او زبانزد عام و خاص بود ، برای مثال هنگام تلاش در Pizzi Gemelli (Val Bondasca) وقتی رفیق مشهورش ، قادر به غلبه بر بلوکی صاف و محافظت نشده نبود ، سرطناب را به او داد. کورتی پوتین های بزرگش را در آورد و با جوراب روی صخره صاف صعود کرد ، گویی وزنی نداشت و مانند قهرمانی افسانه ای در حال رقص بود. یا در سال 1953 خودش مسیری را در رخ شرقی Badile صعود کرد. او قبلا این مسیر را از کارلو موری معروف ، آنگونه که کورتی خودش در مصاحبه ای پس از آن توضیح می دهد ، ربوده بود. تیم با مجموعه ای از شکاف ها آغاز کرد که به جایی منتهی شد که دیواره شیب بیشتری یافت.

گراند کاپوچین
در این نقطه کورتی برگ برنده اش یعنی جسارتش را رو کرد. سیستم شکاف های دیگری را در قسمت چپ تر مشاهده کرد، که در نگاه اول آسان تر به نظر می آمد ( شکاف هایی که در آنجا بودند توسط کوه نوردان انگلیسی Kosterlitz و Isherwood در سال 1968 مسیر “La via degli inglesi” را ایجاد کرد ) و آنان به سوی این شکاف ها رفتند. اما رسیدن به آنجا مستلزم مجموعه ای از حرکات بسیار دشوار بود. با کفش آن زمان ، سخت و نه چندان خوب برای گرفتن گیرهای کوچک ، کورتی تراورسی را روی این بلوک انجام داد که اکثر تکرار کنندگان احتمالی را منصرف خواهد کرد. متاسفانه ، این شاهکار کورتی هم با حقه دیگری از سوی سرنوشت ، که همیشه نسبت به او ظالم بود ، به هم خورد و این زمانی بود که دوستش Felice Battaglia مورد اصابت رعد و برق قرار گرفت و در راس مسیر کشته شد. مسیرهای جدید دیگری ، سرسخت و دشوار (Cerro Torre ، 1974 ، اولین صعود از رخ غربی ) در زندگی کلاودویو وجود داشت ، اما این زخم ها تا حد زیادی در لبخند تلخ کلاودیو تاثیر گذار خواهد بود.
منبع : http://www.up-climbing.com/en/contributions/mountaineering/claudio-corti-1928---2010
مترج : فریدون شیرمحمدلی